Tag Archives: کنیم

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: آقایان معمولا در مراسم رسمی کت و شلوار به تن می کنند. این مراسم شامل عروسی، مصاحبه های کاری یا حتی زمان هایی ست که می خواهند تاثیری مثبت بر دیگران بگذارند. اما حتی پوشیدن این مدل لباس نیز تخصصی خاص دارد.

به عنوان مثال کتی که شما در جلسات رسمی می پوشید با مدل و رنگ کتی که در مکان های رسمی دیگر به تن می کنید، تفاوت دارد. اگر دوست دارید بدانید که در مراسم مختلف چه رنگ و طرح کتی مناسب شماست، در ادامه مطلب همراه مان باشید.  

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟

۱٫ عروسی

مطمئنا شما هم دوست دارید که در روز عروسی، حتی به عنوان میهمان، بدرخشید. زمانی که صحبت از رنگ کت در مراسمی چون عروسی می شود، اکثرا ماها به رنگ های تیره ای چون مشکی و سرمه ای فکر می کنیم اما در فصل های گرم سال مانند بهار و تابستان می توان به رنگ های روشن دیگری هم فکر کرد.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟

رنگ های سبز و بنفش پاستلی کمرنگ، جیگری و طوسی پررنگ از رنگ هایی است که می توانید در مراسم عروسی، به خصوص در فصل تابستان، به تن کنید. این رنگ کت ها شما را متفاوت از دیگران کرده و باعث می شود که در جمع به زیبایی بدرخشید.

اگر به دنبال کفشی برای ست کردن با این رنگ کت ها می گردید، کفش های لوفر بهترین انتخاب برایتان خواهند بود.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


۲٫ مصاحبه کاری

روزی که شما برای مصاحبه کاری می روید، روز بسیار مهمی است، از این رو باید با ظاهری آراسته و البته تاثیرگذار ظاهر شوید. اما چه رنگ کتی برای این موقعیت مناسب است؟ اگر می خواهید که متفاوت و البته تاثیرگذار باشید، باید کتی که شایسته یک جلسه کاری ست، به تن کنید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
کتی که در این شرایط به تن می کنید باید کمی کلاسیک تر و رسمی تر باشد، از این رو رنگ های پاستلی که برای مراسم عروسی پیشنهاد دادیم، مناسب این موقعیت نیستند.

رنگ هایی که برای یک روز مصاحبه کاری به شما پیشنهاد می دهیم، رنگ هایی با تن جواهرات مانند یشمی و رنگ های خنثی ای چون خاکی، طوسی و مشکی می باشند. کت هایی که رنگ خنثی دارند برای افرادی با سن بالاتر و کت های رنگی برای جوان تر ها مناسب است. اگر می خواهید کت تان را طرح دار انتخاب کنید، طرح های چهارخانه که بسیار کلاسیک و شیک هستند، بهترین انتخاب برایتان خواهد بود.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟

البته این کت ها را می توانید برای ملاقات های دوستانه و غیر رسمی در روزهای دیگر نیز به تن کنید. برای این منظور، تی شرتی سفید رنگ به همراه کفشی اسپورت ظاهر شما را از حالت خشک و رسمی خارج می کند. 


۳٫ جشن فارغ التحصیلی دانشگاه

روز فارغ التحصیلی نیز از روزهای مهمی است که باید در آن به زیباترین شکل ممکن بدرخشید. در این روز رنگ های خاکستری و سرمه ای بهترین دوستان شما خواهند بود. هر مردی، در هر سن و سالی با پوشیدن کت و شلوار سرمه ای یا طوسی خواهد درخشید. بنابراین آنچه در این مرحله اهمیت دارد، پیراهنی است که باید زیر آن به تن کنید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
برای این موقعیت، ما پیراهنی به رنگ روشن مانند سفید یا آبی آسمانی را به شما پیشنهاد می دهیم. بهترین کفشی هم که می توانید با این تیپ ست کنید، کفش مدل آکسفورد است. با این ظاهر نشان می دهید که لایق چنین جشن و مقامی بوده اید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


۴٫ گشت و گذارهای شبانه

زمانی که صحبت از گشت و گذارهای بیرون از خانه می شود، ذهن ما نیز به این سمت می رود که چه لباسی برای این موقعیت مناسب است؟

در این شرایط شما باید از تیپ رسمی و کلاسیک خود دور شده و به سمت کت های اسپورت تر بروید. برای این منظور کت های طرح دار بهترین انتخاب برایتان خواهد بود. به عنوان مثال کت هایی با طرح های راه راه عمودی یا گلدار می توانند بهترین گزینه برایتان باشند.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
از آنجا که این مدل کت ها طرح های شلوغ و چشمگیری داشتند، بهتر است که دیگر لباس هایتان را ساده و به رنگ های خنثی انتخاب کنید تا تعادل میان آنها برقرار شود. شلوار جین تنگ هم انتخاب خوبی است که در کنار این کت های اسپورت، ظاهر شما را جذاب تر از همیشه خواهد کرد.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


۵٫ جشن فارغ التحصیلی دبیرستان

دوران نوجوانی دورانی است که دوست دارید بدرخشید و به دیگران خودی نشان دهید، به خصوص زمانی که دوران دبیرستان را تمام می کنید.

اگر شما هم جزو افرادی هستید که مانند بسیاری از کشورها پس از اتمام دوران دبیرستان جشنی برپا می کنند، پس باید به دنبال لباسی که برازنده سن تان باشد و علاوه بر آن شما را منحصر بفردتر از همیشه نشان دهد، باشید. آیا لباسی بهتر از کت سفید و شلوار مشکی را برای این نوع مراسم سراغ دارید؟

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
مدل لباس شما در عین مدرن بودن، باید ظاهری اسپورت و دوستانه نیز داشته باشد. بنابراین ترکیب سفید و مشکی این تعادل را در ظاهر شما به خوبی ایجاد می کند.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
شما می توانید با سلیقه خودتان، کفشی سفید یا مشکی به پا کنید.


چگونه آرایش خود را بهاری کنیم؟


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: هوای گرم در راه است! همانطور که شما ظاهر خود را، از مدل لباس گرفته تا طرح و رنگ آن، یا حتی مدل مو و رنگ موهایتان را فصل به فصل عوض می کنید، وقت آن است که به مدل آرایش خود نیز تغییراتی بدهید.

دیگر زمان رژهای بی رنگ و سایه های چشم تیره گذشته است، اگر دوست دارید که صورت خود را متناسب با فصل بهار آرایش کنید، در ادامه مطلب همراه مان باشید.

رژ گونه گلبهی

هیچ چیز مانند یک رژ گونه به رنگ گلبهی نمی تواند چهره شما را دگرگون و جذاب کند. در حقیقت، رنگ گلبهی نمادی از جوانی و شادابی است. بنابراین مقداری از آن را به گونه هایتان بزنید و از درخششی که به چهره تان می دهد، لذت ببرید. البته می توانید که همان قلمو را کمی به روی بینی و لبانتان هم بکشید تا صورت تان حالتی یکدست بگیرد. 

چگونه آرایش خود را بهاری کنیم؟
۲٫ آرایش تان را با پرایمر آغاز کنید

فرقی نمی ‌کند که اهل آرایش غلیظ باشید یا ترجیح دهید فقط از یک کرم مرطوب‌ کننده و بالم لب استفاده کنید، وقتی می‌ خواهید پوستی درخشان، به خصوص در فصل های گرم سال، داشته باشید یا پایه صاف و یکدستی برای زیرسازی آرایش خود ایجاد کنید، پرایمر می تواند کمک بزرگی به شما کند. در واقع پرایمرها پوست شما را برای آرایش آماده می کنند و علاوه بر آن، آرایش را شما را در مدت زمان بیشتری نگه می دارند. از این رو قبل از هر کاری آن را به پوست تان بزنید و سپس آرایش تان را آغاز کنید. با این روش دیگر عرق کردن آرایش تان را بهم نخواهد ریخت.

۳٫ از سایه های رنگی استفاده کنید

تقریبا اکثر خانم ها از آرایش چشم های دودی لذت می برند اما زمان این مدل آرایش چشم به سر رسیده؛ وقت آن است که از سایه های چشم رنگی استفاده کنید. استفاده از سایه های رنگی به آرایش چشم شما سبکی مدرن می دهد. البته بهتر است که قبل از زدن این مدل سایه ها، از پرایمر استفاده کنید، زیرا سایه های رنگی به مرور زمان با روغن طبیعی پوست ترکیب شده و به سمت رنگ های تیره تر، تغییر رنگ می دهند. 

۴٫ رژ لب های پر رنگ بزنید

بهار زمانی خوبی است تا از رژ لب های پر رنگ استفاده کنید و چهره تان را از حالت خشک و بی روح در آورید. اگر چه در فصل های سرد سال بیشتر از رژهای رنگ طبیعی یا مات استفاده می شود اما در فصلی چون بهار، رژهای پر رنگ تر و براق تر بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.

چگونه آرایش خود را بهاری کنیم؟
۵٫ از کرم پودر کمتر استفاده کنید

هر چه دمای هوا بیشتر می شود، احتمالا علاقه شما هم برای زدن لوازم آرایش، به خصوص کرم پودر، روی صورت تان کمتر می شود. از این رو لازم نیست که کرم پودر را روی صورت تان خالی کنید. در واقع بهتر است که از آن استفاده نکنید، به جای آن از پنکک برای کل صورت و کانسیلر برای دور چشمهایتان استفاده کنید. هر چه آرایش تان سبک تر باشد، حس راحتی بیشتری نیز پیدا خواهید کرد.

۶٫ هایلایترها را فراموش نکنید

حال که خورشید با درخشش بیشتری می تابد و همه چیز لباسی نو به تن کرده، چرا شما ندرخشید؟! بهار زمان خوبی است تا شادابی و درخشش پوست تان را بیشتر کنید. برای این منظور از هایلایترها کمک بگیرید. با شتی هایلایتر را روی گونه هایتان بزنید یا حتی می توانید مقداری از آن را با پنکک تان مخلوط کنید تا کل صورت تان را بپوشاند. هایلایترهایی با رنگ طلایی بهترین انتخاب برایتان خواهند بود.

چگونه آرایش خود را بهاری کنیم؟
۷٫ از خط چشم ها و ریمل های رنگی استفاده کنید

بهار فصل تغییر و تحول است، بنابراین بهتر است که عادات قدیمی تان را کنار بگذارید و روش های جدیدتر آرایش را امتحان کنید. اکثر ما به خط چشم و ریمل های مشکی عادت کرده ایم، اما خط چشم های رنگی از آن مدهایی است که می توانید در بهار و تابستان امسال به آن فکر کنید. به عنوان مثال خط چشم سرمه ای از مدهایی است که مطمئنا بر صورت خانم های بسیاری خواهید دید.


چه گناهی کردیم که باید اینجا زندگی کنیم؟


روزنامه ایران – محمد معصومیان: شب با صدای ماغ گاوهای طویله‌ای که دیوار به دیوار خانه‌شان است، به خواب می‌روند و صبح با بوی پشگلی که از خانه همسایه می‌آید، بیدار می‌شوند. از خانه که بیرون می‌روند پاچه‌های شلوار را بالا می‌زنند تا از لابه‌لای گل و شل و فضولات گاو و گوسفند به سلامت عبور کنند. «تازه‌آباد» سقز سال‌هاست سرگردان بین منطقه منفصل شهری یا یک شهرک دامپروری سرگردان مانده است.

حسین بیگی، معاون خدمات شهری شهرداری سقز در تعریف این منطقه می‌گوید: «ناحیه منفصل شهری تازه‌آباد به‌عنوان یک سکونتگاه غیررسمی از سال ۷۵ به مرور زمان به محلی برای نگهداری دام چوبداران، خرید و فروش دام و اسکان موقت آنان تبدیل شد و حالا بعد از سال‌ها هنوز ۲۵۰ نفر در قالب ۷۵ دامداری در این منطقه فعالیت می‌کنند.»

