Tag Archives: به

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: آقایان معمولا در مراسم رسمی کت و شلوار به تن می کنند. این مراسم شامل عروسی، مصاحبه های کاری یا حتی زمان هایی ست که می خواهند تاثیری مثبت بر دیگران بگذارند. اما حتی پوشیدن این مدل لباس نیز تخصصی خاص دارد.

به عنوان مثال کتی که شما در جلسات رسمی می پوشید با مدل و رنگ کتی که در مکان های رسمی دیگر به تن می کنید، تفاوت دارد. اگر دوست دارید بدانید که در مراسم مختلف چه رنگ و طرح کتی مناسب شماست، در ادامه مطلب همراه مان باشید.  

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟

۱٫ عروسی

مطمئنا شما هم دوست دارید که در روز عروسی، حتی به عنوان میهمان، بدرخشید. زمانی که صحبت از رنگ کت در مراسمی چون عروسی می شود، اکثرا ماها به رنگ های تیره ای چون مشکی و سرمه ای فکر می کنیم اما در فصل های گرم سال مانند بهار و تابستان می توان به رنگ های روشن دیگری هم فکر کرد.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟

رنگ های سبز و بنفش پاستلی کمرنگ، جیگری و طوسی پررنگ از رنگ هایی است که می توانید در مراسم عروسی، به خصوص در فصل تابستان، به تن کنید. این رنگ کت ها شما را متفاوت از دیگران کرده و باعث می شود که در جمع به زیبایی بدرخشید.

اگر به دنبال کفشی برای ست کردن با این رنگ کت ها می گردید، کفش های لوفر بهترین انتخاب برایتان خواهند بود.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


۲٫ مصاحبه کاری

روزی که شما برای مصاحبه کاری می روید، روز بسیار مهمی است، از این رو باید با ظاهری آراسته و البته تاثیرگذار ظاهر شوید. اما چه رنگ کتی برای این موقعیت مناسب است؟ اگر می خواهید که متفاوت و البته تاثیرگذار باشید، باید کتی که شایسته یک جلسه کاری ست، به تن کنید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
کتی که در این شرایط به تن می کنید باید کمی کلاسیک تر و رسمی تر باشد، از این رو رنگ های پاستلی که برای مراسم عروسی پیشنهاد دادیم، مناسب این موقعیت نیستند.

رنگ هایی که برای یک روز مصاحبه کاری به شما پیشنهاد می دهیم، رنگ هایی با تن جواهرات مانند یشمی و رنگ های خنثی ای چون خاکی، طوسی و مشکی می باشند. کت هایی که رنگ خنثی دارند برای افرادی با سن بالاتر و کت های رنگی برای جوان تر ها مناسب است. اگر می خواهید کت تان را طرح دار انتخاب کنید، طرح های چهارخانه که بسیار کلاسیک و شیک هستند، بهترین انتخاب برایتان خواهد بود.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟

البته این کت ها را می توانید برای ملاقات های دوستانه و غیر رسمی در روزهای دیگر نیز به تن کنید. برای این منظور، تی شرتی سفید رنگ به همراه کفشی اسپورت ظاهر شما را از حالت خشک و رسمی خارج می کند. 


۳٫ جشن فارغ التحصیلی دانشگاه

روز فارغ التحصیلی نیز از روزهای مهمی است که باید در آن به زیباترین شکل ممکن بدرخشید. در این روز رنگ های خاکستری و سرمه ای بهترین دوستان شما خواهند بود. هر مردی، در هر سن و سالی با پوشیدن کت و شلوار سرمه ای یا طوسی خواهد درخشید. بنابراین آنچه در این مرحله اهمیت دارد، پیراهنی است که باید زیر آن به تن کنید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
برای این موقعیت، ما پیراهنی به رنگ روشن مانند سفید یا آبی آسمانی را به شما پیشنهاد می دهیم. بهترین کفشی هم که می توانید با این تیپ ست کنید، کفش مدل آکسفورد است. با این ظاهر نشان می دهید که لایق چنین جشن و مقامی بوده اید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


۴٫ گشت و گذارهای شبانه

زمانی که صحبت از گشت و گذارهای بیرون از خانه می شود، ذهن ما نیز به این سمت می رود که چه لباسی برای این موقعیت مناسب است؟

در این شرایط شما باید از تیپ رسمی و کلاسیک خود دور شده و به سمت کت های اسپورت تر بروید. برای این منظور کت های طرح دار بهترین انتخاب برایتان خواهد بود. به عنوان مثال کت هایی با طرح های راه راه عمودی یا گلدار می توانند بهترین گزینه برایتان باشند.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
از آنجا که این مدل کت ها طرح های شلوغ و چشمگیری داشتند، بهتر است که دیگر لباس هایتان را ساده و به رنگ های خنثی انتخاب کنید تا تعادل میان آنها برقرار شود. شلوار جین تنگ هم انتخاب خوبی است که در کنار این کت های اسپورت، ظاهر شما را جذاب تر از همیشه خواهد کرد.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


۵٫ جشن فارغ التحصیلی دبیرستان

دوران نوجوانی دورانی است که دوست دارید بدرخشید و به دیگران خودی نشان دهید، به خصوص زمانی که دوران دبیرستان را تمام می کنید.

اگر شما هم جزو افرادی هستید که مانند بسیاری از کشورها پس از اتمام دوران دبیرستان جشنی برپا می کنند، پس باید به دنبال لباسی که برازنده سن تان باشد و علاوه بر آن شما را منحصر بفردتر از همیشه نشان دهد، باشید. آیا لباسی بهتر از کت سفید و شلوار مشکی را برای این نوع مراسم سراغ دارید؟

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
مدل لباس شما در عین مدرن بودن، باید ظاهری اسپورت و دوستانه نیز داشته باشد. بنابراین ترکیب سفید و مشکی این تعادل را در ظاهر شما به خوبی ایجاد می کند.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
شما می توانید با سلیقه خودتان، کفشی سفید یا مشکی به پا کنید.


ماجرای «گشت ارشاد»؛ واکنش محسوس به نقض حقوق شهروندی


روزنامه همدلی: طی چند روز گذشته، انتشار فیلمی در شبکه‌های اجتماعی که نشان‌دهنده ضرب و شتم یک دختر جوان توسط گشت ارشاد نیروی انتظامی است، بازتاب وسیعی داشت. در ویدئویی منتشر شده، چند مامور مرد و زن پلیس، به همراه یک ون گشت ارشاد، در حال بحث با چند زن جوان در یک پارک دیده می‌شوند. این زنان در مقابل ماموران مقاومت‌می‌کنند و بین آنها دعوای لفظی پیش می‌آید و متعاقب با آن درگیری و ضرب و شتم دختران با یکی از زنان گشت ارشاد رخ می‌دهد. یکی از ماموران زن شروع به کتک زدن یکی از دختران می‌کند. دختری که در فیلم گفته می‌شود دارای بیماری قلبی نیز است.

دختر بی‌حال روی زمین می‌افتد و ماموران اصرار دارند آن را با خود ببرند. انتشار این ویدئو در شبکه‌های اجتماعی باعث به وجود آمدن یک خشم عمومی شده است و واکنش رسمی مقامات مختلف کشور، اعم از وزیر کشور، نمایندگان مجلس، نمایندگان شورای شهر، دفتر سخنگوی ناجا و حتی روزنامه‌ها و مردم را برانگیخته است. پلیس اصالت ویدئوی منتشرشده از ماموران گشت ارشاد در حال کتک زدن یک زن جوان را تایید کرده و می‌گوید این شیوه برخورد را تایید نمی‌کند.

ضرب ارشاد

ویدئوهای از این دست کمیاب نیست. ویدئوهایی که از برخوردهای خشن کلامی و فیزیکی گشت ارشاد با دختران و زنانی که می‌گویند حجاب را جدی نمی‌گیرند، حکایت دارد. همین چند وقت پیش بود که ویدئوی از زیرگرفتن یک دختر جوان توسط ون نیروی انتظامی نیز خبرساز شد. یا به‌عنوان مثال از برخورد نیروی انتظامی با یکی از دختران موسوم به «دختران خیابان انقلاب» نیز می‌توان نام برد. در آن ویدئو نیز مامور نیروی انتظامی دختری را با خشونت به پایین پرت کرد و باعث آسیب پایش شد. آن ویدئو نیز در چند ماه گذشته اعتراضات شدیدی را از سوی هنرمندان و برخی از مقامات کشور بر انگیخت، اما نهایتا منجر به محکومیت مریم شریعتمداری و حبس وی به مدت یکسال شد که چند وقت بعد طبق شنیده‌ها وی به کمک وثیقه آزاد شد.

از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران، همواره تلاش شده است که قوانینی که با قوانین اسلامی سنخیت بیشتری دارد در کشور اعمال شود. بنابراین قوانینی بر پوشاک، خوراک، مهمانی‌ها و دیگر جنبه‌های زندگی روزمره اعمال شد که یکی از این قوانین پوشش زنان در جامعه بود. اما برخی آن را دخالت در حریم خصوصی افراد می‌دانند و به آن معترض هستند. در ماه‌های اخیر مقاومت در برابر حجاب و اعتراض به آن در ایران بالا گرفته است. اگر چه سابقه مخالفت با حجاب به همان روزهای ابتدایی استقرار نظام جمهوری اسلامی برمی‌گردد اما برخی‌ها اعتراض دخترانی موسوم به «دختران خیابان انقلاب» را شروع کننده اعتراض به حجاب اجباری می‌دانند.

برخورد با بدحجابی همیشه یکی از ماجراهای جنجالی کشور بوده است و هیچوقت موافقان و مخالفان آن نتوانستند به فهم مشترکی از این مقوله برسند. تاکنون نیز، پیروز این میدان موافقان حجاب بوده‌اند. بنابراین قوانین و برخوردها با افرادی که پوشش را جدی نمی‌گیرند از سوی این طیف صورت گرفته است. از آن جا که بحث برخورد با به اصطلاح زنان بدحجاب با پلیس گره خورده است، یکی از انگیزه‌های به وجود آمدن پلیس ارتقای امنیت اخلاقی موسوم به گشت ارشاد به این دلیل بوده است. موضوع گشت ارشاد که در سال ۸۴ و در زمان دولت نهم پایه‌گذاری شد، همواره یکی از مقوله‌های مورد اختلاف در جامعه بوده است. این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار بوده است که حتی به تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری نیز ورود پیدا کرد و برخی از آنان با وعده پایان دادن به این موضوع از آن استفاده تبلیغاتی کرده‌اند.

نمی‌شود با نیروی پلیس مشکلات فرهنگی را حل کرد

حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب، نیز در جریان تبلیغات انتخاباتی خود گفته بود که «نمی‌شود با نیروی پلیس مشکلات فرهنگی را حل کرد» و وعده داده بود کاری می‌کند که «دختران احساس امنیت کنند.»او گفته بود که «نخواهم گذاشت ماموری بی‌نام و نشان از کسی سوال کند. دختران جامعه خود حافظ حجاب و عفاف هستند.»

اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده وقت نیروی انتظامی کل کشور، نیز در واکنش به حرف روحانی با اشاره به وعده وی در مورد جمع کردن گشت ارشاد گفته بود اگر «ما را از این نوع برخورد با مردم معاف کنند تشکر هم می‌کنیم.» او گفته بود: «گشت ارشاد برای ما هم مطلوب نیست» اما افزوده بود: «ما از دستگاه‌هایی که بتوانند این مسئولیت را از لحاظ فرهنگی برعهده بگیرند و ما را از این نوع برخورد با مردم معاف کنند تشکر هم می‌کنیم، اما کاندیداها باید بدانند که این مسئله مخالف‌ها و موافق‌هایی دارد.»

اکنون که چند سال از به قدرت رسیدن روحانی در پست ریاست جمهوری می‌گذرد، اما نه تنها وعده جمع شدن گشت ارشاد تحقق پیدا نکرده است، بلکه هر از چند گاهی مردم شاهد برخورد ماموران گشت ارشاد با زنان و دختران در سطح جامعه هستند که فیلم برخورد خشونت‌آمیز ماموران با دختران و زنان در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود و در خیلی از مواقع افکار عمومی را با خود همراه می‌کند.

آخرین فیلم و ویدئویی که از برخورد خشنونت آمیز فیزیکی ماموران گشت ارشاد حکایت دارد کتک زدن دختر جوان از سوی مامور زن گشت ارشاد بود. برخورد خشنی که راهی برای توجیه نگذاشته بود و حتی مقامات ارشد ناجا را ناچار به واکنش کرد پلیس به‌هیچ وجه چنین رفتارهایی راتایید نمی‌کند

دفتر سخنگوی ناجا در واکنش به انتشار فیلم ضرب و شتم یک دختر جوان توسط ماموران گشت ارشاد ضمن تایید اصالت این ویدئو، ازاتفاق صورت گرفته ابراز تاسف کرد و گفت: پلیس به‌هیچ وجه چنین رفتارهایی راتایید نمی‌کند. وی در ادامه افزود: بررسی‌های اولیه حکایت از وقوع این اتفاق در یکی از پارک‌های تهران دارد که فیلم پخش شده بخشی از کل اتفاق است درحال حاضر بازرسی پلیس تهران درحال بررسی موضوع است و نتیجه متعاقبا اعلام می‌شود. انتطار می‌رود همه دختران و بانوان جامعه نیز شئونات اجتماعی را رعایت کنند.

وزیر کشور نیز به ویدئوی یاد شده واکنش نشان داد. رحمانی فضلی در واکنش به ویدئو منتشر شده کتک زدن دختر جوان توسط یکی از ماموران زن گشت ارشاد، دستور بررسی جامع و ارائه گزارش آن تا روز شنبه را صادر کرد.

انتشار فیلم کتک خوردن دختر جوان در یکی از پارک‌های تهران از سوی مامور گشت ارشاد واکنش تند مقامات کشور به ویژه زنان را در پی داشت. پروانه مافی نماینده مجلس در واکنش به این موضوع در صفحه توئیترش نوشت: «فرمانده نیروی انتظامی توضیح دهند تشکیل پلیس امنیت اخلاقی چه ثمرات مثبتی در حفظ امنیت اخلاقی جامعه داشته است؟»

ضرب ارشاد

واکنش مولاوردی به کتک زدن یک خانم توسط گشت ارشاد

شهیندخت مولاوردی دستیار رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی نیز با محکوم کردن برخورد خشونت‎‌آمیز با دختر جوان در صفحه توئیترش نوشت«انتشار کلیپ نحوه برخورد ماموران پلیس زن با مقوله بد پوششی و شیوه ارشاد آنها!، بیش از پیش ضرورت تغییر رویکرد نهادهای فرهنگی و انتظامی از باید به باور، از تبلیغ به تعمیق، از ظاهر به معنا و از فعالیت محوری به اثربخشی که از برنامه‌های فرهنگی دولت یازدهم بود، را به همه ما یادآوری کرد. از ورود و واکنش فوری وزیر کشور تشکر می‌کنم، اما عمیقا بر این باورم که باید در عصر ارتباطات طرحی نو در انداخت!»

انتقاد ابتکار از رفتار مامور پلیس با دختری در پارک

معاون رئیس جمهور به برخورد ماموران با یک دختر در یکی از پارک‌های تهران واکنش نشان داد و آن را غیردینی توصیف کرد. معصومه ابتکار در صفحه توئیتر خود با اشاره به این موضوع نوشت: «فیلمی در فضای مجازی از برخورد در موضوع حجاب منتشر شده که به گشت ارشاد منتسب می‌شود. این رفتار چه توجیهی دارد؟ ‏دایره عمل یک مامور حتی در صورت اهانت به وی تا کجاست؟ ‏به شدت این برخورد را محکوم و پیگیری می‌کنم. این رفتارهای خشن و غیردینی در شان هیچ انسانی نیست.»

خداکرمی از فروپاشی امنیت روان زنان ابراز نگرانی کرد

ناهید خداکرمی، عضو شورای شهر تهران با اشاره به انتشار فیلم برخورد گشت ارشاد با یک دختر از فروپاشی وضعیت امنیت روانی زنان ابراز نگرانی کرد و گفت: رفتارهای سلیقه‌ای مورد تایید هیچ‌کس نیست و از وزیر کشور نیز تقاضا دارم تا برای حفظ آرامش، آسایش و سلامت روان شهروندان و جامعه به فوریت، شیوه اجرایی طرح ارتقای امنیت اجتماعی بخصوص در حوزه‌های مربوط به زنان مورد بازنگری قرار گیرد. وی ضمن ابراز تاسف از انتشار فیلم برخورد گشت ارشاد با دختری در یکی از پارک‌های تهران به ایسنا اظهار کرد:‌ به عنوان رئیس کمیته سلامت شورای اسلامی شهر تهران نگران فرو پاشی وضعیت امنیت روانی زنان و خانواده‌ها هستم، این استرس های مداوم و صدماتی که هر از گاهی به خاطر مدیریت سلبی مرتبط به پوشش، بر ذهن و روح و روان آنها می‌نشیند، می‌تواند اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت بسیاری را در زندگی زنانه، همسرانه و مادرانه دختران جوان باقی گذارد که آینده آنان و فرزندانشان را دچار بحران کند، در زمانی که طبق گزارش وزارت بهداشت مشکلاتی نظیر افسردگی جامعه ما را دچار غمگینی مزمن کرده است اصرار بر تکرار اشتباهات، خود اشتباهی دیگر است.

خداکرمی تاکید کرد :‌وقت آن است تا دیرتر نشده با پایش شیوه برخورد با پدیده‌های فرهنگی اجتماعی که حاصل روند طبیعی تحولات امروز کشور است، اقدامی جدی به عمل آید، به همین دلیل از کمیسیون‌های بهداشت، فرهنگی و اجتماعی مجلس تقاضا دارم تا پیشقدم شده و به فوریت نسبت به اصلاح قانون حجاب و عفاف اقدام کنند تا بیش از این، سلامت روانی، فرهنگی و اجتماعی زنان و خانواده‌ها آسیب نبیند.

عارف: حرمت و ارزش دختران سرزمین من نباید با اعمال سلیقه برخی افراد شکسته شود

محمد رضا عارف رئیس فراکسیون امید مجلس نیز در یادداشت کوتاهی در کانال تلگرامی خود نوشت: «انتشار کلیپی از نحوه برخورد زننده ماموران نیروی انتظامی با یک خانم به بهانه بدپوششی نشان از این دارد که نهادهایی که خود را متولی ارشاد مردم می دانند هنوز به تغییر در رویکردهای فرهنگی باور ندارند و به حاکمیت چوب و چماق در ارشاد! مردم اعتقاد دارنداینگونه برخوردها بعضا توسط افرادی صورت می‌گیرد که آموزش‌های لازم را در این خصوص طی نکرده‌اند و چه بسا خود بیش از دیگران به ارشاد نیازمند باشند.ضمن تشکر از وزیر محترم کشور به جهت واکنش به موقع به این موضوع ضروری است نهادهای ذیربط یعنی وزارت کشور و نیروی انتظامی در برخورد قاطع با خاطیان درنگ نکنند و نتیجه بررسی‌های خود را به اطلاع افکار عمومی برسانند. مطمئنا فراکسیون امید هم در پیگیری این موضوع اقدامات لازم را انجام خواهد داد. حرمت و ارزش دختران سرزمین من نباید با اعمال سلیقه برخی افراد شکسته شود.مطمئنا بانوان فرهیخته کشورمان هم در حفظ این حرمت ها بیش از دیگران و مدعیان تلاش می‌کنند.»

واکنش هنرمندان

رفتار تند با یک دختر جوان واکنش هنرمندانی مانند «مهناز افشار» و «ترانه علیدوستی»، «الهام پاوه‌نژاد» یا «کمند امیر سلیمانی » را نیز برانگیخت.

به اعتقاد بسیاری از مردم گشت ارشادی که انتظار می رود محافظ زنان در جامعه باشد، به جای محافظت از زنان نباید با رفتارهای خشونت‌آمیز برخی از مامورانش نوعی بی‌اعتمادی به جامعه را تزریق ‌‎کند، بی‌اعتمادی به نیروی انتظامی که حافظ جان و مال و نوامیس مردم است.بر کسی پوشیده نیست که نیروی انتظامی رکن رکین امنیت و آرامش کشور است و دولت و مسئولان باید جلوی هر گونه رفتاری را که باعث بی‌اعتمادی مردم به نیروی انتظامی می‌شود بگیرند. وقتی که مسئولان ناجا شیوه خشونت‌آمیز یک پلیس زن با دختران یا زنان را تقبیح می‌کند پس انتظار این است که یک یا چند نیروی ناشی باعث خدشه اعتماد مردم به پلیس یا نیروی انتظامی نشوند.

از نظر اغلب مردم به ویژه جامعه زنان، رفتار نیروی انتظامی در برخورد خشونت‌آمیز با دختر جوان و ضرب و شتم وی هیچ توجیهی ندارد و آنان منتظر هستند مطابق قانون با متخلفان این امر برخورد شود. طبیعی است که برخورد عادلانه با خاطیان می‌تواند جلوی هر گونه سوءاستفاده از نام و شان پلیس را بگیرد.


زنان؛ تیراندازان کمیاب، اما رو به افزایش


روزنامه سازندگی – کاوه فیض اللهی: عصر روز سه شنبه چهارده فروردین امسال پلیس آمریکا، پس از دریافت گزارش هایی از حضور یک تیرانداز در مقر شرکت یوتیوب (YouTube) در سان برونو در کالیفرنیا به آنجا هجوم برد. به گزارش پلیس، ماموران وارد صحنه ای بسیار آشفته شدند که در آن کارمندان از ساختمان می گریختند.

آنطور که در گزارش ها آمده تیرانداز در اثر شلیک به خود جانش را از دست داد و چهار قربانی در بیمارستان مجاور بستری اند. اگرچه این روزها تیراندازی به گروهی از مردم کمابیش عادی شده و مانند گذشته خبر تکان دهنده ای به شمار نمی آید (در یک سایت اینترنتی که خبر این تیراندازی ها را ثبت می کند، برای سال ۲۰۱۷ که هنوز چیزی از آن نگذشته چندین مورد ثبت شده است)، اما در ماجرای تیراندازی در دفتر یوتیوب یک نکته شگفت انگیز وجود دارد؛ تیرانداز زن است. (دختری ایرانی به نام نسیم نجفی اقدم)

زنان؛ تیراندازان کمیاب، اما رو به افزایش

به عقیده متخصصان رفتار انسان، این خبر تکان دهنده است زیرا نرخ خشونت در زنان بسیار پایین تر از مردان است و در میان انواع خشونت، قتل عام یا کشتار جمعی توسط زنان بسیار عجیب تر است زیرا این پدیده ای است که بیش از همه مردانه است. زنانی که انبوه مردم را بی هدف کشته باشند به گفته جیمز گاربارینو (Garbarino) روانشناس دانشگاه لویولا در شیکاگو که درباره خشونت در انسان تحقیق می کند، «به اندازه ای کمیاب اند که تاکنون بررسی نشده اند. یعنی موارد کافی برای بررسی وجود ندارد.» در سال ۲۰۱۵ یک تیرانداز زن در سن برناردینوی کالیفرنیا به روی مردم آتش گشوده بود.

جنسیت و خشونت

در مجموع زنان خیلی کمتر از مردان آدم می کشند. به گفته آدام لنکفورد (A. Lankford) استاد حقوق جنایی و نویسنده کتاب «افسانه شهادت: انگیزه واقعی بمب گذاران انتحاری. تیراندازی خشمگین و قاتلان خودکُش» (۲۰۱۳) در ایالات متحده تنها ۱۰ تا ۱۳ درصد قتل ها را زنان مرتکب می شوند. به گفته لنکفورد، هنگامی که زنان دست به قتل می زنند، خیلی کمتر از مردان احتمال دارد که سلاح گرم را برای انجام این کار انتخاب کنند. تنها ۸ درصد از کسانی که با اسلحه گرم آدم می کشند زن هستند. در مقایسه ۴ درصد از قتل های ناشی از مسمومیت و ۲۰ درصد از قتل ها به وسیله آتش را زنان مرتکب می شوند. اگرچه به درگیری های میان نجفی اقدام با یوتیوب بر سر نحوه پرداخت ها و ممنوعیت ها اشاره شده

و پدرش از «نفرت» دخترش نسبت به یوتیوب خبر داده، اماهنوز برخی انگیزه های واقعی او در هاله ای از ابهام است. به گفته مری الن اتول، بازنشسته بخش آرشیو پلیس فدرال آمریکا و نویسنده کتاب «غریزه های خطرناک: چگونه حس درونی مان به ما خیانت می کند» (۲۰۱۳) در مورد تاشفین مالک، تیرانداز زن زاده پاکستان و بزرگ شده در عربستان که همراه پاکستانی دیگری به نام سید رضوان فاروق، در دسامبر ۲۰۱۵ مهمانان کریسمس را در تالار کنفرانس مرکز منطقه اینلند در سن برناردینوی کالیفرنیا به گلوله بست (۱۴ کشته و ۱۸ مجروح) مورددیگر آزاری یا سادیسم آشکار بود و این دو نفر پس از کشتار مردم بی گناه در تبادل آتش با پلیس کشته شدند.