تازه آباد با بیش از ۴ هزار نفر جمعیت، هنوز کوچه‌ و خیابان آسفالتی ندارد و باران تند زمستان همه جا را بسرعت گل آلود می‌کند. مردان و زنان و کودکان، شلوارهای کردی‌شان را توی جوراب فرو می‌برند و با لایه ضخیمی از گل و لای روی کفش‌ها راه می‌روند. همه جا صدای شلپ شلپ کفش‌هایی می‌آید که به زور از زمین کنده می‌شوند و دوباره با شالاپی در گل فرو می‌روند. در این محله کسی را نمی‌بینید که تا بالای شلوارش نشانی از شتک گل و شل نباشد. خانه‌های گلی و نامنظم و هوایی که بوی فضولات حیوانی می‌دهد، همه آن چیزی است که در تازه آباد می‌بینید و حس می‌کنید. به سراغ چند مرد جوان می‌روم که گوشه‌ای ایستاده‌اند. از آنها در مورد مشکلات زندگی در کنار طویله‌های گاو و گوسفند و اسب و قاطر می‌پرسم

زندگی تو را «ماغ» می کشد

و البته انتظار هم نداشتم که همان ابتدا رحمان بگوید همان دری که به آن تکیه داده، طویله است: «از همه لحاظ مشکل داریم. از کدام لحاظش را می‌خواهید؟ بهداشت که نداریم، کوچه و پس‌کوچه‌ها که پر از پهن است، بچه‌های ما هم در همین کوچه‌ها بازی می‌کنند و بزرگ می‌شوند. اینجا که می‌بینی در طویله است و در کناری هم در خانه پدری من است. دیگر شما خودت تصور کن بغل طویله زندگی کردن چه جور وضعیتی است. همه ما اینجا نگران بیماری هستیم. مریضی مشترک بین دام و انسان هم که کم نیست. خیلی‌ها توی همین محل بیمار شده‌اند و آسم و بیماری‌های عفونی گرفته‌اند. نمی‌دانم چرا این وضعیت تمام نمی‌شود؟ چرا طویله‌ها را نمی‌برند بیرون شهر؟»

دوست رحمان می‌گوید: «برای دامداران جا تعیین شده و زمین هم داده‌اند ولی نمی‌روند. به‌قول خودشان چون مردم اینجا زندگی می‌کنند دیگر دام‌های‌شان نگهبان نمی‌خواهد. ما شده‌ایم نگهبان طویله دام دارها. خانه بیشتر چوبدارها توی شهر است. مطمئن باشید اگر خانه خودشان در این محل بود، یک لحظه تحمل نمی‌کردند. طرف از مریوان آمده اینجا و سه چهار نفری دامداری راه انداخته‌اند و به مردم هم توجه نمی‌کنند. ما چندین بار گزارش داده‌ایم و اثری نداشته. نمی‌شود که من شخصی بروم با آنها برخورد کنم، این کار دولت است.»

مناقشه بین ساکنان و دامداران تا حدود زیادی شبیه همان قضیه فلسفی مرغ و تخم مرغ است؛ اینکه اول تخم مرغ بوده یا مرغ. ساکنان می‌گویند اول آنها بودند و بعد دامداران آمدند و دامداران هم می‌گویند اول ما بودیم و بعد ساکنان آمدند. محمود که ساکت به‌ حرف دوستانش گوش می‌دهد و به نشانه رضایت سر تکان می‌دهد، می‌گوید: «اینجا اول خانه بود، بعد دامداری‌ها آمدند. اما اگر بروی از خودشان بپرسی می‌گویند اینجا اول دامدارها دامداری ساختند بعد مسکونی شد ولی ما شواهد و مدارک زیادی داریم که نشان می‌دهد اول محل زندگی بود بعد دامداری‌ها ساخته شد. مسأله این است که همه دامدارها باهم متحد هستند. به یک نفر که اعتراض کنی یکهو می‌بینی ۱۵۰ دامدار می‌آیند پشت طرف را می‌گیرند. مشکل اصلی این محل بهداشت است و تا دامداری‌ها جمع نشود، بهداشت هم ممکن نیست.»

مردم یکی یکی جمع می‌شوند و هرکدام گلایه خود را مطرح می‌کنند. پیرمردی از داخل بنگاه معاملاتی بیرون می‌آید و اصرار می‌کند که از او فیلم بگیرم: «از من فیلم بگیر تا همه چیز را برایت تعریف کنم.» اسم و فامیلش را هم می‌گوید و می‌خواهد ثابت کند که از دامداران نمی‌ترسد: «این کوچه‌ها را ببین! به‌خدا بعضی‌ها رشوه می‌گیرند که وضع ما این است. شما پیاده نه، با ماشین برو این کوچه پشتی ببین اصلاً ماشین می‌تواند از لجن گل و پهن رد بشود که آدم بتواند؟ شما برو جلوی مدرسه‌ها ببین وضعیت بچه‌ها چطور است؟ چطور می‌روند و می‌آیند؟ اینجا یک خانه فروش نمی‌رود هیچ‌کس اینجا خانه اجاره نمی‌کند. سرمایه مردم روی زمین مانده چون همه می‌دانند مکافات زندگی در این محل چیست؟» پای پیاده به همان کوچه پشتی می‌روم. کوچه‌ای که پر از پستی و بلندی است.

پیرمرد راست می‌گوید کفش‌ها در گل و پهن فرو می‌رود و هر آن احتمال سر خوردن در سراشیبی هست. به سختی و با چنگ زدن به دیوار، از سراشیبی پایین می‌روم. چند نفری با چکمه از کنارم رد می‌شوند و با خنده می‌گویند: «کمک می‌خواهی؟» کوچه پر از دامداری است و این را می‌شود از ماغ کشیدن گاوها و بع‌بع گوسفندان و مع مع بزها فهمید. مردی جا افتاده و خوش برخورد و آرام دارد در آهنی طویله را می‌بندد که سر حرف را با او باز می‌کنم. می‌گوید: «کار نیست چکار کنیم؟ به ما گفته‌اند بهار تعیین می‌کنیم کجا بروید. به خدا اگر بگویند، می‌رویم. هنوز جا مشخص نیست ولی باور کنید همین جا لااقل هزار نفر شاغل هستند.»

از او می‌پرسم اول شما اینجا بودید یا ساکنان محل و او همان‌طور که انتظار داشتم می‌گوید: «ما اول اینجا دامداری داشتیم و بعد مردم زمین خریدند. من خودم هم اینجا زندگی می‌کنم و می‌فهمم مردم چی می‌گویند.» کمی پایین‌تر چند نفر سر کوچه ایستاده‌اند. از چوب‌هایی که در دست دارند، پیداست که دامدار هستند. از سؤال من که می‌پرسم چرا از اینجا نمی‌روید عصبانی می‌شوند و یکی از آنها با خشم می‌گوید: «هنوز برای ما جا مشخص نشده. ما زمانی که اینجا بودیم کسی ساکن نبود، ما چکار کنیم؟ ناچاریم که هستیم. اگر جا درست کنند می‌رویم، ولی هر جایی هم نمی‌ریم. طرف‌های جاده بانه که اصلاً نمی‌رویم. شرط و شروط داریم. قرار بود بغل کشتارگاه جا بدهند و خوب هم بود ولی زدند زیرقول شان.»

زندگی تو را «ماغ» می کشد

حسین بیگی، معاون خدمات شهری شهرداری سقز از نگرانی مسئولان شهری برای وضعیت بهداشتی محله می‌گوید: «دستگاه‌های اجرایی نسبت به وضع بهداشتی این منطقه نگران هستند ولی محله از محدوده شهری بود و عملاً شهرداری نمی‌توانست اقدامی انجام دهد و بویژه از طریق کمیسیون بند ۲۰ ماده ۵۵ قانون شهرداری اعمال قانون کند. بعد از مطالعات انجام شده این منطقه که برای ارائه خدمات بیشتر از لحاظ تقسیمات جغرافیایی جزو روستا و محدوده قانونی شهر نبود به همت و پیگیری‌های نماینده مردم سقز در مجلس و نیز همکاری استانداری، فرمانداری و شهرداری، در سال ۹۵ به‌عنوان ناحیه منفصل شهری به سقز الحاق شد.

این نهاد نسبت به آموزش‌های لازم به دامداران و تذکر و اخطار از طریق دادستانی برای خروج از آن منطقه و انتقال آنان به مکان تعیین شده در روستای «قشلاق صالح بیگ» در ۵ کیلومتری سقز که توسط تعاونی روستایی با هزینه ۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال ایجاد شده بود، اقدام‌های لازم را انجام داد که دامداران موافق مکان پیشنهادی نبودند. نهادهای خدمات رسان در راستای آموزش و انتقال دامداران همچنان تلاش کرد و مکان‌های دیگری را پیشنهاد داد که درحال حاضر محدوده‌ای در مسیر شهر «صاحب» نزدیکی کشتارگاه صنعتی دام پیش‌بینی شده است اما چون فعلاً منطقه آماده نیست نمی‌توانیم برای تخلیه، اخطار جدی بدهیم. همچنین برای ساماندهی پیشنهاد تشکیل تعاونی توسط دامداران هم ارائه شده؛

دامدارها حدود۲۵۰ نفر هستند و در قالب ۷۰ دامداری فعالیت می‌کنند که تشکیل تعاونی برای خرید زمین و ایجاد دامداری بسیار مناسب خواهد بود. از دیگر پیشنهادها به دامداران برای انتقال، نقل مکان به گاوداری‌های آدینان در ۱۰ کیلومتری سقز بوده که با این بحث هم موافق نبودند. بر اساس پیش‌بینی‌ها به امید خدا انتقال دامداری‌های تازه آباد در سال ۹۷ به نتیجه خواهد رسید. گرچه فعلاً برای مکان جدید هیچ اقدام جدی مبنی بر تملک و آماده‌سازی انجام نشده است.» علی محمدیان معاون فنی و عمرانی فرمانداری سقز از پیگیری‌ها می‌گوید و امیدوار است در سال ۹۷ اوضاع منطقه سامان پیدا کند. او در مورد امکانات و زیرساخت‌های تازه آباد می‌گوید:

«از محل اجرای طرح توانمندسازی در سال ۹۶ میلیاردها تومان در زمینه آماده‌سازی زیرساخت‌ها برای این منطقه هزینه شده است که در حال حاضر شبکه آب، برق و مخابرات آن تکمیل و طرح جمع‌آوری فاضلاب آن با پیشرفت ۴۰ درصد در حال انجام و تکمیل است. ۲ خیابان ۱۸ و ۲۵ متری در این منطقه در حال احداث است و لایروبی رودخانه نیز توسط شهرداری انجام شده و ستاد توانمندسازی استان کردستان هم ساخت مدرسه ۹ کلاسه و احداث پارک در محله تازه آباد را برای سال ۹۷ پیش‌بینی کرده است.»

به خیابان اصلی که می‌رسیم پویا راننده ماشین به کفش‌هایم نگاه می‌کند و می‌خندد. می‌فهمم از کثیف شدن ماشین بدش می‌آید. بعلاوه به اندازه کافی بوی دام هم می‌دهم. می‌گویم ماشین را نگه دارد تا در جوی آبی که از گوشه خیابان رد می‌شود کف کفش‌هایم را بشویم. به مردم نگاه می‌کنم که با چه مرارتی در این محل زندگی می‌کنند. به بچه‌هایی فکر می‌کنم که چطور در کنار این فضولات بازی می‌کنند و بزرگ می‌شوند. یاد حرف‌های رحمان می‌افتم که با التماس می‌گفت: «مگر ما چه گناهی کرده‌ایم که باید اینجا زندگی کنیم؟»


چگونه انرژی منفی را از خانه دور کنیم؟


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: خانه جایی است که باید در آن بیشتر از هر جای دیگری احساس امنیت و آرامش کنیم، اما وقتی خانه پُر از انرژی منفی می‌شود تاثیر محسوسی بر احساسات و هیجانات و البته سلامتی ما می‌گذارد. شما نمی‌توانید انرژی را با چشمهای‌تان ببینید اما مطمئنا می‌توانید آن را احساس کنید و انرژی داخل خانه‌‌ی شما معمولا انعکاسی از وضعیت هیجانی درونی شماست. این انرژی اگر منفی باشد می‌تواند اعتماد بنفس شما را نابود کند، رویاهای‌تان را محو کند، ارزش شما را سبُک کند و توانایی‌های‌تان را سرکوب کند.

انرژی منفی موجب آشفتگی‌های زیادی در روابط خانوادگی نیز می‌شود و حتی می‌تواند منجر به اختلاف میان اعضای خانواده شود. زندگی کردن در چنین موقعیتی اضطراب آور و استرس برانگیز است. هر چند انرژی مثبت و انرژی منفی همیشه وجود دارند اما مهم این است که مقدار انرژی منفی کنترل و محدود شود تا شما بتوانید زندگی شادتر و رضایتبخش‌تری داشته باشید.

راههای زیادی برای زدودن انرژی منفی از پیرامون‌تان وجود دارد که می‌تواند در ایجاد تعادل و هارمونی در زندگی شما و البته زندگی سایر اعضای خانواده تاثیر چشمگیری بگذارد.

در این مطلب بهترین راههای دور کردن انرژی منفی از محیط خانه را برای‌تان می‌گوییم.

۱٫ تمیز و پاکیزه کردن خانه

وقتی وارد اتاقی تمیز و مرتب می‌شوید احساس خوبی به شما دست می‌دهد و برعکس؛ وقتی وارد اتاقی بهم ریخته و نامرتب می‌شوید احساس ناخوشایندی خواهید داشت. علتش هم این است که بهم ریختگی و کثیفی انرژی منفی را جذب می‌کند. هر زمانی که جایی را مرتب و تمیز می‌کنید به طور ناخودآگاه انرژی منفی را حذف می‌کنید. به همین علت تمیز و مرتب کردن خانه یا محل کار باید الویت شما برای کمک به پُر کردن اطراف‌تان از انرژی مثبت باشد.

همه‌ جای خانه را به طور مرتب جاروبرقی بکشید و تمیز کنید، همه‌ی اتاق‌ها و حمام و آشپزخانه. درها، دستگیره‌ها و پنجره‌ها را تمیز کنید چون باید بدون هرگونه گرد و غبار و آلودگی باشند. هر شب آشپزخانه را مرتب کنید و هیچ ظرف نشسته‌ای باقی نگذارید. چیزهایی را که دیگر نیازی به آنها ندارید دور بیندازید، با نگه داشتن این وسایل فقط دور و برتان را شلوغ‌تر می‌کنید. مواد سمی را از خانه دور کنید. لباس‌های چرک را هر جای خانه نگذارید و آنها را فقط در سبد مخصوص لباس‌های کثیف قرار دهید.

چگونه انرژی منفی را از خانه دور کنیم؟

۲٫ استفاده از دود معطر

سوزاندن گیاه معطر یکی از قدیمی‌ترین و موثرترین راههای دور کردن انرژی منفی از خانه است. این سنت کهن در نیاکان ما نیز بسیار رایج بوده است. معروف‌ترین گیاه برای دود کردن مریم گلی است. مریم گلی وقتی سوزانده می‌شود مقدار زیادی یون منفی وارد هوا می‌کند که خنثی کننده‌ی یون مثبت در هواست (بالا بودن ميزان يون مثبت در هوا باعث احساس افسردگی، سر درد و رخوت در افراد می‌شود). یون‌های منفی کمک می‌کنند تا احساس تندرستی کرده و ذهن‌تان شفاف شود ضمنا رایحه‌ی مریم گلی، آرامشبخش است.

شاخه‌های مریم گلی در بازار موجودند اما شما خودتان هم می‌توانید یک دسته از این شاخه‌ها را در خانه درست کنید. چند شاخه مریم گلی را در آفتاب خشک کنید و سپس این شاخه‌های خشک شده را با نخ محکم به هم ببندید، دسته‌ی مریم گلی شما آماده است. قبل از اینکه کار را شروع کنید باید خانه را تمیز کنید و تمام درها و پنجره‌ها و قفسه‌ها و گنجه‌ها و … را باز بگذارید. دسته‌ی شاخه‌های مریم گلی را در یک ظرف نسوز بگذارید تا خاکستر و آتشپاره‌ها در آن قرار بگیرند و شاخه‌ها را روشن کنید و کمی فوت کنید تا دود کند. از خودتان شروع کنید؛ دود را به سمت خودتان فوت کنید، از پا شروع کرده و به سمت دست‌‌ها و سرتان بیایید.

به آرامی در خانه راه بروید و با حرکات دورانی مریم گلی در حال دود کردن را در خانه بچرخانید، روی دیوارها، گوشه‌ها، زمین و سقف و در تمام این مدت خودتان در سمت چپ اتاق‌ها باشید. طی انجام این مراحل جملات مثبت به کار ببرید و بگویید تا اثر گذاری آن تقویت شود. در پایان مریم گلی در حال سوختن را به بیرون از خانه ببرید و در یک فضای باز قرار دهید تا خاموش شود. علاوه بر مریم گلی می‌توانید از چوب سدر، اسطوخودوس، چوب کاج و سایر گیاهان خوشبو نیز برای دود کردن استفاده کنید.

۳. تغییر دکوراسیون

انرژی منفی برای اینکه باقی بماند نیاز به اشیاء و وسایل دارد برای همین باید دکور خانه را هر از چند گاهی تغییر دهید. حتی فقط تغییر چیدمان مبلمان کافیست تا انرژی منفی را دور کند. دست کم ماهی یک بار مبلمان را کمی حرکت دهید. البته تغییر چیدمان وسایل خانه بیشتر اوقات جای‌تان را بازتر می‌کند و احساس راحتی بیشتری نیز خواهید داشت. تغییر دکوراسیون را تجربه کنید تا فضای خانه‌تان پُر از حس زندگی شود. هر چیزی که حس خوب به شما نمی‌دهد تغییر دهید و از نظرات اعضای خانواده و دوستان کمک بگیرید. وسایل شکسته و خراب شده‌ را که دیگر کاربردی ندارند در خانه نگه ندارید و دور بیندازید.

۴٫ نور خورشید و هوای تازه

هوای تازه و نور آفتاب قابلیت شگفت انگیزی در پاکسازی دارند. انرژی قدرتمند طبیعت همیشه احساس خوبی به شما می‌دهد. پس اجازه دهید کمی نور خورشید و هوای تازه وارد فضای خانه شود؛ این هم یک راه ساده‌ی دیگر برای تقویت انرژی مثبت در خانه است. صبح زود، درها و پنجره‌ها را باز کنید تا هوای تازه و نور آفتاب وارد خانه شده و انرژی‌های منفی خارج شود. حتی می‌توانید کنار پنجره‌ی باز بایستید و بدن‌تان را در معرض نور صبحگاهی آفتاب قرار دهید. این کار به بدن‌تان کمک می‌کند تا ویتامین D بسازد. نور درخشان خورشید می‌تواند اضطراب و افسردگی را تسکین بدهد. به غیر از بدن و فضای اتاق، لباس‌های شسته شده نیز باید در معرض نور خورشید خشک شوند. گُل و گیاهان خانگی‌تان را نیز هرازگاهی در آفتاب قرار دهید.

چگونه انرژی منفی را از خانه دور کنیم؟
۵٫ نمک دریا

نک دریا نیز راهی دیگر برای دفع انرژی منفی هم از خانه و هم از درون شماست. این باور وجود دارد که نمک دریا کمک می‌کند تا یون‌های منفی در هوا تولید شده و ارتعاشات مثبت ارسال شود. چند قاشق غذاخوری نمک دریا را به یک فنجان آب گرم اضافه کرده و کاملا حل کنید. این محلول را در یک بطری اسپری بریزید و در گوشه‌های خانه اسپری کنید. مقداری نمک دریا در تمام فضای اتاق بپاشید، مخصوصا در گوشه‌هایی که به سمت شمال و جنوب غربی هستند. در صورت امکان اجازه دهید یک شب باقی بماند و سپس نمک‌ را با جاروبرقی جمع کنید و دور بیندازید.

برای پاکسازی بدن می‌توانید یک فنجان نمک دریا را در وانی که از آب گرم پُر شده بریزید و بدن‌تان را در به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در آن بغلطانید تا ریلکس شوید.

۶٫ بلند دست زدن

صدا و ارتعاشاتی که از بلند دست زدن ناشی می‌شود کمک می‌کند تا انرژی‌های منفی دور شده و پراکنده شوند. در واقع صداهای بلند و واضح، از متدهای قدرتمند پاکسازی خانه هستند. مادر طبیعت با صدای رعد و برق نیز همین کار را می‌کند. حتی صدای آتش بازی و ناقوس کلیسا، آرامشبخش و پاکسازی کننده است. در خانه راه بروید و با صدای بلند دست بزنید، مخصوصا در گوشه‌ها، روی قفسه‌ها و زیر پله‌ها تا از سکونت انرژی منفی در فضای خانه جلوگیری کنید. صدای دست زدن باید جانانه و سبُک باشد. سنگین و بیحال دست نزنید چون تداعی منفی دارد. همزمان با دست زدن می‌توانید از زنگوله، ناقوس و یا طبل استفاده کنید تا انرژی‌های منفی را در خانه از بین ببرید.

۷٫ عصاره‌های گیاهی

یک روش خوب دیگر برای پاکسازی خانه، محل کار و یا هر چیزی از انرژی منفی استفاده از عصاره‌های گیاهی است. رایحه‌ی قوی عصاره‌های گیاهی، انرژی منفی را پراکنده می‌کنند و ضمنا به طور طبیعی هوای خانه را با طراوت کرده و انرژی مثبت را به خانه و زندگی شما دعوت می‌کنند.

یک مزیت دیگر عصاره‌های گیاهی این است که بیشتر آنها دارای خواص طبی نیز هستند. ویژگی‌های آنتی باکتریال و ضد ویروسی آنها فضای خانه را سالم‌تر می‌کند. می‌توانید از انواع عصاره‌های گیاهی مانند لیمو، پرتقال، اسطوخودوس، مریم گلی، نعنا و گل رز استفاده کنید.

یک بطری اسپری را از آب پُر کنید و ۱۵ تا ۳۰ قطره از هر نوع عصاره‌ای که انتخاب کرده‌اید در آن بریزید و آن را در فضای خانه یا محل کارتان اسپری کنید، مخصوصا در گوشه‌ها، سمت پنجره‌ها و درها. این کار را هفته‌ای یک بار یا هر وقت که احساس کسل بودن کردید انجام دهید.

۸٫ گُل و گیاه

برای دور کردن انرژی منفی از خانه، مادر طبیعت راههای زیادی پیش پای‌تان گذاشته است. گیاهان زیبای زیادی وجود دارند که در دفع انرژی منفی و ایجاد تعادل در ارتباط درون شما با دنیای بیرون بسیار موثرند. گیاهان علاوه بر اینکه به خانه‌تان سبزی و زیبایی می‌دهند، اکسیژن هم تولید می‌کنند. شما می‌توانید گیاهانی مانند بامبو، درخت پول، مریم گلی، ریحان مقدس، ارکیده، آلوئه ورا، رزماری و یاسمن را در جاهای مختلف خانه قرار دهید. قبل از اینکه گیاهان را به خانه بیاورید مطمئن شوید که زمان کافی برای رسیدگی به آنها را دارید. همیشه باید شاخ و برگ‌های پژمرده و خشک شده را از گیاه جدا کنید و اگر گیاه‌تان مُرد، حتما فورا آن را از خانه دور کنید.