بمب گذاری انتحاری زنان نیز بی سابقه نیست، اما منفجر کردن خود شکل بسیار منفعلانه ای از خشونت است. به گفته اوتول شلیک کردن به سالنی پر از مردم بی گناه که از ترس کز کرده اند، لذت بردن از زجر دیگری و بسیار سادیستی است. «و خشونت سادیستی از این نوع تقریبا فقط در مردان مشاهده می شود.»

زنان؛ تیراندازان کمیاب، اما رو به افزایش

فاصله میان دو جنس

البته بیشتر مردان بدون آن که کسی را بکشند عمرشان را به پایان می رسانند. و انگیزه های جنایت بسیار فردی هستند؛ از سوی دیگر همه زنان و مردانی که دست به قتل می زنند نیز این کار را به دلایل یکسانی انجام نمی دهند. به گفته کارشناسان هر مورد منحصر به فرد است، اما در ترکیب زیست شناسی و روابط اجتماعی مردان چیزی هست که آنها را نسبت به خشونت مستعدتر می سازد. جالب آن که این شکاف بین جنسی در خشونت تقریبا در تمام فرهنگ های جهان یافته می شود. هیچ پاسخ ساده ای برای این تفاوت وجود ندارد. آسان ترین نظریه برای فهم احتمالا نظریه ای تکاملی است:

مردان طی صدها هزار سال تکامل برای تهاجم پاداش گرفته اند. در شمپانزه ها به عنوان نزدیک ترین خویشاوند منقرض نشده انسان در میان نخستی ها نیز تمایل به خشونت دیده می شود (بونوبوها، یا شمپانزه های کوتوله که خویشاوندی شان با انسان به اندازه شمپانزه های معمولی نزدیک است، به مراتب صلح جوترند، هر چند پژوهش های اخیر نشان داده اند که آنها هم جلب افراد خشن می شوند.) خشونت می تواند برای نرها جایگاه ایجاد کند، چه در شمپانزه ها و چه در انسان. فقط کافی است ببینید که چگونه قهرمانان فیلم های اکشن دل دختر محبوب شان را به دست می آورند.) و برای نرها، نداشتن جایگاه به معنای از دست دادن جفت گیری است.

در واقع به گفته لنکفورد ناکامی جنسی موضوعی است که در نوشته های بسیاری از مردان تیرانداز به سوی مردم دیده می شود. بسیاری از این تیراندازان بیانیه هایی از خود به جا گذاشته اند که در آنها به وضوح و تفصیل از نفرت خود از زنان و از مردانی که به آسانی با زنان ارتباط برقرار می کنند سخن گفته اند. به عبارت دیگر حاضرند میز بازی را به هم بزنند، چون در بازی راه شان نداده اند. لنکفورد می گوید: «در عوض، من هیچ موردی از مهاجمان زن سراغ ندارم، اگرچه نمونه کوچکی در اختیار داریم، هیچ کدام شان را نمی شناسم که از ناکامی گله کرده باشند.» کاترین نیومن (K.Newman)، جامعه شناس دانشگاه ماساچوست در امهرست، می گوید

در تیراندازی هایی که در مدرسه ها روی داده و تقریبا منحصر به پسران بوده، جایگاه همواره نقش مهمی داشته است. نیومن نویسنده کتاب «خشم افسارگسیخته: ریشه های اجتماعی تیراندازی در مدارس» (۲۰۱۵) معتقد است هرگز موردی از تیراندازی معمول در مدارس توسط یک دختر انجام نشده است. در سال ۱۹۷۹در سن دیه گو یک دختر نوجوان که روبروی یک مدرسه ابتدایی زندگی می کرد، یک روز صبح از خانه خودش شروع به شلیک به دانش آموزان و پرسنل مدرسه کرد. اما به گفته نیومن در تمام موارد تیراندازی تصادفی در زمین مدرسه توسط شخصی که بخشی از اجتماع خود آن مدرسه باشد، تیرانداز مرد بوده است. به عقیده نیومن، این پسران و مردان جوان ممکن است در حال پاسخ دادن به یک قاعده فرهنگی پذیرفته شده باشند

که خشونت را با مردانگی یکی می داند. بیشترشان تنها هستند. آنها برای پیوستن به گروه های اجتماعی تلاش می کنند اما موفق نمی شوند. تجربه آنها از جنس ناامیدی و تحقیر است. به همین دلیل، به گفته نیومن، تصمیم می گیرند شخصیت بازنده خودرا با چیزی خوشایندتر عوض کنند: «متاسفانه آن چیز خوشایندتر نقش ضدقهرمان است.» به گفته نیومن، اما ضدقهرمان خشن بودن برای زنان برخلاف مردان جذاب نیست. ناکامی آنها در جلب توجه و شهرت به شیوه های دیگری بروز می کند که معمولا شامل آسیب به خود یا پخش شایعات زننده است. این وضعیت به ویژه در مورد مهاجرانی که به سختی می توانند با جامعه میزبان کنار بیایند پررنگ تر می شود.

با این همه، به گفته گاربارینو، نویسنده کتاب«ببین جین می زند: چرا دختران دارند خشن تر می شوند و در این مورد چه می توان کرد» (۲۰۰۶). فاصله میان دختران و پسران از نظر رفتار تهاجمی کمتر شده است. به گفته او «۲۵ سال پیش به ازای هر دختر نه پسر به جرم حمله بازداشت می شد، این نسبت اکنون به یک دختر در برابر چهار پسر رسیده است. رسانه های پرمخاطب تر دختران و زنان را بیشتر حین انجام کارهای خشن نشان می دهند که این مدل می تواند الگویی برای تهاجم زنان فراهم کند. با این همه به گفته گاربارینو، شکاف میان دو جنس در خشونت منجر به مرگ برخلاف شکاف در اشکال کلی خشونت کاهش نیافته است.

علت این روند هنوز ناشناخته است. ممکن است مردان در برابر این پدیده به لحاظ زیست شناختی آسیب پذیرتر باشند. تغییرات ژنی به نام MAOA همراه با محرک های تنش زایی همچون تجاوز یا مصرف مواد در ابتدای دوران رشد و شکل گیری شخصیت می تواند احتمال ارتکاب جنایت در مردان را افزایش دهد. از این گذشته، به گفته گاربارینو مردان بیش از زنان احتمال دارد که بر مبنای اصول انتزاعی تصمیم اخلاقی بگیرند، در حالی که در زنان اخلاق عمدتا مبتنی بر همدلی است. به گفته او «فرهنگ مربوطه هر راهی برای توجیه خشونت پیش پای افراد بگذارد، احتمال آن که از سوی مردان پذیرفته شود بیشتر است.»

زنان؛ تیراندازان کمیاب، اما رو به افزایش

دو تیرانداز سن برنادینو

پرسش های بی پاسخ

با به دست آمدن اطلاعات بیشتر درباره پرونده سن برنادینو، معلوم شد که دو تیرانداز زن و مرد که والدین نوزادی شش ماهه بودند، احتمالا فکر می کردند خشونتشان کاملا موجه و بحق است. پلیس فدرال آمریکا درباره این پرونده به عنوان یک اقدام تروریستی تحقیق کرد که آن را از بسیاری پرونده های تیراندازی به جمع در ایالات متحده متمایز می سازد. سال گذشته گزارشی ۵۵ صفحه ای درباره این تیراندازی منتشر شد که نشان داد این زن و شوهر در مجموع حدود ۸۰ خشاب خالی کردند و پلیس در مجموع بیش از ۴۰ بار به آنها شلیک کرد. اما تیراندازی به جمع چنان که در مورد تیراندازی در دفتر یوتیوب هم دیده می شود، برخلاف زوج تروریست سن برناردو که نتیجه یک همکاری دو نفره بود، معمولا به تنهایی انجام می شود.

در واقع به گفته لنکفورد، تیرانداز تنها معمولا قصد خودکشی دارد و می خواهد دیگران را نیز با خود به گور ببرد. اما هنگامی که مهاجمان دو نفر باشند، معمولا فقط یک نفرشان قصد خودکشی دارد و دیگری همراهی اش می کند. حتی در این صورت، باز هم شباهت هایی در انگیزه های خودویرانگرانه تروریست ها و قاتلان دیوانه وجود دارد. در مورد بسیاری از مردان تروریست نیز همچون مردان تیراندازبه جمع، به ویژه تروریست هایی که به سنت های مذهبی سختگیرانه پایبندند، ناکامی جنسی ممکن است نقش پررنگی بازی کند. برای مثال، دوستان و خانواده محمد عطا، که در عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر هواپیماها را ربود، او را فردی بسیار خجالتی و بی دست و پا در ارتباط با زنان توصیف کردند.

عمر فاروق عبدالمطلب یا عمر فاروق نیجریه ای معروف به «بمب گذاری لباس زیر» که در سال ۲۰۰۹ تلاش کرده بود با استفاده از ماده منفجره پلاستیک (پینتریت) که در لباس زیرش پنهان کرده بود هواپیمای پرواز آمستردام به دیترویت را در روز کریسمس منفجر کند، در پست های اینترنتی اش آشکار کرد مرد جوانی است که تلاش می کند خلأ میل جنسی اش را با جهاد پر کند. او که پسر بانکداری ثروتمند در نیجریه است و اکنون به چهار بار حبس ابد به اضافه پنجاه سال زندان محکوم شده، در سال ۲۰۰۵ در پستی نوشت«هنگامی که تنها می شوم میل جنسی طبیعی ام بیدار می شود و من برای کنترلش تقلا می کنم، که گاهی منجر به گناهان کوچکی همچون پایین نیاوردن نگاه در حضور زنان بی حجاب می شود.»

به گفته لنکفورد، در بعضی فرهنگ ها و از جمله در میان بنیادگرایان، شهادت ممکن است به عنوان مفری در ممنوعیت خودکشی نیز عمل کند. در مورد زن و شوهر پاکستانی که در سن برناردینو اقدام به تیراندازی کردند، مشخص نیست که آیا هیچ کدام شان قصد خودکشی داشتند یا نه، اما در فرم های طلاقی که پدر و مادر تیرانداز در دادگاه پر کرده بودند، اشاره شده که پدرش بدرفتار بوده و در برابر فرزندانش تهدید به خودکشی کرده بود. سابقه خانوادگی مشکلات روانی و اقدام به خودکشی از عوامل تاثیرگذار بر ایجاد تمایل به خودکشی است. لنکفورد می گوید: «من این ایده را رد نمی کنم که در این مورد نیز ممکن است نوعی مشکل روانی یا تمایل به خودکشی نقش داشته باشد.»

فرهنگ و بیماری روانی به شیوه های غیرمنتظره ای بر هم اثر می گذارند. برای مثال، پژوهشگران در مقاله ای که در سال ۲۰۱۴ در «ژورنال روانپزشکی بریتانیا» به چاپ رسید، گزارش کردند که ۷۰ درصد از آمریکایی های مبتلابه انواع روان پریشی (سایکوز) که در سرشان صداهایی می شنوند می گویند این صداها آنها را تشویق به خشونت می کنند. این رقم در هند ۲۰ درصد و در غنا فقط ۱۰ درصد است. به گفته گاربارینو «ما نمی دانیم کسانی که از نظر ما دیوانه هستند، پیام ها و قواعد فرهنگی بزرگ تر را چگونه درک می کنند.» مشخص نیست که آیا زن تیرانداز در مقر یوتیوب برای این کار برنامه ریزی کرده بود یا نه. اما به گفته اتول این نوع تیراندازان معمولا بی مقدمه اقدام نمی کنند.

برای مثال آن طور که بازرسان پرونده دریافتند، تروریست های سن برناردینو احتمالا سال ها سرگرم برنامه ریزی برای این حمله بودند. هولناک آنکه بسیاری از آدم ها استعداد زیادی در نقش بازی کردن دارند و می توانند در دوره ای که تدارک حمله مرگبارشان را می بینند وانمود کنند که یک زندگی عادی دارند. حتی فراهم کردن یک زندگی خانوادگی شاد، از جمله نوزاد شش ماهه شان می تواند بخشی از این تدارکات برای القای این توهم باشد. اتول در سال ۲۰۱۵ درباره تاشفین مالک گفته بود: «در اینجا با زنی بیرحم سروکار داریم، نمی توانم به شما بگویم که در پلیس فدرال آمریکا روی چند پرونده کار کرده ام که در آن پدر و مادر بچه های خودشان را کشته اند. در این مورد با زنی عادی که سرشار از دلسوزی و عشق بی پایان به فرزندش است سروکار نداریم.»