چگونه انرژی منفی را از خانه دور کنیم؟
۹٫ کریستال‌ها

کریستال‌ها و سنگ‌های گوناگونی وجود دارند که می‌توانید از آنها برای دفع انرژی منفی استفاده کنید. کریستال‌ها، ارتعاشات قوی برای نابود کردن انرژی منفی ارسال می‌کنند و حتی می‌توانند با هیجانات و احساسات و افکار منفی که در مواجهه با افراد دوروبرمان پیدا می‌کنیم مبارزه کنند. تورمالین سیاه یکی از بهترین کریستال‌هایی است که باید یکی از آن را در خانه داشته باشید. تورمالین سیاه را نزدیک ورودی خانه قرار دهید تا جلوی ورود هر نوع انرژی بالقوه‌ی منفی را به خانه بگیرد.

یک راه دیگر هم این است که تورمالیت سیاه را در وسط خانه بگذارید تا انرژی منفی را پس بزند. سایر کریستال‌هایی که به خوبی می‌توانند با انرژی منفی مبارزه کنند رُزکوارتز، کوارتز دودی، هماتیت، کهربای سیاه، عقیق سیاه، یاقوت ارغوانی، اُبسدین سیاه و اشک آپاچ است. برای اینکه به عملکرد این کریستال‌ها کمک کنید باید هفته‌ای یک بار آنها را تمیز کنید. کریستال را در کاسه‌ای از آب تصفیه شده قرار داده و سپس به مدت دست کم ۴ ساعت زیر نور خورشید خشک کنید.

۱۰٫ زعفران

ادویه‌ی زعفران را هم می‌تواند برای پاکسازی فضا بکار ببرید. طبق سنت تیبتان (فرقه‌ای بودایی)، انرژی‌های شیطانی از بوی تند زعفران متنفرند و برای همین به دفع انرژی منفی کمک می‌کنند. بوی خوشایند زعفران را در خانه پراکنده کنید تا از انرژی منفی تخلیه شود. مقداری زعفران را همزمان با غروب خورشید در ورودی خانه بپاشید تا با این کار انرژی مثبت را به خانه دعوت کنید. غروب خورشید زمانی است که روز و شب با هم متحد می‌شوند. رنگ درخشان زعفران می‌توانند تزکیه‌ی روح و نفس را در خانه افزایش بدهد. حتی می‌توانید کمی زعفران را با آب ترکیب کرده و در اتاق‌ها پراکنده کنید.
همزمان با پراکنده کردن زعفران در فضای خانه، جملات مثبت و شُکرآمیز بگویید تا فضای خانه‌تان پُر از انرژی مثبت شود.

رایحه‌های طبیعی گلها نیز می‌توانند انرژی منفی را دور کنند. گلهای تازه را در گلدان گذاشته و در اتاق‌تان بگذارید. شمع‌های معطر نیز می‌توانند ابزار خوبی برای پاکسازی باشند. حتی می‌توانید پوست پرتقال یا لیمو را بسوزانید. بوی مطبوع و سرحال کننده‌ی آنها نیز می‌توانید هر نوع انرژی منفی موجود در فضا را دفع کند. مدیتیشن نیز ارتعاشاتی تولید می‌کند که انرژی منفی را از درون شما و از خانه دور می‌کند. خوب است هر روز مدیتیشن کنید.


چطور محترمانه صحبت کسی را قطع کنیم؟


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: آیا تا به حال پیش آمده با کسی گفتگو کنید که یک ریز حرف بزند و حرف بزند و حرف بزند و شما نتوانید متوقفش کنید؟ حتما دوست ندارید کلام او را قطع کنید و این کار را دور از ادب می‌دانید اما اگر واقعا باید مکالمه را پایان بدهید چطور؟ خوشبختانه راههای ساده‌ای برای مدیریت چنین موقعیت‌هایی وجود دارد.

نکاتی را برای‌تان می‌گوییم که راحت‌تر بتوانید بدون اینکه بی‌ادب جلوه کنید حرف طرف مقابل را قطع کنید.

 

 چطور محترمانه صحبت کسی را قطع کنیم؟

روش ماهی

می‌دانیم که طبیعتا کسی که دهانش را باز می‌کند تا حرف بزند، زمانی هم باید حرفش را تمام کند. اما اگر چنین نشد کاری که می‌توانید انجام دهید این است که دهان‌تان را به شکل ماهی باز کنید:

وقتی دهان‌تان را باز می‌کنید نشان می‌دهید که چیزی برای گفتن دارید. حتی اگر هنگام حرف زدن فرد مقابل، کلمه‌ای از دهان‌تان خارج نشود، همین حرکت که کمی دهان خود را باز می‌کنید معمولا فرد مقابل را وادار می‌کند نوبت حرف زدن را به شما واگذار کند.

روش بوک مارک

شما دست خود را جوری نشان می‌دهید که انگار می‌خواهید چیزی به حرف‌های طرف مقابل‌تان اضافه کنید. حرکت دست شما باید توجه او را به شما جلب کرده و همین ژست ساده، نماد توقف یا درخواست انتظار است که طرف مقابل را وادار به مکث می‌کند. روش بوک مارک مخصوصا اگر همراه با روش ماهی استفاده شود، به خوبی جواب می‌دهد.

روش شاگرد

اگر روش ماهی و بوک مارک را بکار بردید و او هنوز در حال حرف زدن است، وقت آن است که سراغ روش بعدی بروید و علامت قوی‌تری به او بدهید. روش شاگرد یعنی اینکه دست‌تان را به مدل اجازه گرفتن بلند کنید، درست مانند شاگردی که در کلاس درس می‌خواهد چیزی بگوید و برای کسب اجازه از معلم دست خود را بلند می‌کند. دیگر همه می‌دانند کسی که دست خود را به علامت اجازه گرفتن بلند می‌کند، می‌خواهد چیزی بگوید. ضمنا ین حرکت، ژستی غیر کلامی و زیرکانه به معنی «ایست» است.

اگر کسی که با او مکالمه می‌کنید آنقدر متکلم وحده است که توجهی به ژست و علامت‌های شما ندارد، پس باید سراغ روش بعدی بروید.

روش تماس

وقتی واقعا باید صحبت‌های طرف مقابل را پایان بدهید و روش‌های گفته شده موثر نیست، می‌توانید دست یا بازوی او را لمس کنید و به او بگویید حرفهایش بسیار خوب بوده است. این کار طرف مقابل را از متکلم وحده بودن خارج می‌کند زیرا اگر به حالت‌های صورت و دست‌تان توجه نکند، مطمئن باشید متوجه لمس کردن‌تان خواهد شد. حتی کسانی که گرماگرم صحبت هستند و ظاهرا به هیچ روشی نمی‌توان آنها را متوقف کرد، وقتی لمس می‌شوند برای لحظه‌ای مکث می‌کنند. می‌توانید از همین لحظه‌ی سکوت برای خداحافظی کردن استفاده کنید!

روش معلم

مجبوریم این روش را هم به شما یاد بدهیم! روشی که خیلی تحمیلی و پویاست اما در میان جمع جواب می‌دهد. فرض کنید همه دارند با هم حرف می‌زنند و همهمه‌ای برپاست و شما هم نمی‌خواهید داد بزنید، پس از روش معلم استفاده کنید:

وقتی معلمی را می‌بینیم که این ژست را می‌گیرد یعنی: ساکت باشید یا یک لحظه صبر کنید! همه هم ساکت می‌شوند. بنابراین اگر می‌خواهید عده‌ای را ساکت کنید، می‌توانید انگشت خود را بالا ببرید تا توجه همه را به خود جلب کنید. حتما جایی بایستید که بیشتر افراد بتوانند شما را ببینند. در غیر اینصورت این روش کارایی نخواهد داشت.

یادتان باشد این تاکتیک‌ها مرحله بندی شده‌اند و به ترتیب شدت آنها را به شما توصیه کردیم؛ یعنی از روش اول شروع کنید و جلو بروید. شاید مثلا با روش شاگرد جواب بگیرید و لازم نباشد سراغ روش‌های تندتری بروید.
نکته!

اگر قرار است با کسی گفتگو کنید که می‌دانید ممکن است میان حرف‌تان بپرد، می‌توانید با گفتن اینکه چه مقدار حرف دارید که به او بزنید، جلوی این کارش را بگیرید. مثلا، اگر سه مورد هست که می‌خواهید درباره‌ی آنها حرف بزنید، به طرف مقابل‌تان بگویید که می‌خواهید در مورد سه چیز حرف بزنید. به این کار، «پرچم قرمز پیشگیرانه» می‌گویند و باعث می‌شود طرف مقابل‌تان با آگاهی از مدت زمانی که قرار است حرف بزنید، طبق عادتش میان حرف‌های شما نپرد و کلام‌تان را تا انتها قطع نکند.


چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: مهم نیست که سایت ها یا طراحان مد و فشن چه می گویند، آنچه شما برای پوشش خود انتخاب می کنید، باید با سلیقه تان جور باشد. هر فردی سبک لباس پوشیدن خاص خود را دارد. به عنوان مثال برخی ها تیپ کلاسیک را می پسندند، در حالی که برخی دیگر اسپورت را ترجیح می دهند. در واقع، هیچ چیز خوب یا بدی در دنیای مد وجود ندارد و این شمایید که باید با توجه به فرم بدن و علاقمندی هایتان استایل خاص خود را انتخاب کنید. برای این منظور، ما نکاتی را برایتان آورده ایم تا با دنبال کردن آنها، راحت تر به سبک شخصی لباس پوشیدن تان برسید.

۱٫ چه چیزی شما را شاد می کند؟

آیا می دانید که چه تیپی شما را شاد می کند؟ وقتی داخل فروشگاهی می شوید، چه چیزی اول از همه توجه تان را به خود جلب می کند؟ یا این که چه مدل لباسی بیش از همه در کمد لباس هایتان وجود دارد؟ با دنبال کردن این نشانه ها می توانید به ساده ترین شکل سبک لباس مورد علاقه تان را بیابید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۲٫ در چه مدل لباسی احساس بهتری دارید؟

حتما شما هم در کمدتان لباس هایی دارید که به خوبی روی تن تان می نشیند و باعث می شوند که در مورد اندام تان حس بهتری داشته باشید. به عنوان مثال شلوار جینی که با همه لباس ها به خوبی ست می شود یا پیراهنی که برای هر میهمانی، از رسمی گرفته تا دوستانه، مناسب است و زمانی که نمی توانید در مورد انتخاب لباس تان تصمیم بگیرید، به کمک تان می آید. بنابراین شما باید بدانید که در چه لباس هایی حس بهتری نسبت به خودتان دارید؛ این لباس ها می توانند یک تی شرت ساده، لباسی با طرح های گرافیکی، پیراهنی اسپورت یا کفش کتانی باشد. 

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۳٫ چه مدل لباسی را نمی پسندید؟

فهمیدن این مورد نیز کار ساده ای ست. به عنوان مثال برخی از افراد هیچ علاقه ای به پوشیدن لباس های رسمی یا انداختن جواهرات ندارند یا برخی دیگر از پوشیدن لباس های تنگ بیزارند و لباس های راحت و گشاد را ترجیح می دهند. این بدین معنی نیست که آن مدل لباس ها بد است، بلکه بدین معنی ست که با ظاهر شما جور در نمی آید. بنابراین از پوشیدن مدل های لباسی که حس بدی نسبت به آنها دارید خودداری کنید، حتی اگر مد سال باشند.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۴٫ استایل خود را بیابید

حتما با ایریس آپفل، مادر بزرگ دنیای مد، آشنا هستید. او عاشق اکسسوری های بزرگ و چشمگیر است. عینک های گرد، النگوهای بزرگ و گردنبندهای بلند… از از ویژگی های استایل اوست. اگر به تیپ ستاره ها نگاه کنید، متوجه می شوید که هر فردی استایل مخصوص به خود را دارد. موهای دم اسبی آریاندا گراندی، یا لباس های چسبان با رنگ های خنثی کیم کارداشیان… شما نیز باید به سبک لباس پوشیدن خود شخصیت دهید، به طوری که دیگران با دیدن آن  ویژگی به یاد شما بیافتند. این شخصیت سازی می تواند در مورد یک مدل یا حتی رنگ لباس باشد. آن را انتخاب کنید و بدان پایبند باشید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۵٫ به دنبال مد نباشید

مد می تواند به سبک شخصی شما در لباس پوشیدن لطمه بزند. در واقع، اگر شما مدام به دنبال این باشید که چه مدل های جدیدی از کفش، لباس، کیف یا غیره.. در بازار است تا آنها خریداری کرده و به تن کنید، پس تکلیف استایل شخصی یا آنچه خودتان می پسندید چه می شود؟ در این شرایط، این شما نیستید که استایل تان را تعریف می کنید، بلکه دنیای مد و فشن است که برای شما تصمیم می گیرد و ظاهر شما را شبیه به ظاهر بسیاری از افراد دیگر می سازد. بنابراین، اگر می خواهید که به ظاهرتان شخصیتی منطبق با آنچه خود می پسندید بدهید، از مدهای لحظه ای دوری کنید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۶٫ فرم بدن تان را بشناسید

بهترین قسمت بدن شما کدام است؟ روی بخش هایی از بدن تان که فرم دلخواه تان را دارد، تمرکز کنید. به عنوان مثال اگر چشمان تان آبی ست، با کشیدن خط چشم و سایه، روی آنها تاکید بیشتری کنید یا اگر پاهای کشیده و زیبایی دارید، شلواری چسبان یا دامنی کوتاه به پا کنید تا بیش از دیگر بخش های بدن تان توی چشم باشد.

بیشتر خانم ها اندامی گلابی شکل دارند، به این صورت که کمرشان باریک و باسن شان بزرگ است. در این شرایط توصیه می شود که توجه را به قسمت بالایی بدن ببرید. شما می توانید از لباس های رنگ روشن یا پیراهن های اپل دار که تاکید را به سمت بالاتنه تان می برند، کمک بگیرید. از پوشیدن لباس های راه راه برای پایین تنه نیز خودداری کنید. و بر عکس، اگر می خواهید که روی بالاتنه تان تاکید کنید، می توانید از لباس هایی با یقه v یا حتی اکسسوری هایی چون گردنبند برای تاکید بیشتر استفاده کنید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


 

۷٫ از این مدل لباس ها غافل نشوید

برخی از لباس ها هستند که نه تنها هیچگاه از مد نمی افتند، بلکه بسیار هم کاربردی اند. مهم نیست که استایل شخصی تان چگونه است، داشتن برخی لباس ها در کمدتان، همیشه ضروری است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

شلوار مشکی: یکی از ساده ترین و سریع ترین روش های آماده شدن پوشیدن شلوار مشکی ست. در این شرایط شما می توانید به سادگی آن را با هر تی شرت یا پیراهنی که می خواهید، ست کنید.

بلوز مشکی: شما می توانید آن را به تنهایی یا همراه با هر رنگ کتی که دوست دارید، به تن کنید.

بلوز یقه اسکی مشکی: مطمئنا شما در روزهای سرد سال، به یک بلوز یقه اسکی احتیاج پیدا خواهید کرد. چه چیزی بهتر از یک بلوز یقه اسکی مشکی که به سادگی با هر نوع لباسی ست می شود؟ این مدل لباس برای لایه ای لباس پوشیدن نیز بسیار کارساز است.

بلوز سفید: یک بلوز سفید، هیچگاه از مد نمی افتد. علاوه بر آن، به سادگی با لباس های دیگر ست می شود.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟

جین: شلوار جین عضو ثابت هر کمد لباسی ست. فرقی نمی کند که جین آبی دارید یا مشکی، در هر شرایطی، یکی از بهترین و ساده ترین انتخاب هایتان خواهند بود. فقط حواس تان باشد که شلوار جینی که انتخاب می کنید درست سایز تن تان باشد.

پیراهن کوتاه مشکی: این که هر خانمی در پیراهن مشکی کوتاه زیبا و جذاب به نظر می رسد، کلیشه نیست، واقعیت است. نه تنها جذابیت این مدل لباس، بلکه کارایی بالای آن نیز باعث شده که هر زنی یک پیراهن کوتاه مشکی در کمد لباس خود داشته باشد.


چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم؟


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: زمانی که درگیر مسائل زندگی شخصی مان می شویم، ممکن است ارتباطاتمان با دیگران را از یاد ببریم. ممکن است آنقدر مشغله کاری پیدا کنیم که برای شریک زندگی مان وقت نگذاریم، یا آنقدر برای گرفتن غذایمان عجله داشته باشیم که فراموش کنیم نگاهی به صندوق دار رستوران بیندازیم. زمانی که مشغله های زندگی زیاد می شود، مرکز توجهمان محدود به شخص خودمان می شود. اما اختصاص زمانی برای ارتباط با دیگران، حتی در میان این همه مشغله، برای احساس شادی و معنا در زندگی ضروری است.

قدرت ارتباط

برقراری ارتباط با دیگران نیازی اساسی در راستای شادی انسان است. همان طور که دکتر الیزابت هاپر در مجله «خوبی برتر» توضیح می دهد، روان شناسان اغلب خوشبختی را به دو دسته متفاوت تقسیم می کنند: نخستین نوع خوشبختی نوعی احساس شادی است و دومین نوع آن احساس معنا و هدف در زندگی. پژوهش هانشان می دهند که روابط باکیفیت کلید زندگی معنادار هستند. هاپر این گونه نوشته است: «به جای این که برای پیدا کردن معنای زندگی تان آن قدر کار کنید تا از پا درآیید، معنا را جایی بیرون از خودتان بیابید: روابط انسانی تان.»

مطالعات همچنین نشان می دهند آرامش دادن به دیگران و کمک کردن به آنها در خلال مشکلاتشان می تواند به ما کمک کند تا یاد بگیریم به شکل بهتری از پس موقعیت های استرس زای شخصی خود برآییم؛ این موضوع به طور کلی به ما کمک می کند تا رفاه احساسی بهتری به دست آوریم. در نهایت شنیدن تجربیات  دیگران- چه واقعی و چه خیالی- می تواند احساس همدلی ما را افزایش دهید و نحوه نگرش ما را به مسائل به چالش می کشد. اگر خود را به ایجاد ارتباط با دیگران عادت دهید، این کار به بخشی از برنامه های روزانه تان تبدیل می شود. در ادامه به روش های ساده ای اشاره می کنیم که می توانید برای ایجاد ارتباطات روزمره بیشتر به کار بگیرید.

 

با دیگران ارتباط برقرار کنید تا خودتان را پیدا کنید 

۱٫ به دوستانتان گوش فرا دهید.

دعوت دوستان به صرف قهوه و گفت و گو با آنها نه تنها انرژی مضاعفی به شما می بخشد، بلکه همچنین این فرصت را به شما می بخشد تا از تجربیات آنها استفاده کنید. گاهی اوقات ممکن است نزدیکان ما با همان مسائلی درگیر باشند که ما داریم با آنها دست و پنجه نرم می کنیم و به این شکل می توانیم از دیدگاه ها و نگرش مفید آنها استفاده کنیم. به منظور این که به شکل حرفه ای به حرف دیگران گوش دهید، باید پرسش های مشخصی بپرسید تا بتوانید به جهت دهی احساسی طرف مقابل کمک کنید.

 

می توانید چنین سوالی بپرسید: «چه چیزی بیشتر از همه باعث ناراحتی/عصبانیت/ ناامیدی و… شما در فلان موضوع خاص می شود؟» با طرف مقابلتان وارد بحث و جدل نشوید. فقط به او اجازه دهید هرچه در ذهن و دلش تلنبار شده را با شما در میان بگذارد. اگر به میان حرف های طرف مقابل نپرید و مانع از حرف زدن او نشوید، او می تواند با خیال راحت با شما درد دل کند.

۲٫ با شخص جدیدی صحبت کنید.

اگرچه درست نیست با شخصی صحبت کنید که در مترو کنار شما نشسته و هدفون در گوش دارد، اما نمی توانید تصور کنید که چه چیزهایی می توان از هم نشینی با افراد مختلف در فرودگاه، مترو یا ایستگاه اتوبوس یاد گرفت. پژوهشی که به تازگی صورت گرفته و شرکت کنندگان را به هم صحبتی با افراد غریبه حاضر در اتوبوس یا قطار واداشته، نشان می دهد که این افراد تجربیات مثبت تری را نسبت به سایرین داشته اند. نباید فراموش کرد که انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند. چالشی برای خود ترتیب دهید تا هر هفته حداقل با یک شخص جدید ارتباط برقرار کنید و ببینید که چه اتفاقی می افتد.

۳٫ داستان بخوانید و فیلم ببینید.

چه کسی می دانست که درازکشیدن جلوی تلویزیون و دیدن یک فیلم عالی می تواند برای سلامتی تان مفید باشد؟ فیلم ها می توانند تجربیات عجیب دیگران را در اختیار شما بگذارند. از آن بهتر این است که کتابی انتخاب کنید که شخصیت اصلی آن تفاوت زیادی با شما داشته باشد. به این شکل می توانید درکتان را از افرادی که ممکن است در طول روز با آنها رو به رو شوید افزایش دهید.
 
۴٫ به پادکست های صوتی گوش دهید.

درست مانند دیدن فیلم یا خواندن کتاب، گوش دادن به پادکست های صوتی نیز نگرش ما را نسبت به تجربیات دیگران بهتر می کنند. پادکست ها گزینه خوبی برای گوش دادن در طول مسیر هستند. هیچ شکی نیست که ارتباطات نقشی حیاتی در زندگی انسان بازی می کند. این مسئله نه تنها به تسهیل فرآیند به اشتراک گذاری اطلاعات و دانش کمک می کند، بلکه همچنین سطح احساس خوشبختی در افراد را افزایش می دهد. بنابراین نمی توان اهمیت ارتباطات را دست کم گرفت.


چگونه حال خانم‌ها را خوب کنیم؟


لیلا بهنام؛ روان شناس به بانوان می گوید که چگونه حس و حال خوبی داشته باشند.

ماهنامه همشهری تندرستی: شادی تان درونی و از ته دل نیست. همه اینها در یک کلام یعنی این که «حال تان خوب نیست» حتی اگر تلاش کنید خودتان را خوب. شاد و آرام جلوه دهید و به قول معروف آبروداری کنید! مسوول این حال بد چیست؟ یا کیست؟ خانواده؟ اجتماع؟ اطرافیان؟ حرف و حدیث های دیگران؟ تنش های محیط کار؟ یا خود شما؟ برای شناسایی دلایل «حال بد» و رسیدن به «حال خوب» با «لیلا بهنام»؛ روان شناس صحبت کرده ایم که می خوانید.

گذر از حال بد

وقتی صحبت از «حال بد» می شود، همه به دنبال علت های مختلف گشته و سعی می کنیم عوامل متعددی مانند تاثیر خانواده، همسر، جامعه و رسانه ها را در ایجاد این حال خوب یا بد مسوول بدانیم. در اینجا می خواهیم درباره نقش و مسوولیت خود زنان و دختران درباره ایجاد این حال خوب یا بد صحبت کنیم. به جای آن که این مسوولیت را به عهده دنیای بیرون بیاندازیم، درباره خود زن و نقش او در زندگی اش صحبت کنیم. در روان شناسی رویکردهای مختلفی برای تجربه احساس خوب انتخاب می شود.

 

 چگونه حال خانم‌ها را خوب کنیم؟

 

یکی از این رویکردها، رفتارشناسی است. به این معنی که تکنیک های رفتاری، کمک می کنند تا فرد «حال خوب» را تجربه کند. در این بحث نیز از همین روش کمک گرفته شده است. مجهز شدن به بعضی مهارت ها مانند مهارت حل مساله، برقراری ارتباط موثر با دیگران، حل تعارض ها و خودآگاهی از راهکار گذر از حال بد به خوب است. به این ترتیب می توانید قدم به قدم به حال خوب برسید.