مسائل مالی چه به روز رابطه‌تان می‌آورد؟


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور:

 

اجازه ندهید که دلیل شماره یک جنگ و جدل زوجین، عشقتان را به یکدیگر از بین ببرد.

 

اوایل دهه ۸۰ بود که زنی را دیدم عاشقش شدم. کیم را می گویم! بعد از چند باری که یکدیگر را دیدیم، در نهایت ازدواج کردیم. او عشق زندگی من، بهترین دوستم و دلیل موفقیتی است که امروزه به آن دست یافته ام. رابطه ما در طول این سال ها مستحکم تر و بهتر شده است. امروز بسیاری از مردم من و کیم را می بینند و فکر می کنند که به خاطر پول است که احساس خوشبختی می کنیم. واقعیت این است که وقتی من کیم را دیدم، ورشکسته بودم و به خاطر شکست در اولین کسب و کارم، یک میلیون دلار بدهی داشتم. خوشبختانه کیم با من ماند و من می دانم که نه ماندن او در کنار من به خاطر ثروت من است و نه ماندن من در کنار او به خاطر ثروتش!

 

مطمئن شوید که مسائل مالی، روابط شخصی تان را نابود نمی کند 

پول: دلیل شماره یک دعوای زن و شوهرها

براساس گزارش هافینگتون پست از نتایج پرسشنامه ای که به وسیله مجله «پول» ایجاد شده بود، دلیل شماره یک دعوای ۷۰ درصد زوجین «پول» است، نه مسائل مربوط به خانه، با هم بودن، خر و پف یا شام و ناهار! بیایید به شکل مشخص تری در مورد دلیل دعواهایشان صحبت کنیم. افرادی که در این پرسشنامه شرکت کرده بودند، عنوان کردند که خرید بیش از حد، بودجه بندی مسائل مالی خانه و بدهی هایشان بزرگ ترین عواملی است که آنها را به بحث و جدل وا می دارد.

 

در گزارش دیگری که به وسیله اخبار ان بی سی منتشر شده بود، به این موضوع اشاره می شد که ۶۰ درصد زوجین به این خاطر سر مسائل مالی دعوا می کنند که یکی از آنها یا بیش از حد خرج می کند یا کمتر از حد معمول. تعجبی ندارد. پول نقش زیادی در شادی، سلامت و تناسب زندگی دارد. وقتی پول کافی برای پرداخت صورتحساب ها، مراقبت از خانواده و تفریح نداشته باشید، استرس زیادی به شما وارد خواهدشد و وقتی که بدانید این بی پولی ناشی از اشتباهات مالی یا مخارج زیاد همسرتان است، به استرس بیشتری دچار خواهید شد. پول چنان عامل استرس زای بزرگی است که ثابت شده است زوجینی که حداقل یک بار در هفته در مورد آن بحث می کنند، ۳۰ درصد احتمال جدایی بیشتری دارند.

چرا زن و شوهرها در مورد پول دعوا می کنند؟

مایه شرمساری است که پول می تواند بین دو فردی که زمانی عاشق هم بودند، جدایی بیندازد. معمولا وقتی به داستان جدایی این افراد نگاه می کنم، متوجه می شوم که پول به روش های گوناگونی بین زوجین دلخوری ایجاد می کند که از آن میان می توان به برنامه ریزی نامناسب، هوش اقتصادی پایین یا انتظارات برآورده نشده و ابراز نشده اشاره کرد. اما من معتقدم که زن و شوهرها به این دلیل در مورد مسائل مالی با یکدیگر به مشکل می خورند که اصلا در مورد آن با یکدیگر حرف نمی زنند!

همسران باید به طور مرتب با یکدیگر در مورد مسائل مالی گفت و گو کنند. این امر به ویژه در ابتدای زندگی مشترک بسیار اهمیت دارد. چرا؟ چون همان طور که کیم، همسرم، نوشته، «همسویی در مورد مسائل مالی یکی از مهم ترین عوامل یک رابطه موفق و سالم است». زوجینی که هیچ گاه با یکدیگر در مورد پول حرف نمی زنند، هنگام بروز مشکلات بحث و جدل می کنند، چرا که هیچ گاه نگرش هایشان در این زمینه را با یکدیگر به اشتراک نگذاشته اند. به دلیل آنکه یک زندگی مشترک سالم و غنی فقط به میزان پولی که دراختیار دارید، بستگی ندارد، تصمیم گرفتم که چند موضوع را در مورد همسو کردن نگرش هایتان در این زمینه با شما در میان بگذارم.

برنامه ای تهیه کنید.

زمانی که من و کیم ورشکسته بودیم، باز هم دقیقا می دانستیم که داریم چه کار انجام می دهیم هر سال می نشستیم و اهداف مالی مان را می نوشتیم. این اهداف برای من راه اندازی یک کمپانی آموزشی، راه اندازی تعدادی کسب و کار و سرمایه گذاری در زمینه نفت، املاک و مستغلات بود. اهداف کیم نیز شامل پربارتر کردن پرونده های املاک و مستغلاتش می شد.

هر ماه به بررسی گام هایی می پرداختیم که در جهت دستیابی به این اهداف بر می داشتیم. یکدیگر را تشویق می کردیم و در صورت نیاز، اقداماتی را برای رفع و رجوع اشتباهات انجام می دادیم. هر چیزی که در زندگی مان وجود داشت، در راستای رسیدن به آن اهداف بود که همین موضوع ما را در نحوه خرج کردن پول، تصمیم گیری های زندگی و تعهداتمان یاری می کرد. از همه مهم تر این بود که ما اهدافمان را با یکدیگر در میان می گذاشتیم و یکدیگر را از انتظارات خود باخبر می کردیم.

 

مطمئن شوید که مسائل مالی، روابط شخصی تان را نابود نمی کند 

برای استقلال شخصی ارزش قائل شوید.

به دلیل اینکه من و کیم در ابتدای زندگی مشترک هر دو ورشکسته شده بودیم، به یکدیگر تکیه کردیم، نه اینکه فقط یک نفر از ما بخواهد به دیگری اتکا کند. هیچ کدام نقش پدر و مادر را برای یکدیگر بازی نکردیم و در عوض به هم کمک کردیم تا هر دو رشد کنیم. امروز من و کیم حساب های پس انداز و سرمایه گذاری جداگانه ای داریم. کسب و کارهایمان نیز از هم جداست. هر دو ثروتمندیم و از لحاظ مالی به یکدیگر وابسته نیستیم. این موضوع «خواستن یکدیگر» را برایمان ساده تر کرده است، چرا که هر کدام از ما به مسائل مالی خودمان می رسیم و دیگر اسیر استرس و بحث و جدل نمی شویم.

یک تیم باشید.

اگرچه ما از لحاظ اقتصادی مستقل هستیم، اما هنوز هم مانند یک تیم عمل می کنیم و می دانیم که اعضای یک تیم به کمک یکدیگر و در کنار هم مشکلاتشان را حل می کنند و پیروزی هایشان را جشن می گیرند. ما به عنوان دو هم تیمی، به طور مداوم با یکدیگر تعامل کرده و تغییرات لازم را در روند زندگی اعمال می کنیم. در مورد معاملات تجاری ام از کیم نظر می پرسم و او نیز همین کار را می کند. اگر مشکلی پیش آمده باشد، به یکدیگر کمک می کنیم. ما رقیب یکدیگر نیستیم، بلکه هر دو می خواهیم شاهد موفقیت ها و پیروزی های طرف مقابل باشیم.

سواد اقتصادی تان را افزایش دهید.

اولین هدیه ای که برای کیم گرفتم، شانس شرکت در یک کلاس حسابداری بود. می دانستم که هدف او این است که به یک سرمایه گذار در حیطه املاک و مستغلات بدل شود و به همین خاطر می دانستم که به حسابداری نیاز پیدا خواهدکرد. سال ها روی دانش اقتصادی مان کارکردیم، اغلب با یکدیگر کتاب می خواندیم، کلاس می رفتیم و در سمینارها شرکت می کردیم. حالا با هم کتاب می نویسیم و کلاس و سمینار برگزار می کنیم و البته هنوز هم در حال یادگیری هستیم. هرکدام از زوجین باید استقلال خود را حفظ کنند. این یعنی هرکدام از آنها باید دانش مالی بالایی داشته باشند و برای افزایش سطح دانش مالی خود تلاش کنند.

از اشتباهات خود درس بگیرید (و بخندید).

در نهایت این را فراموش نکنید که زندگی مانند یک سفر کوتاه است. بسیاری از زوج ها به این دلیل به مشکلات مالی برخورد می کنند که می پندارند این مسئله ناراحت کننده هیچ گاه برایشان پیش نخواهد آمد. هر زوجی دغدغه مالی خواهدداشت؛ نحوه واکنش شما به این دغدغه است که می تواند رابطه تان را مستحکم تر کند یا آن را کاملا از بین ببرد. من و کیم همواره شکست هایمان را به عنوان یک موقعیت آموزشی در نظر می گرفتیم و به دلیل اینکه در قالب یک تیم با یکدیگر همکاری می کردیم، توانستیم با کمک یکدیگر به این مشکلات فائق آییم و چیزهای زیادی بیاموزیم.

همچنین ما خیلی در کنار یکدیگر خوش می گذرانیم و می خندیم. کیم بهترین دوست من است. زمانی که زندگی سخت می شود، معنای خود را نیز از دست می دهد. اگر نتوانید به بهترین دوستتان بنشینید و به مشکلات زندگی بخندید، لحظات سختی را پیش رو خواهدداشت. یکی از بهترین روش ها برای اینکه از لحاظ مالی باهوش تر شوید این است که اشتباهات خود را به منزله موقعیت هایی برای یادگیری در نظر بگیرید، رویکرد مثبتی داشته باشید و با هم خوش بگذرانید.


عشق را ۳۰ روزه به رابطه‌تان برگردانید




آیا دوست دارید صمیمیت بیشتری با همسرتان داشته باشید؟ شاید ازدواج مرحله سختی از زندگی باشد اما اگر هر دو در جهت تقویت و بهبود رابطه تلاش کنند به نتایج مطلوبی می رسند. اگر در دوست داشتن همسرتان تلاش کنید خواه ناخواه رابطه شما بهتر خواهد شد.


به حق میوه‌های نخورده و تجملاتی!


مجله مهر: این روزها در کنار میوه‌های عادی می‌شود رد و نشان میوه‌های عجیب و غریبی را پیدا کرد که چند سالی است در قفسه خرید فروشگاه ها جاخوش کرده‌اند محصولاتی که غالبا هویتی استوایی دارند. سمبل تجمل گرایی در هر دوره‌ای بسته به سبک زندگی‌مان در ایران تغییر پیدا می‌کند. کافی است فقط کمی به حافظه بلند مدت خود در سال‌های گذشته رجوع کنید تا به دنبال آن چیزهایی پیش پا افتاده‌ای را در زمان امروز پیدا کنید که به خودی خود در گذشته یکی از نمادهای زندگی اشرافی محسوب می‌شوند. احتمالا جلال جبروت حضور«موز» در سبد میوه خانواده های ایرانی یکی از ملموس ترین مثال‌هایی است که می‌توانیم به آن اشاره کنیم.

به حق میوه‌های نخورده

میوه معمولی این روزها که در سال‌های گذشته وجودش در هر خانه ای معنایی متفاوت تری به سبد خانواده ها می‌داد تا جایی که اگر به خاطر داشته باشید به روزهایی می‌رسید که در دوران مدرسه به خاطر اشرافی بودن همین میوه، موز آوردن دانش آموزان ممنوع بود یا حتی سوغات آوردنش توسط اقوام دور و نزدیک برایمان یک سوغاتی لوکس محسوب می‌شد. چه بسا این اتفاق بعدها برای میوه‌هایی مثل کیوی یا آناناس هم افتاد؛ اما امروزه اگر سری به بازار میوه‌ها در شمال شهر بیندازید در کنار همه میوه‌های معمولی می‌توانید رد پای میوه‌های عجیب و غریبی را پیدا کنید که با قیمت‌های بالا به فروش می‌رسند. محصولاتی که غالبا اصالتشان به کشورهای استوایی برمی‌گردد و فارغ از طبع و مزه ای که دارند سر از سبد میوه خانه‌های ایرانی در آورده اند.