 
چرا حال خوب زنان مهم است؟

رضایت از زندگی، خوشبختی و احساس شادی و نشاط، حس هایی است که زن و مرد هر دو به دنبال آن هستند. بنابراین نمی توان گفت نیاز به خوشبختی و احساس خوب بودن ویژه زنان بوده و آنها بیش از مردان به دنبال این حس هستند. نیاز به داشتن احساس خوب و خوشبختی، میل فطری است که در نهاد بشر وجود داشته و جنسیتی نیست، اما شاید به دلیل حساسیتی که در احساسات زنان وجود دارد، آنها بیش از مردان حال ناخوشایند را تجربه کرده و دوست دارند حال بهتری داشته باشند. دلیل تاکیدمان روی ضرورت توجه به روحیه زنان این است که اگر مادر، زن و دختر، حال روانی بهتری داشته و از سلامت روانی مناسب برخوردار باشند، بهتر است از عهده نقش ها و مسوولیت های مهمی که بر دوش دارند، بر می آیند.

تربیت نسل آینده به عهده آنهاست و تا زمانی که زن، مادر و دختر حال خوبی نداشته باشند، نمی توانند مسوولیت ها و نقش هایشان را به درستی ایفا کنند. بنابراین اگر مادر از روحیه مناسب برخوردار باشد اولا می تواند مادر بی عیب و نقص تری به لحاظ رفتاری- عاطفی برای فرزندان بوده و در ثانی می تواند این حس خوب را به نسل بعدی بهتر منتقل کند. اما چه دلایلی وجود دارد که این حال خوب، به حال بد تبدیل شده و چطور باید برای ترمیم و درمان آن اقدام کرد؟

اگرها، خوشبختی نمی آورند

«اگر امسال به جمع دو نفره ما فرزندی هم اضافه شود، حتما خودم و همسرم حال بهتری خواهیم داشت»، «اگر امسال ازدواج کنم، بیشتر مشکلاتم حل شده و زندگی شاد و بهتری خواهم داشت»، اگر، اگر و اگر… اغلب ما «نتیجه مدارانه» به دنبال خوشبختی و حال خوب هستیم. به این معنی که به دنبال رسیدن به «اگرها» بوده و در نتیجه مسیر زندگی را با حال خوب سپری نمی کنیم.

به این ترتیب خوب زندگی کردن را به تاخیر انداخته و فرآیند زندگی را از دست می دهیم. طبیعی است تا زمانی که به آن «اگرها» دست پیدا نکنیم، خوشحال، راضی و خوشبخت نخواهیم بود. مهم تر این که شاید «اگرها» هیچ گاه به دست نیایند یا زمانی که به دست آمدند، آن طور که انتظارش را داشته ایم، نباشند. به این ترتیب ما در رسیدن به آن اگرها، زندگی کردن و خوب زندگی کردن را فراموش کرده و حال خوبی نخواهیم داشت. پس به جای آن که فقط به اگرها و رسیدن به آنها فکر کنیم، باید فرایند زندگی را به خوبی طی کنیم و در کنار آن به دنبال رسیدن به اهداف مان نیز باشیم.

جسم سالم، روان سالم

این ضرب المثل را شنیده اید که: «عقل سالم در بدن سالم است». انتخاب سبک زندگی سالم یکی از این راهکارهای مهم است. برای این منظور باید به چهار نکته مهم دقت کرد:

 

چگونه حال خانم‌ها را خوب کنیم؟ 
تغذیه مناسب: اغلب زنان ایرانی دستپخت خوبی دارند، اما بهترین بخش های غذا را برای همسر و فرزندان شان کنار گذاشته و اغلب تغذیه سالمی ندارند. بنابراین خطر ابتلا به انواع بیماری ها در کمین آنهاست. ابتلا به بیماری نیز یکی از دلایل حال بد است. بنابراین اولین قدم، تغذیه مناسب است.

ورزش: تا پیش از ازدواج، اغلب دختران تناسب اندام شان را حفظ اما عموما بعد از ازدواج و به ویژه پس از زایمان، این نکته را فراموش می کنند. عدم تناسب اندام، کم یا بی تحرکی از مشخصه های سبک زندگی ناسالم است. خارج شدن بدن از تناسب مناسب یکی از  دلایل حال بد و روحیه نامناسب زنان است. بنابراین از ساده ترین ورزش یعنی روزانه ۳۰ تا ۴۵ دقیقه پیاده روی شروع کنید. اگر بتوانید ورزش را به صورت حرفه ای دنبال کنید، بسیار عالی است.

خواب و استراحت کافی:
از زمان خواب و استراحت تان به هیچ وجه نزنید. کم یا بی خوابی باعث خستگی جسمی و روانی می شود. چروک صورت، عصبانیت، افت عملکرد در کارهای شخصی و رسیدگی به امور منزل همگی از اثرات منفی استراحت کم یا خواب ناکافی است.

کنترل استرس: در حال حاضر، زنان و دختران ایرانی، حجم استرس معناداری را تحمل می کنند. بسیاری از آنها نیز قدرت کنترل استرس را ندارند. به همین دلیل دچار افت عملکرد می شوند. از راهکارهای کنترل استرس و اضطراب می توان به ورزش های روزانه مانند پیاده روی، ورزش های آرام تنی، برنامه ریزی برای تفریح های فردی و جمعی، مطالعه و اختصاص زمانی برای رسیدگی به وضعیت جسمی و روانی خود اشاره کرد. در صورتی که احساس می کنید نمی توانید اضطراب و استرس تان را کنترل کنید، از روان درمانگران کمک بگیرید.

با اطراف تان در صلح هستید یا جنگ؟

به فهرست شماره تلفن های همراه تان نگاه کنید، چند نفر همین حالا می توانید تماس بگیرید و برای یک دورهمی شاد و بدون حرف و حدیث قرار بگذارید؟ اگر دور هم جمع شدید، می دانید چه زمانی، چطور و به چه شکل وارد صحبت شوید؟ مهارت خوب صحبت کردن به طوری که حرف تان را بزنید و  دیگران را هم نرنجانید را بلد هستید؟ از چه دایره لغاتی برای ورود به یک بحث استفاده می کنید؟ با همسر، والدین، فرزندان، خانواده، همسایه و دوستان از چه واژه هایی برای صحبت کردن استفاده می کنید؟ شیوه صحبت کردن شما چگونه است؟ به هر میزان که بتوانید این مهارت ها را افزایش دهید، به همان مقدار به صلح و آرامش با اطراف تان دست خواهید یافت و به این ترتیب حال بهتری را تجربه خواهید کرد. به همان میزان که شیوه صحبت کردن و رفتار شما روی دیگران تاثیر بد یا خوب می گذارد، به همان میزان نیز رفتار شما روی دیگران تاثیر می گذارد.

تفکر شما، رفتارتان را می سازد

روان شناسان برای هر رفتار یک نمودار ترسیم می کنند. به این دلیل که معتقدند پشت هر رفتار، هیجان و حسی نهفته است. به این ترتیب نموداری را برای هر رفتار ترسیم می کنند که به ترتیب عبارت است از فکر، حس، رفتار. بنابراین در رفتارشناختی بر این باور هستند که «حال خوب یا بد» ما ناشی از «اندیشه» ماست. اندیشه ما نیز ناشی از تفسیر ما از «خودمان» و «اطراف» ماست.

بگذارید بحث را با یک مثال پیش ببریم. همه زنان در طول زندگی بعضی وقایع مشترک مانند ازدواج، عادت ماهانه، بارداری و مادر شدن را تجربه می کنند. اما آیا همه آنها طی این مراحل، حال یکسانی دارند؟ مسلما، نه. به این دلیل که «اندیشه» یا «تفکر» آنها در مقابل هر یک از این وقایع متفاوت است. هرکدام از آنها با فکر خودشان این تجربه ها را پردازش و تفسیر کرده و در مقابل آنها حس و در نتیجه رفتار متفاوتی دارند. به هر میزان پردازش ذهن ما بهتر، درست تر و دقیق تر باشد، واکنش ها یا رفتار ما درست تر بوده و خودمان نیز حال بهتری خواهیم داشت.

 

چگونه حال خانم‌ها را خوب کنیم؟ 

تحریف فکر، تحریف حال

«هیچ کس آن طور که باید، قدر محبت های من را نمی داند»، «هیچ وقت از همسرم آن طور که باید محبت ندیده ام» و «من نمی توانم ساده ترین کارها را هم به خوبی انجام دهم» هر روز چند بار این جمله ها یا جمله هایی مشابه آن را در ذهن تان تکرار می کنید؟ چند بار مسایل را تعمیم می دهید؟ چند بار در روز عجولانه نتیجه گیری می کنید؟ روزانه چند بار خودتان را سرزنش می کنید؟ چند بار در روز بایدها و نبایدها را برای خودتان زمزمه می کنید؟ و در نتیجه همه این افکار روزانه چند بار «حال بد» را تجربه می کنید؟ پشت فکرهای ما، «تحریف های شناختی» وجود دارد که آنها را می توان در این موارد تقسیم بندی و خلاصه کرد: تفکر همه یا هیچ، تعمیم اغراق آمیز، فیلتر کردن روانی، نادیده انگاشتن موارد مثبت، نتیجه گیری سریع، بزرگ نمایی، بایدها و نبایدها، سرزنش کردن و سیاه و سفید دیدن مسایل.

دو مثال را دریابید

با دو مثال شاید بتوانیم درباره تحریف فکر و اثرهای منفی آن بیشتر آشنا شده و بهتر بتوانیم این حالت را کنترل کنیم:

۱٫ «همسرم هیچ وقت به من توجه نمی کند»: این نشانگر تفکر «همه یا هیچ» است. اما حقیقت این است که وقتی دقیق تر شرایط را پردازش کنید، خواهید دید که واقعیت این نیست. شاید شما نیاز به توجه بیشتری دارید، اما به این معنی نیست که همسرتان «هیچ وقت» به شما توجه نکرده است. بنابراین با پردازش نادرست شرایط، یعنی این که همسرتان هیچ وقت به شما توجه نکرده است، حال خوبی نخواهید داشت. به این ترتیب باید پردازش ما از شرایط درست باشد.

۲٫ «منظور حرفش را فهمیدی؟ متوجه شدی پشت جمله اش که گفت تو بچه نمی خواهی، چقدر حرف نهفته بود؟» این نشانگر، «فیلتر کردن» ذهن و جذب افکاری است که خودمان می خواهیم از حرف دیگران برداشت کنیم. در حالی که افراد باهوش که از «هوش هیجانی بالا» برخوردار هستند، به دنبال کاسه زیر نیم کاسه نمی گردند. همه جنبه های یک موضوع را در نظر گرفته و با بررسی چندباره حرف دیگران به دنبال مساله نمی گردند. این افراد سعی می کنند بیشتر حال خوب را تجربه کرده و حرف های دیگران را چند بار مرور نمی کنند تا به دنبال غرض آنها بگردند، هر چند ممکن است غرضی در کار باشد. اما زمانی که به دفعات حرف های دیگران را یادآوری و تجزیه و تحلیل می کنیم، حالمان نیز به همان نسبت بد می شود. در یک جمع بندی می توان گفت احساس غم، ناکامی، حال بد، عدم رضایت و لذت از زندگی زاییده «ذهن خرابکار» و «تحریف فکر» توسط خود ماست.

چرا افکار بد ما را رها نمی کنند؟

یکی از شکایت های مهم اغلب ما، بابت این است که نمی توانیم روی ذهن مان کنترل داشته باشیم. این مساله به دو دلیل اتفاق می افتد:

عادت: ما، ترجیح می دهیم حال مان بد باشد و افکار را به چالش نکشیم تا واقعیت را دریابیم. به حال بد و زندگی با افکار ناخوشایند عادت کرده ایم. بنابراین یکی از راهکارها برای رهایی از حال بد، بررسی درست افکار و به چالش کشیدن اشتباهات ذهنی است.