میوه اژدها

دراگون فروت، میوه اژدها یا میوه کاکتوس اسامی است که برای این محصول در نظر گرفته شده میوه‌ای که ثمره آن به چند نوع کاکتوس خاص می‌رسد. میوه ای که محل رشد و پرورش آن به قاره امریکا و آسیای جنوب شرقی بر می‌گردد. این میوه در رنگ های مختلفی مثل قرمز، زرد، صورتی و سفید وجود دارد و روی پوسته آن خارهایی است که امکان دارد خوردن آن برای معده و گلویتان دردسر ساز باشد. در حال حاضر این میوه شیرین به شکل دانه‌ای و با قیمت حدودا ۱۸هزار تومان به فروش می‌رسد.

به حق میوه‌های نخورده


بلوبری

به این میوه زغال اخته آبی هم می‌گویند. میوه ای که چند سالی است وارد کشور شده و حتی اسانس‌های آن را درخوراکی‌های دیگری مثل شکلات یا ژله هم می‌توان پیدا کرد. بلوبری یک میوه امریکایی است که غالبا طعمی شیرین دارد و در رنگ های آبی و بنفش به فروش می‌رسد. میوه ای که اگر بخواهید برای خرید آن اقدام کنید باید برای هر کیلو چیزی بین ۵۰تا ۶۰هزار تومان بپردازید.

به حق میوه‌های نخورده


فیسالیس

اگر کمی درباره این میوه جست و جو کنید اسامی دیگری مثل عروسک پشت پرده یا کاکنج را پیدا می کنید که به آن اطلاق می شود. این میوه استوایی متعلق به منطقه امریکای جنوبی است ولی در حال حاضر چند وقتی است که درکشور خودمان و در شهرهایی مثل ورامین کشت می‌شود. می‌گویند طعم این میوه ترکیبی است بین توت فرنگی،کیوی و گیلاس که در حال حاضر هرکیلوی آن با قیمت ۴۰ هزار تومان به فروش می‌رسد میوه ای که می‌گویند علاوه بر طعم تازه‌اش از خواص درمانی بسیاری برخوردار است.

به حق میوه‌های نخورده


کوکوریکو

این میوه در واقع همان نارگیل است.محصولی که در واقع به خاطر نوشیدن آب درون میوه‌اش مورد مصرف قرار می‌گیرد. کوکوریکو در بازارهای میوه به صورت عددی و با قیمت حدود ۱۰ هزار تومان به فروش می‌رسد. میوه ای که می‌گویند سرشار از پتاسیم و املاح معدنی است.

به حق میوه‌های نخورده


لیچی

این میوه نیز یکی از محصولات نوظهور در بازار میوه ایران است. یک میوه تابستانی که ابتدا در چین وسپس در هند و پاکستان به کاشت رسیده است. میوه ای که ثمره دادن آن چیزی حدود ۶سال به طول می‌انجامد. پوست این میوه، قرمز و تیغ دار و حتی در ظاهر کمی شبیه به تمشک است. برای مصرف این میوه باید حواستان باشد که قسمت خوراکی آن سفید، سفت و آبدار است. هسته این میوه هم طعمی متفاوت از خود میوه دارد که طبق شنیده‌ها در کشوری مثل پاکستان آن را با خامه مخلوط و سپس سرو می‌نمایند.

به حق میوه‌های نخورده


آواکادو

این یکی شاید به نسبت میوه‌های قبلی کمی برایمان آشناتر به نظر برسد. میوه‌ای تقریبا با شکل و شمایل گلابی که در رنگ‌های مختلف سبز، قرمز و قهوه‌ای وجود دارد. این میوه هم یک محصول استوایی است که محل اولیه رویش آن به قاره آمریکا برمی‌گردد. میوه‌ای که در ایران به صورت عددی فروخته می‌شود. قیمت هر عدد آووکادو چیزی حدود ۱۰ هزار تومان است. نکته قابل توجه اینجاست که تاریخچه ورود این میوه از اکوادور به ایران را به سال ۱۳۴۰ نسبت می‌دهند که کاشت آن در همان سال به خاطر سرمای هوا با شکست مواجه بود ؛اما پس از گذر زمان این میوه در شمال کشور در حدود ۱۰۰ تن در سال به فروش می‌رسد.

به حق میوه‌های نخورده


دوریان

یکی از میوه های عجیب در دنیاست میوه ای با بوی بد وعجیب که طرفداران آن در دنیا یا شدیدا دوستش دارند یا از آن متنفرهستند. میوه‌ای استوایی که متعلق به کشورهای جنوب آسیا مثل مالزی است. خوب است بدانید که این میوه چندی پیش نقل محافل کاربران ایرانی هم شده بود تا جایی که عده ای می‌گفتند این میوه بویی جهنمی و طعمی بهشتی دارد؛ برای همین هم در بسیاری از کشورها همراه داشتن دوریان در هتل و اماکن عمومی ممنوع است. این میوه جزو محصولات گران قیمت به حساب می‌آید تا جایی که هر بسته آن با قیمتی حدود ۵۰ هزار تومان به فروش می‌رسد.

به حق میوه‌های نخورده


منگوستین

یکی از میوه‌های استوایی متعلق به تایلند، مالزی و اندونزی است. رنگ این میوه معمولا بنفش ویا گاه قرمز است به این محصول لقب ملکه میوه‌ها را نیز می‌دهند. میوه که قیمت آن دانه‌ای تقریبا پنج هزار تومان به فروش می‌رسد.

به حق میوه‌های نخورده


میوه ستاره‌ای یا کارامبولا

این محصول متعلق به کشورهای هندوستان و اندونزی است. به میوه ستاره ای میوه اختری هم می گویند. میوه ای که طعم آن می تواند بین ترش و شیرین متغیر باشد.

به حق میوه‌های نخورده


لطفا به ما زل نزنید!


گفت‌وگو با زن جوانی که دخترش به یک سندرم نادر در جهان مبتلا است

روزنامه شهروند – به‌ناز مقدسی: ٦ سال هیچ پزشکی بیماری دخترم را تشخیص نداد ازدواج من و همسرم فامیلی نبود و هنوز بعد از آزمایش های متعدد ژنتیک جواب قطعی برای عامل اصلی این سندرم نگرفته ایم نگاه های خیره و گرفتن عکس های یواشکی از دخترم در کوچه و خیابان بسیار آزار دهنده است.

تنها صد نفر در جهان به «سندرم سِکِل» (Seckel Syndrome) مبتلا هستند و «یاس» دختر ١١ ساله ساکن جزیره کیش یکی از این تعداد است. سندرمی که باعث شده این کودک رشد بسیار کمتری نسبت به هم‌سن و سالانش داشته و آنقدر ظریف باشد که به بیماری اش لقب مینیاتوری دهند. با این حال ٦ سال تمام زمان برد تا بالاخره یکی از پزشکان تشخیص داد که او به سندرم سِکِل مبتلا است. نادر و ناشناخته بودن این سندرم مشکل ساز ترین بخش ماجرا بود و خانواده یاس بدون هیچ کمک و مشاوره ای تنها به دنیای اینترنت پناه بردند تا از طریق مقاله های انگلیسی که در فضای مجازی قرار داشت از بیماری دخترشان اطلاع پیدا کنند.

لطفا به ما زل نزنید!

با همه این ها یاس دختر بچه با استعداد و مهربان که در کنار پدر و مادرش هیچ کمبودی را احساس نمی کند در زندگی اجتماعی‌اش با ناملایمات زیادی دست و پنجه نرم می کند. از نگاه های خیره مردم در کوچه و خیابان گرفته تا عکس های یواشکی که مردم از او می اندازند و حتی پزشکانی که او را به عنوان یک کودک نمی بینند! در واقع ظاهر متفاوت و ظریف یاس باعث شده عده ای به خودشان اجازه دهند یک کودک را مورد قضاوت قرار دهند. اتفاقاتی که در نهایت مادر یاس را مجبور کرد تا برای آگاهی دادن، پذیرش جامعه در برخورد صحیح با افرادی مثل دخترش یک پیج عمومی در اینستاگرام باز کند.

پیجی که حالا بیش از ١٥ هزار دنبال کننده دارد اما هنوز که هنوز است در کنار همه دوستداران یاس، همان تباری که یک شبه به پیج های ورزشکاران و سیاستمداران حمله می کنند، از قضاوت یک دختر بچه هم دست برنداشته اند و هر از گاهی حرف های آزار دهنده ای را زیر عکس های او می نویسند. در این گفت و گو با مادر یاس، از بیماری دخترش پرسیدم و او هم علاوه بر توضیح در این باره، گلایه هایی از رفتارهای اجتماعی عده ای از مردم مطرح کرد.

این چند پرسش و پاسخ فرصت خوبی است تا از زبان یک «مادر» بشنویم که کودکانی مثل یاس به اندازه همه بچه های جهان حق زندگی کردن دارند؛ با نگاه ها و نیش زبان های مان حق زندگی کردن را از این کودکان نگیریم.

چند‌سال دارید و کجا متولد شده‌اید؟

متولد آبان سال ١٣٥٩ هستم و در شیراز به دنیا آمده‌ام، اما درحال حاضر به خاطر شغل همسرم در کیش زندگی می‌کنیم.

تحصیلات‌تان چیست؟

در رشته مهندسی کشاورزی تحصیل کرده‌ام.

این گفت‌وگو درواقع به‌خاطر دخترتان «یاس» انجام می‌شود؛ از او بگویید؟ چند سالش است و دقیقا چه بیماری‌ای دارد؟

بله، یاس ١١ سالش است، اما به دلیل ابتلا به سندرم نادر«سِکِل» جثه و ظاهر بسیار کوچکی نسبت به هم‌سن‌و‌سالانش دارد.

لطفا به ما زل نزنید!

کمی درباره این سندرم توضیح دهید؟ دقیقا چه نشانه‌هایی دارد و این‌که می‌گویید جثه کوچک منظورتان چقدری است؟

ببینید یاس در سن بلوغ است، اما وزنش به ۱۱ کیلوگرم رسیده و قدش ١١٠ سانتی‌متر است. سندرم سکل با رشد غیرطبیعی و آهسته جنین مشخص می‌شود که در نتیجه وزن نوزاد، هنگام تولد کمتر از حد نرمال است. بعد هم رشد استخوانی مبتلایان سندرم سکل به تأخیر می‌افتد که باعث می‌شود بسیار کوچک و ظریف باشند. علاوه بر این اندازه دور سر کوچکتر از حد نرمال است و صورت افراد مبتلا به این سندرم با افراد عادی فرق دارد.

چه زمانی متوجه شدید دخترتان با بچه‌های عادی فرق می‌کند؟ یعنی در بیمارستان و بعد از تولد شنیدید یا موقع بارداری؟

در ماه هفتم بارداری پزشک به من گفت که رشد جنین کم است، اما تا قبل از آن همه آزمایش‌ها خوب بود و مشکلی را نشان نمی‌داد. به‌هرحال آن موقع پزشکم تشخیص داد که آب دور جنین و رشدش کم شده و به همین علت دارو داد و یک ماه استراحت مطلق را تجویز کرد. بعد از یک ماه دوباره سونوگرافی کردم و این بار هم پزشک گفت که جنین باز هم رشد چندانی نکرده و اصلا با این شرایط زنده نمی‌ماند. با همین وضع تا ماه آخر بارداری را گذراندم و درنهایت یاس در شرایط کاملا طبیعی به دنیا آمد.

یعنی موقع زایمان هم هیچ مشکلی نداشتید؟

نه من هیچ مشکلی نداشتم، حتی ٨ صبح زایمان کردم و دخترم را هم ساعت ١٢ ظهر همان روز با خودم مرخص کردند، یعنی نوزادم حتی نیاز به دستگاه هم نداشت و فقط یک کیلو و ٤٠٠گرم وزن داشت و قدش ٣٨سانتی‌متر و دور سرش ٢٣سانتی‌متر بود.

در دوران نوزادی چطور از نظر جسمی عادی بود؟

بله، یاس فقط مشکل ظاهری داشت و حتی خیلی راحت شیر می‌خورد و مشکل تنفسی هم نداشت.

تشخیص پزشکان در ابتدا چه بود؟

از همان دوران نوزادی دخترم او را تحت نظر پزشکان قرار دادیم و مدام از او آزمایش و عکس می‌گرفتند. اما پیش هر پزشکی که یاس را می‌بردیم، تشخیص نمی‌داد که دقیقا مشکل دخترم چیست و فقط می‌گفتند که چون ظاهر کوچک و ظریفی دارند به آنها کودکان مینیاتوری گفته می‌شود، به همین‌خاطر هم راه درمانی جلوی پای ما گذاشته نمی‌شد و پزشکان می‌گفتند که نمی‌توانند کار خاصی برایش انجام دهند.

شما گفتید که بیماری دخترتان سندرم سکل است، نخستین باری که این اسم را شنیدید چه زمانی بود؟

یاس ٦ ساله شده بود که از یک پزشک غدد اطفال در تهران وقت گرفتیم و دکتر بعد از دیدن یاس و آزمایش‌هایش گفت که او مبتلا به سندرم سکل است. تازه آن موقع بود که بعد از ٦‌سال رفت‌وآمد در مطب پزشکان مختلف یک دکتر تشخیص داد که بیماری فرزندمان چیست و برای نخستین بار اسم بیماری‌اش را شنیدیم.

دلیل این‌که در این ٦‌سال هیچ پزشکی این سندرم را تشخیص نداد، چه بود؟

ببینید این بیماری خیلی نادر است و آن‌طور که به ما گفته‌اند در کل جهان تنها صدنفر به این سندرم مبتلا هستند، بنابراین حتی بعد از این‌که اسم این بیماری را هم فهمیدیم، خیلی از پزشکان گفتند راجع به آن هیچ اطلاعاتی ندارند.

فکر می‌کنم موضوعات و مسائل ناشناخته آن هم در مورد یک بیماری، خیلی سخت است و حتی درمان را هم با مشکل روبه‌رو می‌کند.

بله، حتی همان پزشکی هم که بیماری یاس را تشخیص داد، اطلاعات زیادی نداشت و فقط اسم این سندرم را به ما داد. خودمان رفتیم و در اینترنت جست‌وجو و یک مقدار اطلاعات پیدا کردیم.

علت مبتلا شدن به این سندرم چیست؟ آیا عامل وراثتی داشت؟ مثلا با همسرتان نسبت فامیلی چیزی داشتید؟

نه من و همسرم هیچ نسبت فامیلی با هم نداریم، به‌هرحال به دلیل همان نادر بودن این سندرم هنوز جواب قطعی برای عاملش نگرفتیم. چندین بار هم آزمایش ژنتیک دادیم، ولی حتی همان ژن‌های سکل را هم که بررسی کرده‌اند، یاس جزو آنها نبود. احتمال داده‌اند که یک ژن جدید است که هنوز کشف نشده و شاید جهش ژنتیکی باشد.

لطفا به ما زل نزنید!

این سندرم فقط ظاهر یاس را تحت‌تأثیر قرار داده یا از نظر ذهنی یا داخلی هم باعث اختلال شده است؟

این سندرم در برخی از مواقع روی بیماران تأثیرات ذهنی و پیشرفته‌ای دارد، اما خدا را شکر یاس خیلی درگیر این موضوع نیست و از نظر تنفسی، قلبی یا اندام‌های داخلی مشکلی ندارد، اما به‌هرحال به خاطر ظریف و کوچک بودن دست‌هایش شاید نتواند به اندازه سنش برخی از کارها را به تنهایی انجام دهد و نیاز به کمک دارد، همین هم باعث شده مردم او را با بیماری که از نظر ذهنی معلولیت شدید دارد، اشتباه بگیرند، موضوعی که مشکلاتی را هم برای ما ایجاد می‌کند.

مدرسه می‌رود؟

بله، الان کلاس دوم دبستان است. ما به خاطر این‌که در ٧ سالگی هنوز جثه‌اش خیلی کوچک بود، او را به مدرسه نفرستادیم و گذاشتیم تا کمی بزرگتر شود، به همین خاطر دیرتر از هم‌سن‌و‌سال‌هایش به مدرسه رفت.

گفتید که مردم به خاطر ظاهر کوچک و ظریف یاس ذهن او را هم دست‌کم می‌گیرند و با وجود این‌که از نظر ذهنی مشکلی ندارد، اما برای شما مشکل ایجاد می‌کنند. این مشکلات دقیقا چیست؟

موارد مختلفی است، اما یک موردش به تحصیل دخترم برمی‌گردد. پارسال ما خیلی دچار مشکل شدیم، به این دلیل که مدیر مدرسه، یاس را قبول نمی‌کرد و چیزی که غیرمستقیم چند بار به ما گفت این بود که دوست نداشت یک بچه با ظاهر متفاوت در مدرسه و بین بچه‌های دیگر باشد! بنابراین مدام بهانه‌گیری می‌کرد و همه رفتارهای دخترم در مدرسه را زیر ذره‌بین قرار داده بود. کارهایی که بچه‌های عادی انجام می‌دادند اگر از یاس سرمی‌زد، سریع به ما گوشزد می‌کرد و خیلی ما را تحت‌فشار می‌گذاشت، به همین خاطر امسال مدرسه‌اش را عوض کردم و الان به یک مدرسه دولتی در کیش می‌رود.

این چیزی که گفتید مصداق بارز قضاوت کردن افراد روی ظاهر آنهاست…

بله، کاملا درست است. این اتفاق در کوچه و خیابان هم زیاد برای ما پیش می‌آید. اکثر مواقع سنگینی نگاه مردم و عابرانی را که از کنار ما رد می‌شوند، روی دخترم حس می‌کنم. بعضی از مردم حتی راه‌شان را عوض می‌کنند و دنبال ما راه می‌افتند تا یاس را بیشتر وارسی کنند، حتی پیش آمده که چندین نفر یواشکی از او عکس گرفته‌اند و این موضوع سخت من و پدرش را آزار می‌دهد. گاهی از کوره درمی‌روم و به عده‌ای از این آدم‌ها اعتراض می‌کنم، اما به‌هرحال نمی‌توانم با تک‌تک‌شان بجنگم.

لطفا به ما زل نزنید!

رفتارهای زننده آدم‌ها و نگاه‌های خیره آنها به دخترتان باعث اجتماع‌گریزی شما نشده است؟

برای من مادر خیلی آزاردهنده است که در اجتماع ما هنوز فرهنگ برخورد با افرادی که ظاهری متفاوت دارند، وجود ندارد. حتی خیلی وقت‌ها که برای نخستین بار می‌خواهم یاس را پیش یک پزشک ببرم، استرس می‌گیرم که او با دیدن دخترم چه برخوردی می‌کند، چراکه بعضی وقت‌ها هم رفتارهای خیلی بدی از پزشکان دیده‌ام، یعنی بدون این‌که اطلاعی از سندرم دخترم داشته باشند، حرف‌های عجیبی می‌زنند، البته همه اینها هرگز باعث نمی‌شود که من بچه‌ام را هیچ جایی نبرم. من هر جایی که یاس دوست داشته باشد، چه شلوغ باشد و چه خلوت می‌برم و نمی‌خواهم به خاطر این فرهنگ غلط اجتماعی دخترم را از زندگی کردن در شهر و اجتماع محروم کنم.

اتفاق و برخورد خاصی بوده که در ذهن شما حک شده باشد؟

راستش آن‌قدر همیشگی و روزمره شده که دیگر در ذهنم نمی‌ماند، اما چیزی که خیلی در ذهنم مانده این است که وقتی یاس ٣ سالش بود بردمش پیش یکی از بهترین پزشکان فوق‌تخصص و به او گفتم وقتی دست دخترم را می‌گیرم، راه می‌رود، اما مستقل و به تنهایی راه نمی‌رود. او بدون این‌که به دخترم نگاه کند، سرش را پایین انداخت و دیدم تندتند دارد روی یک نسخه چیزی می‌نویسد. بعد هم آن برگه را به من داد و گفت برو این آزمایش‌ها را بده.

با تعجب گفتم من برای خودم این‌جا نیامده‌ام، دخترم مریض شماست و در کمال تعجب گفت این بچه که هیچی برو این آزمایش‌ها را برای خودت بده که بتوانی یک بچه دیگر به دنیا بیاوری! وقتی پایم را از مطبش بیرون گذاشتم دلم می‌خواست کف خیابان بنشینم و زارزار گریه کنم؛ یک پزشک جلوی چشم بچه من به من گفت این‌که هیچی! در حالی‌که دقیقا ٢ماه بعد یاس خودش مستقل راه افتاد.

می دانم که برای یاس یک پیج اینستاگرام باز کردید و او حالا ١٥ هزار دنبال کننده دارد. چه شد که تصمیم گرفتید عکس او را در شبکه های اجتماعی بگذارید؟

ببینید سندرمی که یاس به آن مبتلا است بسیار نادر است و به همین دلیل است که مردم با دیدن ظاهر یاس خیلی به او خیره می شوند. وقتی دیدم شبکه های اجتماعی فضایی به وجود آورده تا بتوانیم بعضی چیزها را بین مردم جا بیندازیم تصمیم گرفتم تا یک پیج پابلیک برای یاس باز کنم تا از این طریق بتوانم استعدادها و زندگی عادی دخترم را به مردم نشان دهم. فکر می کنم این موضوع به پذیرش بچه هایی مثل یاس در جامعه کمک می کند. البته در همین وضعیت هم بوده اند کسانی که با حرف ها و کامنت های توهین آمیز قلب من را شکسته اند اما این باعث نمی شود تا من حق زندگی اجتماعی را از دخترم بگیرم.

شما خیلی جوان هستید و یاس نخستین فرزندتان است. راستش حس می‌کنم برای یک زن و مادر جوان چقدر سخت است که تنها دخترش از همان دوران نوزادی یک سندرم ناشناخته دارد و هیچ پزشک و عالمی هم نیست که او را نسبت به بیماری فرزندش آگاه کند. منابع شما برای برخورد با یاس و نیازهایش چطور بود؟ چطور یاد گرفتید که با چنین کودکی چگونه باید رفتار کرد؟

شاید حس مادری مهمترین بخش این موضوع باشد. من هیچ‌وقت منابع یا مشاوری که بداند دقیقا چنین بیماری چه نیازی دارد و چطور باید با او رفتار کنم، در اختیار نداشتم. اما به‌هرحال کم‌کم متوجه شدم که یاس به دلیل کوچک‌بودن جثه‌اش قادر نیست برخی از کارها را راحت انجام دهد و تصمیم گرفتم او را به کلاس‌های کار درمانی بفرستم، بنابراین فکر می‌کنم همان حس مادری است که به من قدرت داده و یاس را همین‌جوری که هست، پذیرفته‌ام و هیچ‌وقت با این دید که نمی‌تواند هر کاری را انجام دهد، به او نگاه نکرده‌ام. دختر من هم به اندازه همه بچه‌های دیگر حق لذت بردن و زندگی کردن دارد.

لطفا به ما زل نزنید!

در راه سختی که پشت سر گذاشتی و مشکلاتی که وجود داشته، قوی بوده‌اید یا احساس ضعف و ناتوانی در برابر جنگیدن با مشکلات می‌کنید…

راستش در این سال‌ها سعی کرده‌ام خیلی قوی باشم و واقعا هم حس می‌کنم خداوند توانایی مضاعفی برای نگهداری از دخترم به من داده است، اما به‌هرحال بعضی وقت‌ها مشکلاتی هم پیش می‌آید که انتظارش را ندارم و خارج از محدوده توان من است. یک جاهایی پیش می‌آید که حس می‌کنم می‌شکنم، اما این احساس چند روز برایم بیشتر طول نمی‌کشد و دوباره بلند شده و به راه زندگی مان ادامه داده‌ام. انسان هر چه بیشتر پیش می‌رود، قوی‌تر می‌شود، اوایل شاید خیلی نسبت به برخوردها، رفتارها و حرف‌های مردم شکننده‌تر بودم، اما الان یک‌سری چیزها دیگر برایم اهمیتی ندارد و به مرور زمان قوی‌تر شده‌ام.

انجمنی برای حمایت از این بیماران وجود دارد؟

تعداد این بیماران در ایران کمتر از انگشتان یک دست است، به همین دلیل دقیقا انجمنی برای حمایت از آنها وجود ندارد. فقط ٧‌سال پیش یک بار به یک انجمن بیماری‌های نادر که در شیراز فعالیت می‌کرد، مراجعه کردم، ولی دیگر ادامه ندادم.

در بین صحبت‌های‌تان گفتید بیشترین اطلاعاتی را که از بیماری دختران به دست آورده‌اید در اینترنت خوانده‌اید. فکر می‌کنم این روش سختی باشد، چراکه معمولا برای هر فردی صحبت‌های یک شخص حقیقی مثل پزشک است که می‌تواند در ذهنش حس اعتماد و امید ایجاد کند. اما در اینترنت همه چیز مجازی است و شما فقط اطلاعات به دست می‌آورید و راهی برای در میان گذاشتن با مشکلات‌تان ندارید.