به گذشته چسبیده ایم: به صورت ناخودآگاه به حفظ افکار و رفتار گذشته چسبیده ایم. از دم دستی ترین راهکارها برای فکرکردن، تصمیم گیری و رفتار استفاده می کنیم. بنابراین دومین راهکار برای رهایی از حال بد، رها شدن از افکار قدیمی و یافتن راهکارهای جدید، روش های جدید برای فکر کردن، تصمیم گیری و عمل کردن است.

هرکدام به جای خود خوب است

این نکته را شنیده اید که روان انسان از سه حالت کودک، بالغ و والد تشکیل شده است. این سه شخصیت، همواره در طول زندگی همراه ما هستند اما این که هرکدام کی و کجا وارد عمل شوند، مهم است. یکی از دلایل حال بد، مسدود کردن فعالیت طبیعی یکی از این شخصیت های درونی است. ببینیم مسدود شدن هر کدام مسوول ایجاد چه حس یا رفتارهایی است:

کودک مسدود: اگر کودک وجودتان را مسدود کرده باشید، به شخصی سرسخت، عبوس، غمگین و ریسک ناپذیر تبدیل می شوید. کودکی یعنی خواستن و کسی که کودکی اش را مسدود کرده است، کمتر برای رسیدن به خواسته اش تلاش کرده و ریسک می کند.

والد مسدود: به این ترتیب به موجودی تنبیه کننده و سرزنش کننده تبدیل می شوید. این والد با خودش گفت و گو های درونی ناخوشایندی دارد که در مجموع باعث بروز رفتارها و حالت های می شود که حال فرد را بد می کند.

بالغ مسدود: شما به کودکی تبدیل می شوید که درگیر مجموعه حس هایی است که نمی تواند به درستی آنها را مدیریت کند. به این ترتیب دائما با احساسات زندگی کرده و این آدم رشد نیافته، دائما به دلیل آسیبی که در احساساتش می بیند، به فردی با حال بد و ناخوش تبدیل خواهدشد.

 

چگونه حال خانم‌ها را خوب کنیم؟ 

اینجا باش، همین حالا!

«کاشکی…»، «منتظرم که…» در طول روز چند بار این دو عبارت را به زبان آورده یا در ذهن تان تکرار می کنید؟ یا در گذشته زندگی کرده یا به امید و اضطراب اتفاقات آینده زندگی می کنید، افراد با این افکار میل به نگهداری سناریوی از پیش نوشته شده دارند. این یعنی چه؟

 

اگر در گذشته والدین ما را طرد کرده باشند یا از سوی دوستان طرد شده باشیم، ذهن به صورت ناخودآگاه میل به ماندن در همان وضعیت قبلی دارد. بنابراین همیشه با این تفکر، حال بدی خواهیم داشت، اما یک ذهن فعال و پویا، سناریوی زندگی را تغییر می دهد. گذشته هر چه بوده تمام شده است. از این به بعد شما می توانید زندگی جدیدی را شروع کنید. به این ترتیب می توانید در زمان «حال» زندگی کنید. گذشته تمام شده است و آینده با برنامه ریزی شما در اکنون، تغییر خواهدکرد. حس های ناخوشایندتان را بنویسید. تک تک آنها را بررسی کنید. اگر برای رفع آنها راه درستی پیدا کردید که خب، اگر نه، باید از روان شناس برای حل این مساله کمک گرفت.

متخصص حال بد کیست؟

طرح واره ها، الگوهای فکری پایدار و قوی است که در ذهن ما شکل گرفته و به شدت در ذهن پایدار شده و مسوول ایجاد افکار ناخوشایند و حال بد هستند. این الگوها از زمان تولد تا ۷ سالگی در ذهن شکل گرفته و نگاه ما به زندگی را تعیین می کنند. به این مثال دقت کنید.

شما در گذشته، تجربه بدی از تنها ماندن در مدرسه داشته اید و همکلاسی ها شما را در گروه راه نمی دادند. این مساله حس «طردشدن» را در شما ایجاد کرده است. ترس از رخ دادن دوباره این اتفاق باعث می شود شما به هیچ جمعی وارد نشده یا با ورود به هر جمعی با همان حس رفتار کنید که مبادا شما را طرد کنند. این طرح واره، «ترس از طرد شدن» همواره با شماست تا زمانی که تغییر اساسی در افکارتان ایجاد کنید. این تغییر یا به وسیله خود شما، با تمرکز و شناخت این فکر میسر شده یا این که با کمک مشاور قابل حل است. این افکار ثابت یا همان طرح واره ها در حیطه های مختلف زندگی دیده می شوند. برای مثال به این موارد نیز می توان اشاره کرد:

۱٫ فرد همیشه تصور می کند نیازهای هیجانی او توسط افراد مهم زندگی نادیده گرفته می شود.

۲٫ او همیشه مورد سوءاستفاده و آسیب دیگران قرار گرفته و دیگران افرادی متقلب و دروغگو هستند.

۳٫ او فردی حقیر و بی ارزش بوده و بودن یا نبودن او اثری ندارد.

واکنش ما به طرح واره ها چیست؟

معمولا افراد به سه گونه با این افکار بنیادین و ناخوشایند رو به رو می شوند:

جبران افراطی: اگر فردی حس می کند وجود او ارزشی ندارد، اصرار دارد با رفتار و گفتارش خودش را فردی ارزشمند معرفی کند.

اجتناب از طرح واره: اگر فردی به شدت نگران طرد شدن است، اصلا وارد جمع نشده و با دیگران دوستی برقرار نمی کند.

تسلیم: پذیرش شرایط و زندگی با حال و افکار بد.

واکنش سالم

روش سالم و درست برای درمان و رفع طرح واره های اشتباه در ذهن، بررسی و شناخت آنها، اجازه دادن به خود برای تجربه واقعیت ها و در نهایت کمک گرفتن از مشاور برای درمان این حس های ناخوشایند است. من، خودم مسوول هستم. اگر مروری روی نکاتی که تا اینجا گفته شد داشته باشید، خواهید دید که سهم «خود ما» در ایجاد حالت های درونی مان بیش از هر عامل دیگری است. یک زن، مادر یا دختر با توجه به همه استرس هایی که دارد، می تواند با شناخت خودش با توجه به راهکارهای ارایه شده، حال خوب را تجربه کنید.

مسوولیت را به عهده بگیرید

شاید این توصیه را شنیده باشید که: «هر فرد باید مسوولیت رفتار یا کارش را در ارتباط دو یا چند نفره به عهده بگیرد.» این چه مفهومی دارد؟ در یک ارتباط دونفره، هر یک از طرفین سهم و مسوولیتی را دارا هستند. اولا قرار نیست که شما همه مسوولیت را به عهده گرفته و خوب و بد ماجرا را به تنهایی به دوش بکشید و دوما این که بعد از پذیرش مسوولیت باید به این مساله فکر کنید که در اشتباه ها و یا موفقیت ها چه قدر سهم داشته اید. درواقع مهم است که فرد به شکل کاملا بالغانه وارد ارتباط شده و عاقلانه تصمیم گیری کند. این نکته یادتان باشد که مسوولیت پذیری به معنی به دوش کشیدن بار گناهان، شکست ها، حرف ها و حدیث ها، و غم و غصه به تنهایی نیست. بلکه به معنی پذیرش اتفاقات و تلاش برای تغییر شرایط از وضعیت نامطلوب به وضعیت مناسب و مطلوب است.


چونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم؟


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: زمانی که درگیر مسائل زندگی شخصی مان می شویم، ممکن است ارتباطاتمان با دیگران را از یاد ببریم. ممکن است آنقدر مشغله کاری پیدا کنیم که برای شریک زندگی مان وقت نگذاریم، یا آنقدر برای گرفتن غذایمان عجله داشته باشیم که فراموش کنیم نگاهی به صندوق دار رستوران بیندازیم. زمانی که مشغله های زندگی زیاد می شود، مرکز توجهمان محدود به شخص خودمان می شود. اما اختصاص زمانی برای ارتباط با دیگران، حتی در میان این همه مشغله، برای احساس شادی و معنا در زندگی ضروری است.

قدرت ارتباط

برقراری ارتباط با دیگران نیازی اساسی در راستای شادی انسان است. همان طور که دکتر الیزابت هاپر در مجله «خوبی برتر» توضیح می دهد، روان شناسان اغلب خوشبختی را به دو دسته متفاوت تقسیم می کنند: نخستین نوع خوشبختی نوعی احساس شادی است و دومین نوع آن احساس معنا و هدف در زندگی. پژوهش هانشان می دهند که روابط باکیفیت کلید زندگی معنادار هستند. هاپر این گونه نوشته است: «به جای این که برای پیدا کردن معنای زندگی تان آن قدر کار کنید تا از پا درآیید، معنا را جایی بیرون از خودتان بیابید: روابط انسانی تان.»

مطالعات همچنین نشان می دهند آرامش دادن به دیگران و کمک کردن به آنها در خلال مشکلاتشان می تواند به ما کمک کند تا یاد بگیریم به شکل بهتری از پس موقعیت های استرس زای شخصی خود برآییم؛ این موضوع به طور کلی به ما کمک می کند تا رفاه احساسی بهتری به دست آوریم. در نهایت شنیدن تجربیات  دیگران- چه واقعی و چه خیالی- می تواند احساس همدلی ما را افزایش دهید و نحوه نگرش ما را به مسائل به چالش می کشد. اگر خود را به ایجاد ارتباط با دیگران عادت دهید، این کار به بخشی از برنامه های روزانه تان تبدیل می شود. در ادامه به روش های ساده ای اشاره می کنیم که می توانید برای ایجاد ارتباطات روزمره بیشتر به کار بگیرید.

 

با دیگران ارتباط برقرار کنید تا خودتان را پیدا کنید 

۱٫ به دوستانتان گوش فرا دهید.

دعوت دوستان به صرف قهوه و گفت و گو با آنها نه تنها انرژی مضاعفی به شما می بخشد، بلکه همچنین این فرصت را به شما می بخشد تا از تجربیات آنها استفاده کنید. گاهی اوقات ممکن است نزدیکان ما با همان مسائلی درگیر باشند که ما داریم با آنها دست و پنجه نرم می کنیم و به این شکل می توانیم از دیدگاه ها و نگرش مفید آنها استفاده کنیم. به منظور این که به شکل حرفه ای به حرف دیگران گوش دهید، باید پرسش های مشخصی بپرسید تا بتوانید به جهت دهی احساسی طرف مقابل کمک کنید.

 

می توانید چنین سوالی بپرسید: «چه چیزی بیشتر از همه باعث ناراحتی/عصبانیت/ ناامیدی و… شما در فلان موضوع خاص می شود؟» با طرف مقابلتان وارد بحث و جدل نشوید. فقط به او اجازه دهید هرچه در ذهن و دلش تلنبار شده را با شما در میان بگذارد. اگر به میان حرف های طرف مقابل نپرید و مانع از حرف زدن او نشوید، او می تواند با خیال راحت با شما درد دل کند.

۲٫ با شخص جدیدی صحبت کنید.

اگرچه درست نیست با شخصی صحبت کنید که در مترو کنار شما نشسته و هدفون در گوش دارد، اما نمی توانید تصور کنید که چه چیزهایی می توان از هم نشینی با افراد مختلف در فرودگاه، مترو یا ایستگاه اتوبوس یاد گرفت. پژوهشی که به تازگی صورت گرفته و شرکت کنندگان را به هم صحبتی با افراد غریبه حاضر در اتوبوس یا قطار واداشته، نشان می دهد که این افراد تجربیات مثبت تری را نسبت به سایرین داشته اند. نباید فراموش کرد که انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند. چالشی برای خود ترتیب دهید تا هر هفته حداقل با یک شخص جدید ارتباط برقرار کنید و ببینید که چه اتفاقی می افتد.

۳٫ داستان بخوانید و فیلم ببینید.