بله، متاسفانه این مشکلی است که برای بیماری‌های نادر وجود دارد. گاهی‌اوقات تنها یک روان‌شناس یا مشاور است که می‌تواند مشکلات من را گوش دهد و بعد با حرف‌هایش به من امید دهد، ولی به‌هرحال مشاور هم آگاهی علمی از سندرم دختر من ندارد و نمی‌تواند در رابطه با موضوع درمانی کمکی به ما کند، بنابراین فقط من و همسرم بودیم که با سرچ کردن در اینترنت از سندرم سکل اطلاعات به دست آورده‌ایم. این را هم بگویم که شما اگر همین الان این واژه را به فارسی در گوگل بنویسید چند مقاله بیشتر پیدا نمی‌کنید، به همین خاطر ما مجبور هستیم با زبان انگلیسی این مقالات را پیدا کنیم تا از این بیماری اطلاعات به دست بیاوریم.

هزینه‌های درمانی دخترتان هم مشکل‌ساز است؟ یا هزینه خاصی ندارد؟

بهزیستی کیش نصف مبلغ کاردرمانی را پرداخت می‌کند، اما به‌هرحال هزینه‌های توان‌بخشی را بیمه قبول نمی‌کند و بعضی اوقات این هزینه را خودمان پرداخت می‌کنیم.

خود یاس چقدر از بیماری‌اش می‌داند؟

ما همیشه آن‌قدر عادی با او برخورد کرده‌ایم و در همه جمع‌ها او را برده‌ایم که هنوز احساس نمی‌کند با هم‌سن‌ و سالانش تفاوت دارد و فقط حس می‌کند که یک مقدار از نظر جثه کوچکتر از بقیه است.

لطفا به ما زل نزنید!

یک روز از زندگی یاس چطور می‌گذرد؟ منظورم این است که چه کارها و برنامه‌هایی برایش در نظر می‌گیرید تا احساس کند مثل بقیه هم‌سن‌وسالانش است…

یاس در کنار درس خواندن و کاردرمانی به کلاس‌های مختلف می‌رود، مثلا کلاس موسیقی می‌رود و با ساز بلز شروع کرده و الان نواختن چند آهنگ را هم یاد گرفته است. کلاس اسکیت و شنا می‌رود و هر چند پیشرفتش در این کارها آهسته است، اما خودش علاقه زیادی به ادامه یادگیری دارد. انجام دادن این کارها در روزهای نخست از نظر مربیانش هم غیرممکن بود، اما به مرور زمان مشخص شد که او استعداد و توانایی انجام هر کاری را درست مثل بقیه بچه‌های هم‌سن‌وسالش دارد. مثلا کفش اسکیت برای پای ظریف و وزن کم دخترم خیلی سنگین است، اما او توانست آنها را بپوشد و یک‌‌سری حرکات را با اسکیت انجام دهد.

با وجود همه مشکلاتی که داشته‌اید اگر بخواهید به زندگی‌تان امتیاز دهید چه امتیازی می‌دهید؟

راستش من حس می‌کنم زندگی من دو بُعد دارد؛ یک زاویه آن زندگی خانوادگی من در خانه و در کنار همسر و دخترم است که واقعا از آن راضی هستم، یعنی از رابطه خودم با همسرم و دخترم و رابطه دخترم با خودمان احساس رضایت می‌کنم، اما زاویه دیگر زندگی کردن خارج از خانه‌مان است، نگاه‌ها و حرف‌های مردم در خیابان و در مکان‌های عمومی خیلی آزاردهنده است، بنابراین اگر بخواهم به زندگی‌ام امتیاز دهم دو بخش جدا از هم هستند، ولی درنهایت از زندگی خودم با وجود شرایط خاص دخترم رضایت دارم و از وظیفه مادری‌ام عشق می‌گیرم.

شما بیماری دخترتان را پذیرفته‌اید و تا الان هم در جهت شکوفایی توانایی‌هایش تلاش کرده‌اید. می‌خواهم بدانم مادری که با همه مشکلات می‌جنگد و با بیماری فرزندش هم کنار آمده چه دغدغه‌ای هست که باز هم نگرانش می‌کند؟

من نگران یاس هستم که وقتی بزرگتر می‌شود خودش چطور می‌تواند با نگاه‌ها و برخوردهای مردم در اجتماع کنار بیاید.


به نام حمایت از تولید داخل، به کام قاچاق!


مجله مهر – نعیمه موحد: حمایت از کالای ایرانی باید و نبایدهای بسیاری دارد. اما گاهی بسیاری از قوانینی هم که برای حمایت وضع می شوند، نتیجه بخش نیست. اکثر برندهای معروف در کشورهای مختلف نمایندگی فروش می زنند. برندها معمولا سعی می کنند کیفیت بالایی ارائه بدهند و به همین خاطر مشتری های خاص خودشان را دارند. اما گرفتن نمایندگی برند پوشاک در ایران از بهمن ماه سال ۱۳۹۵ با تصویب یک قانون، پیچیدگی های زیادی پیدا کرده است.

حدود یک سال پیش بعد از مدتها معطل ماندن قانونی که قرار بود از تولید داخل در برابر واردات حمایت کند، تصویب و قرار بر این شد که هر برند خارجی که در ایران نمایندگی می گیرد در سال اول تاسیس باید ۲۰ درصد و در سال دوم تا ۵۰ درصد تولید خود را در داخل کشور انجام بدهد. در واقع وزارت صنعت، معدن و تجارت این قانون را برای جلوگیری از واردت بی رویه و قاچاق پوشاک مصوب کرد اما ظاهرا بعد از تصویب کسی سراغی از نحوه اجرای آن نگرفته است. چون شواهد نشان می دهد که این قانون در عمل زیاد قابلیت اجرایی شدن نداشته است.

به نام حمایت از تولید داخل، به کام قاچاق!

گاهی با افتخار ایرانی میفروشیم!

حتما شما هم از بسیاری از نمایندگی هایی که لباس برند خارجی به فروش می رسانند شنیده اید که تولیدشان ایرانی است و گاهی عبارت «با افتخار ایرانی می فروشیم» را هم روی شیشه فروشگاه های خود می چسبانند.

اما یک فعال بازار پوشاک این موضوع را رد می کند و می گوید: « در قراردادی که برای اعطای نمایندگی در وزارت صنعت بسته می شود از واردکننده تعهد می گیرند که ۲۰ درصد جنس وارداتی خود را تا سال آینده در داخل تولید کند اما در عمل این موضوع تا سال‌های بعد هم کمتر از ۱۰ درصد اتفاق می افتد. بیشتر واردکننده ها سمت واردات کالا از کشور ترکیه می روند و عده ای هم کشور واسطه را انتخاب می کنند و با نماینده اصلی قرارداد نمی بندند چون در عمل قرار نیست کالای اصلی که قسمتی از آن هم در داخل تولید شود، وارد کشور بشود.»

قانونی که مجبورید آن را دور بزنید

در قانون وزارت صنعت از واردکننده خواسته شده که پوشاک را در قالب فروشگاه های زنجیره ای به فروش برساند درحالی که واردکننده توانایی مالی تاسیس فروشگاه زنجیره ای را ندارد و اصولا نوع توزیع این کالاهای وارداتی، فروش به مغازه های مستقل است. چرا که طبق آمار در کل تهران حدود ۲۰۰فروشگاه زنجیره ای فروش پوشاک وجود دارد، درحالی که فروشگاه های مستقل حدود ۵ هزارباب هستند. به گفته این فعال بازار پوشاک این شرایط واردکننده ها مجبور به دور زدن قانون می شوند.

مثلا یکی از شرکت های معروف ترکیه ای که نمایندگی های زیادی هم در داخل کشور دارد، سه شرکت ثبت کرده است و از هر کار پوشاکی فقط یک عدد به صورت رسمی از گمرک وارد و باقی را به صورت قاچاق وارد می کند. چون تولید از روی الگوی همان یک عدد پوشاک وارداتی هم در داخل برای واردکننده به صرفه نیست»

به نام حمایت از تولید داخل، به کام قاچاق!

تولید لباس برند در داخل به صرفه نیست

گشتی در بازار و راسته های فروش پوشاک صحبت های مصاحبه شونده ما را تایید می کنند. وقتی از یکی از فروشندگانی که در فروشگاه زنجیره ای یکی از برندهای پوشاک کار می کند درباره قانون وزارت صنعت می پرسیم می گوید: « گاهی برندها با این قانون مشکل دارند و می گویند شما توانایی تولید باکیفیت لباس ما را ندارید و البته تا حدی هم درست می گویند. اما گاهی برندها هم مشکلی ندارند بلکه این بازار تولید داخل است که در دست گرفتن بخشی از تولید یک برند که قانون از او خواسته در توانش نیست و هیچ صرفه اقتصادی هم برایش ندارد. خیلی طبیعی است که وقتی قانونی مصلحت تولیدکننده و شرایط بازار را درنظر نگرفته، تولید کننده هم آن را دور بزند و حتی تن به واردکردن کالای قاچاق بدهد»

یکی از مغازه داران خیابان بهار تهران که مرکز فروش لباس نوزاد و سیسمونی است می گوید: « وقتی برای گرفتن نمایندگی یک برند خارجی به اتحادیه رفتم گفتند باید فروشگاه زنجیره ای تاسیس کنی و محصولات این برند را طبق قانون مصوب وازت صنعت به فروش برسانی. اما وقتی گفتم توانایی تاسیس فروشگاه زنجیره ای ندارم گفتند پس نمایندگی را نمی دهیم اما اگر بخواهی می توانی کالای خام را وارد کنی!»

لباس تیم ملی هم بی نصیب نماند

ماجرای قانون نمایندگی گرفتن برندهای خارجی در ایران به همین جا ختم نمی شود و پای آن حتی به فوتبال هم کشیده شده است. درحالی که تمام تیم های ملی فوتبال دنیا در قبال سپردن طراحی و تولید لباس خود به یک برند معتبر پول دریافت می کنند، تیم ملی ایران برای حضور در جام جهانی ۲۰۱۸روسیه به برند معتبر آدیداس برای طراحی و تولید لباس خود، پول می دهد. در برنامه نود ۱۱ دی ماه سال ۱۳۹۶ ، در گفت گو با محمدرضا ساکت؛ دبیرکل فدراسیون فوتبال، مطرح شد که این قانون باعث تحت فشار قرار گرفتن تیم ملی از طرف شرکت آدیداس شده است.

برند آدیداس به خاطر اجبار به سپردن بخشی از تولید خود به کارخانه های داخلی در طی یک قرارداد ۴ ساله، از بستن قرارداد مستقیم با فدراسیون فوتبال ایران امتناع کرده و قرارداد باواسطه شرایط اسپانسرینگ را برای تیم ملی کشورمان محقق نکرده است. با این شرایط به نظر می رسد که حتی خود متولیان اجرای قانون هم به ناکارآمد بودن آن و یا حداقل ناکارآمد بودن این قانون در فضای فعلی بازار پوشاک آگاه هستند. در واقع این قانون که قرار بوده جلوی واردات بی رویه پوشاک و قاچاق را بگیرد تا حدی اجرا شده و بعضی واردکننده ها درصدی از اجناس خود را در داخل تولید می کنند اما سطح این تولید هیچوقت به حدی نرسیده که هدف اصلی قانون یعنی جلوگیری از واردات بی رویه و قاچاق را بگیرد.


ژانگولربازی‌های شب عروسی، به قیمت پول خون!


نفوذ خبرنگاران در لباس عروس و دامادهای لاکچری پسند

هفته نامه چلچراغ – فاطمه رجبی: «تمام چیزی که از عروسی می ماند، عکس هایش است.» این جمله را اغلب کسانی که در سال های دور و نزدیک ازدواج کرده اند، به عروس و دامادهای در حال برنامه ریزی یادآوری می کنند. اصلا چرا راه دوری برویم. همیشه بهترین قسمت دور زدن در آلبوم های خانوادگی، مرور عکس های قدیمی عروسی است.

این عکس ها هر چقدر بی هواتر گرفته شده باشند، لطف بیشتری دارند و حس و حال لحظه را بیشتر نشان می دهند. برای همین هم یکی از مراحل مهم برنامه ریزی برای عروسی پیدا کردن کسی است که بتواند لحظه ها را ثبت کند. اما این روزها این مرحله از فرآیند پیچیده برگزاری مراسم عروسی آن قدر مهم شده که همه چیز فدای آن می شود؛ حتی آسایش و شادی دوست و آشناها و خود عروس و داماد؛ آن هم در مهم ترین روز زندگی شان!