چه کسی می دانست که درازکشیدن جلوی تلویزیون و دیدن یک فیلم عالی می تواند برای سلامتی تان مفید باشد؟ فیلم ها می توانند تجربیات عجیب دیگران را در اختیار شما بگذارند. از آن بهتر این است که کتابی انتخاب کنید که شخصیت اصلی آن تفاوت زیادی با شما داشته باشد. به این شکل می توانید درکتان را از افرادی که ممکن است در طول روز با آنها رو به رو شوید افزایش دهید.
 
۴٫ به پادکست های صوتی گوش دهید.

درست مانند دیدن فیلم یا خواندن کتاب، گوش دادن به پادکست های صوتی نیز نگرش ما را نسبت به تجربیات دیگران بهتر می کنند. پادکست ها گزینه خوبی برای گوش دادن در طول مسیر هستند. هیچ شکی نیست که ارتباطات نقشی حیاتی در زندگی انسان بازی می کند. این مسئله نه تنها به تسهیل فرآیند به اشتراک گذاری اطلاعات و دانش کمک می کند، بلکه همچنین سطح احساس خوشبختی در افراد را افزایش می دهد. بنابراین نمی توان اهمیت ارتباطات را دست کم گرفت.


با بیماران چگونه برخورد کنیم؟


ماهنامه کرگدن – حسن لطفی: اگر مرگ را شتری بدانیم که فقط یک بار جلوی در خانه عمر آدمی می خوابد، بیماری شتری است که خوابیدن و بلند شدنش دلایل مختلفی دارد. به همین خاطر از آمدن و رفتنش ملالی به دل راه ندهید، فقط اگر روزی روزگاری در کسوت پرستاری قرار گرفتید، یادتان باشد همه بیماران دنیا مثل هم نیستند. فقط راه های رسیدن به خدا متنوع نیست، برخورد آدم ها با بیماری شان هم هزاران رنگ و شکل دارد و به گمانم در نظر گرفتن فرامین زیر برخورد با آن ها را آسان تر می کند.

وقتی کسی می گوید زنده باد بیماری لاعلاج

انتخاب محل درمان را به خودشان واگذار کنید

ممکن است بیماری عقل آدم را زائل کند اما باز هم نباید خودتان را عقل کل بدانید و خیال کنید با انتخاب درست عمر عزیزتان را بیشتر و رضایتشان را افزون می کنید. شاید آن بنده خدا برای خودش دلایلی دارد که شما ندارید. دلایلی که با ترس از آمپول و زشتی و زیبایی پزشک شروع می شود و تا مسائل مهم اعتقادی و اندیشه ای پیش می رود. برای آن که منظورم را بهتر درک کنید، دو مثلا می زنم: کسی را می شناختم که هر نوع مرضی می گرفت، سراغ دکتر «آ.ی» می رفت. دکتری که اعتقادی به آمپول نداشت و گمان می کرد درد سوزن فقط دردی بر دردهای بیمار اضافه می کند. شاید به خاطر همین نگاهش است که هنوز هم مطب شلوغی دارد. البته آن بنده خدایی که گفتم حالا دیگر نیازی به پزشک معالج ندارد؛

نه این که خودش خواسته باشد، بلکه چون مردگان اساس به ناز هیچ طبیبی نیاز ندارند. نفر دوم کسی است که گمان می کنم او را می شناسید و اگر نگرش سیاسی از انصاف دورتان نکرده باشد، همیشه نامش را به نیکی یاد می کنید. منظورم زنده یاد میرزا محمدخان مصدق السلطنه معروف به دکتر محمد مصدق است؛ نخست وزیر خوشنامی که افتخار ملی شدن صنعت نفت نیز به نیکنامی اش سنجاق شده است. آن طور که از فرزندش، دکتر غلامحسین مصدق، نقل شده به نخست وزیر معزول و در تبعید پیشنهاد می شود برای درمان بیماری اش به لوزان سوئیس برود. این پیشنهاد نه تنها خوشحالش نمی کند، بلکه باعث می شود با پرخاش بگوید: «چرا باید به خارج بروم؟ پس شما که ادعای طبابت می کنید و در خارج هم تحصیل کرده اید، چه کاره اید،

لعنت خدا بر من و هر کس که در این زمانه بخواهد مخارج زندگی چندین خانواده فقیر این مملکت را صرف آوردن دکتر برای معالجه من از خارج بکند. «البته آنچه شخصیت این سیاستمدار بیمار را جالب تر می کند، برخوردش با دکتر معالجش، اسماعیل یزدی، است. این پزشک حاذق روایت کرده است وقتی برای معالجه نخست وزیر بوده و دکتر یزدی به عنوان نماینده دانشجویان حضور داشته است. دکتر یزدی ماجرای آن دیدار را به یاد دکتر مصدق می آورد. نخست وزیر معزول و در حصر با یادآوری این دیدار می پرسد: «آقای دکتر آیا آن بار که مرا دیدید، راضی از پیش من رفتید؟» دکتر یزدی به گفته خودش پاسخ مثبت می دهد. دکتر مصدق با شنیدن این جواب، لبخند همیشگی اش را بیشتر می کند و می گوید: «حالا می توانم با خیال راحت دهانم را برای معاینه باز کنم.»

هیچ وقتی سعی نکنید از مسائل خصوصی بیمارتان سر دربیاورید

یادتان باشد بیمارجماعت به خاطر ضعف جسمانی دهن لق تر می شود. ممکن است در نقش یک مسیحی کاتولیک فرو رود و شمار ا کشیشی ببیند که با شنیدن اعترافاتش زمینه آمرزشش را فراهم می سازید اما بعدها از این اعتراف پشیمان و رابطه تان تیره و تار شود. البته اگر پرستار آدم های مهم خصوصا سیاستمداران و تصمیم گیرندگان برای مردم شدید، روش فرق می کند؛ نه تنها از آن ها حرف بکشید، بلکه یادداشت برداری هم بکنید تا فراموش نشوند. درست مثل آقای لی جی سویی، پزشک مخصوص مائو تسه تونگ، که نشان داده است دیکتاتورها کاین جلوه در پشت تریبون می کنند چون به خلوت می روند آن دیگر کار می کنند؛ البته با عذرخواهی از جناب آقای حافظ.

وقتی کسی می گوید زنده باد بیماری لاعلاج

رنگ رخسار بیماران را به روی مبارکشان نیاورید

اگر رنگ پریدگی و زردی چهره بیماران را به آن ها یادآوری کنید، حالشان را که خوب می کنید هیچ، اعتماد به نفسان را هم می گیرید. این هم خودتان بهتر می دانید که مساوی با تشدید بیماری است. حتی بعضی ها از این روش برای بیمار کردن آدم های سالم استفاده می کردند. نمونه اش را حتما شنیده اید. منظورم آن ملای مکتبخانه است که شاگردانش یکی یکی به او مراجعه کردند و از رنگ زرد چهره اش گفتند؛ رنگی که فقط توی ذهن شاگردان بود. البته این روش این روزها جواب نمی دهد و دلایلش هم فراوان است. معلمین و اساتید همان شاگردان دیروز مکتبخانه اند.

گذشته از این ها آن قدر مطلب در تلگرام و اینستاگرام خوانده اند که دیگر به آینه هم اعتماد نمی کنند، البته مسئله بیمار واقعی فرق می کند. او که درد و سستی را لمس کرده است. پس حواستان را جمع کنید، تا به او رسیدید لبخند بزنید؛ نه، ممکن است از لبخندتان نتیجه بدی بگیرد، خصوصا اگر از جمله آدم هایی باشد که دنیا را از پشت عینک تیره ای نگاه می کنند. اصلا بهتر است به شخصیت بیمارتان توجه کنید و رفتارتان متناسب را ویژگی های او باشد.

به کسانی که خودشان را به بیماری می زنند، بیشتر توجه کنید

شاید در نگاه اول به نظر برسد کسی که خودش را به بیماری زده است، نیازی به تیمار ندارد. اگر این طور فکر می کنید باید در عقایدتان تجدیدنظر کنید. اصولا اغلب کسانی که در عین سلامتی خودشان را به بیماری می زنند، نیاز شدیدی به توجه دارند؛ البته شاید هم من این طور فکر می کنم. دلیلش هم خانم «م.د» است که هر وقت توجه شوهرش به او کم می شود، دست به دامان رختخواب و بیماری می شود. نمونه دیگرش پدران و مادران کهنسال و تنهایی هستند که شاید دور و بر شما هم باشند.

این بندگان خدا از آن جا که فهمیده اند بیماری بیشتر از سلامتی آن ها را به یاد عزیزانشان می آورد، هر چند وقت یک بار تن رنجورشان را رنجورتر نشان می دهند. در این مواقع بهتر است خودتان را به نفهمیدن بزنید. این طور نه تنها حال آن ها را بهتر می کنید، بلکه به خودتان هم فرصت خوب تر شدن می دهید. البته اگر بیمارتان مثل خانم «م.د» است، نوازش و حرف های عاشقانه و شاخه های گل فراموش نشود.

وقتی کسی می گوید زنده باد بیماری لاعلاج

جلوی بیمار اشک نریزید و بی تابی نکنید

گاهی وقت ها بیمار یکی از نزدیکان ماست. بیماری لاعلاجی هم دارد؛ این که خودش خبر دارد یا ندارد چندان مهم نیست اما این مهم است که جلوی او صبوری کنیم. با چشم های خون افتاده و اشک روان تبدیل به آینه دق برای او نشویم. فکر نکنیم اگر زار نزنیم، خیال می کند دوستش نداریم. این نگرانی را طور دیگری برطرف کنیم. البته منظورم شستن پاهایش در شیر و آب و گلاب نیست، این طور بیشتر شک می کند. بهتر است روش های طبیعی تر را اجرا کنیم. آن هم با توجه به رفتار همیشگی که با او داشته ایم. هر چند مهربانی زیادش هم کم است اما این جور مواقع خیلی مهربان تر نشویم. ممکن است این مهربانی بیمار را کلافه کند. حواستان پی عواقب کار باشد.

مراقب سلامتی خودتان باشید

اصولا پرستار مریض به درد هیچ بیماری نمی خورد. عصای دستش که نمی شود به کنار، باری بر ذهن و دوشش خواهدشد. خیال نکنید اگر یکی از عزیزانتان بیمار شد، شما هم باید برای نزدیک تر شدن به او مریض شوید. حتی تظاهر به بیماری هم نکنید. منظورم رفتاری مشابه رفتاری است که دختر خردسالی برای ایجاد رضایت در برادر سرطانی اش می ند (مویش را از ته می زند و…)ممکن است با این کار به جای همدلی در او احساس نگرانی ایجاد کنید.

حرف های ناراحت کننده بیمارتان را به دل نگیرید

بیمارجماعت فقط جسمش رنجور نمی شود، جانش دچار نقصان می گردد. حساس تر می شود. انتظاراتش از کسانی که دوستشان دارد، بالاتر می رود و ممکن است حرف هایی بزند که به مذاق شنونده خوش نیاید. این وقت ها باید کر شد و نشنید یا صافی شد و بی مهری کلام را به مهر مبدل کرد؛ البته این که می گویم باید کر شد، نباید همیشگی باشد. بعضی وقت ها باید یخ باشی و حافظه نسل بعد و دیگران بشوی. مثالی بزنم از مردی که در فرمان اول هم از او یاد کردیم. از دکتر مصدق نقل شده است وقتی پزشک معالجش با نمونه هایی که از او گفته بود، قصد خروج از محل حصر را داشت، رو به مصدق می گوید:

«امیدوارم با خبر خوب برگردم.» منظورش خبر سلامتی آقای نخست وزیر معزول بود. جواب دکتر مصدق درد و سوز و آه دارد؛ چرا که گفته است: «امیدوارم خبر خوبی برای من بیاورید. امیدوارم بیماری ام سرطان باشد. من از این وضع تنهایی و زندگی خسته شده ام.» این حرف دکتر مصدق نشان می دهد چیزهایی آزاردهنده تر از بیماری هم وجود دارد؛ چیزهایی که باعث می شود بعضی ها فریاد بزنند «زنده باد بیماری لاعلاج!»


1 2