ژانگولربازی های شب عروسی، به قیمت پول خون!

هر چه خفن تر بهتر!

کم کم هوا دل پذیر می شود. این اتفاق برای کسانی که منتظر اتفاق خاصی نیستند، صرفا یک تغییر فصل مطبوع است؛ اما برای آنهایی که منتظر یکی از به یادماندنی ترین روزهای زندگی شان، یعنی جشن عروسی هستند، بهتر شدن هوا یعنی موقعیتی بهتر برای برگزاری یک مراسم به یادماندنی. با شروع فصل بهار دیگر سرمای هوا مانع عکاسی در هوای باز یا برگزاری عروسی در باغ نمی شود و طبیعت هم در زیباترین حالت خودش قرار دارد و این حال همه را خوب می کند. همه اینها دست به دست هم می دهند تا زوج های زیادی با تمام وجود مشغول برنامه ریزی باشند. این روزها با داغ شدن تب و تاب شبکه های اجتماعی و رقابتی که در آنها بر سر برگزاری هر چه خفن تر جشن عروسی وجود دارد، باعث شده که برای خیلی ها این برنامه ریزی پیچیده تر بشود

و دختر و پسرها در روز عروسی به مصاف شاخ غول بروند. خب این شور و حال برای عده زیادی، کاسبی خوبی به راه انداخته و خلق کننده های عجیب ترین ایده ها برنده رقابت بر سر تور کردن عروس و دامادها می شوند. برای این که از این ایده های خلاقانه سر در بیاوریم، باید در نقش عروس و دامادی ذوق زده سراغ کسانی می رفتیم که خودشان را برنامه ریز عروسی معرفی می کنند. آنها به ما پیشنهادهایی می دادند که در مقابل شان به سختی می توانستیم جلوی گرد شدن چشم های مان را بگیریم. البته وقتی قیمت اجرای هر کدام از این پیشنهادها را می گفتند، دیگر مهار چشم ها به کلی از دست می رفت. اما آنها انگار اولین بارشان نبود که با این صحنه مواجه می شدند. خیلی خونسرد از مزایای برگزاری مراسمی می گفتند که در یاد همه می ماند و مهمان ها را انگشت به دهان می گذارد.

ثبت خاطره های واقعی یا ساختگی

قدیم ترها یک نفر با یک دوربین معمولی تصویر عروس و داماد را در روز عروسی ثبت می کرد. تا همین اواخر هم یک گروه دو نفره شامل یک زن و یک مرد با یک دوربین عکاسی و یک دوربین فیلمبرداری که بین بخش زنانه و مردانه مراسم جابجا می شد، کار عروس و دامادهای خوشحال را راه می انداختند اما اخیرا این چیزها کفایت عروسی های جدید را نمی دهد و باید یک تیم کارکشته متشکل از چندین متخصص در رشته های مختلف حاضر باشند تا یک فیلم شبه سینمایی تمام عیار از قبل و حتی بعد از عروسی ثبت کنند. نفوذ تیم نفوذی ما به یکی از گروه های خفن فیلمبرداری از مراسم عروسی دستاوردهای تعجب آوری داشت.

همه چیز از ورود به یک استودیوی شیک در قیطریه شروع شد. با آنها از طریق اینستاگرام آشنا شدیم و آدرس و شماره تلفن گرفتیم. وقتی وارد شدیم با ما طوری برخورد کردند که انگار سال هاست همدیگر را می شناسیم. اول چند نمونه کار برای مان پخش شد. در حال پخش نمونه کارها توضیحات آنها را می شنیدیم و هر لحظه تعجب مان زیادت می کرد. بخش هایی از ویدیوها روی یک کشتی در سواحل یونان گرفته شده بود و بخش هایی هم در بناهای تاریخی این کشور. لابد قرار بود یکی از ما نقش سقراط را بازی کند. نمونه کارها که تمام شد نوبت به مرور آپشن هایی رسید که برایمان خدمات استودیو را توضیح می داد.

مدیر استودیو که زن جوانی بود، توضیح داد که ما می توانیم هر کشوری را که می خواهیم برای عکاسی و فیلمبرداری ویدیوهای قبل از عروسی انتخاب کنیم. پیشنهاد آنها برای فصل بهار استانبول بود که به گفته خودشان هم هوای خوبی دارد و هم سفر به این شهر به صرفه تر است. البته اگر می خواستیم پاریس را هم برایمان ردیف می کردند تا چند سال دیگر بچه های مان عکس عروسی پدر و مادرشان را که زیر برج ایفل بودند، نشان دوستان شان بدهند و همین حالا هم خودمان بتوانیم بقیه را حسابی تحت تاثیر قرار بدهیم.

ژانگولربازی های شب عروسی، به قیمت پول خون!

قیمت این کار بسته به کشوری که انتخاب می کردیم، از ۳۵ میلیون تومان تا ۱۰۰ میلیون تومان متغیر بود. اینجا بود که نتوانستیم جلوی تعجب مان را بگیریم اما خانم مدیر در کمال خونسردی برای مان توضیح داد که بردن یک تیم هفت نفره شامل عروس و داماد به همراه تجهیزات کامل به یک کشور دیگر خرج هایی دارد که اگر آنها را بشمرد، حتما قانع می شویم که این پول زیادی نیست. برای سه روز کامل عکاسی و فیلمبرداری در استانبول باید ۳۵ میلیون تومان پرداخت می کردیم، البته اگر آپشن های اضافه را نمی خواستیم و آرایشگر را خودمان تقبل می کردیم، در غیر این صورت چهار میلیون تومان برای آرایشگری که تمام طول سفر با ما باشد و ظاهرمان را آراسته نگه دارد، به فاکتور اضافه می شد.

استخدام استایلیست برای بدبدن ها!

این تمام ماجرا نیست. اگر عروس و داماد چغر و بدبدنی باشیم و ندانیم در چه زاویه و ژستی درست مثل مدل ها به نظر می رسیم، با یک و نیم میلیون تومان ناقابل، یک استایلیست هم ما را همراهی می کرد. این استایلیست نه تنها به ما می گوید چطور ژست بگیریم، بلکه قبل از سفر لباس های مان را هم چک می کند و به ما می گوید که چه مدل لباسی بیشتر به ما می آید تا همان ها را با خودمان به سفر بیاوریم. یک آپشن دیگر هم مانده. اگر فیلمبرداری هوایی بخواهیم باید پنج میلیون تومان بیشتر بدهیم تا یک پهپاد کوچک از ارتفاع بالا هم تصویرمان را ثبت کند. به این ترتیب، ما در پایان ماجرا، یک آلبوم عکس حرفه ای، یک آلبوم دیجیتال آخرین مدل و ۱۰ کلیپ مختلف در لباس عروس و داماد خواهیم داشت.

در کنار اینها البوم عکس های «اسپرت» هم به ما می دهند که شامل عکس هایی است که با لباس هایی غیر از لباس عروسی و دامادی به تن مان است. خانم مدیر بعد از این توضیحات وقتی ما را خشک شده می بیند، یادآوری می کند که در عوض در یک هتل درجه یک اقامت می کنیم و از طرف استودیو یک ماساژ حرفه ای هم هدیه می گیریم. می گوید: «اصلا چه ایرادی دارد قبل از عروسی به ماه عسل بروید؟» وقتی می فهمد با این حرف ها به حالت عادی بر نمی گردیم، کوتاه می آید و پیشنهاد سفری درون کشوری می دهد که قیمتش از ۲۰ میلیون تومان شروع می شود و به ۳۰ میلیون تومان می رسد.

البته هزینه هایی مثل استایلیست و فیلمبرداری هوایی و آرایشگر سر جای شان هستند. بعد از این حرف ها نوبت به تعریف کردن از میزان خلاقیت استودیو می رسد و این که چطور می توانند برای مان داستان هایی درباره آشنایی مان بسازند و عشق مان را تمام و کمال به هر بیننده ای ثابت کنند. البته اگر فیلمنامه غیرمعمول بخواهیم یا ایده ای هزینه بر داشته باشیم، باید منتظر اضافه شدن رقم های دیگری هم به فاکتور باشیم. این طور می شود که با قیافه های یخ زده و یک کاتالوگ از تمام خدمات استودیو آنجا را ترک می کنیم.

ژانگولربازی های شب عروسی، به قیمت پول خون!

مدیریت مراسم با آفر ویژه حوضچه قو!

فکر می کنید فقط سلبریتی ها مدیر برنامه دارند؟ خب اگر این طور فکر می کنید، در اشتباه به سر می برید. این روزها کسانی هستند که مدیریت صفر تا صد برنامه عروسی شما را به عهده می گیرند. شما فقط کافی است که بگویید چه چیزی می خواهید، همان طور که می خواهید، مراسم تان برگزار می شود و شما مثل دوتا مهمان محترم به مهمانی خودتان وارد می شوید. البته هزینه این که تا این حد از هیاهو دور باشید را باید از جیب عزیزتان پرداخت کنیم. ما که برای در آمدن از شوک نفوذ به استودیوی عکاسی و فیلمبرداری به چند روز زمان نیاز داشتیم بعد از استراحت کافی شروع به جستجو برای پیدا کردن یک برنامه ریز عروسی یا به زبان اجنبی ها «ودینگ پلنر» کردیم.

نتیجه این که اگر بخواهید از کمک یک تیم تشریفات برای برنامه ریزی و اجرای عروسی تان بهره مند شوید، باید حداقل صد میلیون تومان ناقابل کنار بگذارید. لابد می پرسید حداکثر چقدر باید هزینه کنید، جواب این سوال معلوم نیست؛ این را پژمان که تحقیقات ما نشان می دهد یکی از چهره های شناخته شده و معروف برنامه ریزی عروسی است، می گوید و اضافه می کند: «بستگی دارد که چه چیزی بخواهید. ممکن است بگویید من می خواهم در حوضچه باغی که در آن مراسم عروسی می گیرم، قو شنا کند. من این کار را برای تان می کنم اما ۷۰ میلیون تومان هزینه دارد. می خواهم بگویم خدمات ما ته ندارد. ما اینجاییم تا به رویای شما در مورد مراسم عروسی تان جامه عمل بپوشانیم.»

من که یک عامل نفوذی هستم و سه سال پیش در کمال سادگی عروسی کرده ام، تازه در گفتگو با او می فهمم که آدمیزاد چه کارهایی که برای یک مراسم یک شبه انجام نمی دهد. پژمان می گوید: «خدمات معمولی تیم تشریفات ما پیدا کردن محلی مناسب برای برگزاری مراسم شماست. کافی است ویژگی جایی را که می خواهید، بگویید تا گزینه های مختلف را به شما معرفی کنم. حتی اگر در دل زمستان بخواهید در باغ عروسی بگیرید، می توانم کاری کنم که مهمان های تان یک ذره هم احساس سرما نکنند. این کار را سال گذشته برای یک مراسم کردم، پس خیال تان راحت باشد. حتی می توانید در کشورهای دیگر عروسی بگیرید.

الان این کار خیلی لاکچری است و مد شده که یک عروسی جمع و جور در استانبول یا دبی می گیرند. اگر بخواهید این کار را بکنید، برای تمام مهمانان محل اسکان مناسب و بلیت رفت و برگشت در نظر گرفته می شود. این طوری خیال تان راحت است که عروسی شما تا ابد توی ذهن شان باقی می ماند.» هزینه یک مهمانی معمولی با ۱۰۰ نفر مدعو، در استانبول حداقل ۲۵۰ میلیون تومان آب می خورد. این رقم برای همان مراسم در ابوظبی به ۳۵۰ میلیون تومان می رسد. نمی توانم جلوی خودم را بگیرم و می گویم واقعا کسی این کار را می کند؟ می خندد و می گوید: «بله، چرا که نه، بالاخره آدم یک بار عروسی می کند.»

ژانگولربازی های شب عروسی، به قیمت پول خون!

وقتی عروس و داماد سورپرایز می شوند

نقش امثال پژمان این است که سفارش های شما را تحویل بگیرند و بعد با فهرست قیمت ها سراغ تان بیایند. این که چند مدل شام و دسر و پیش غذا و نوشیدنی به مهمان ها بدهید و محل عروسی تان کجا باشد و چقدر گل آرایی بخواهید، تعیین کننده قیمت تمام شده، کار آنها برای شماست. البته خودشان هم پیشنهادی دارند. مثلا پژمان می گوید: «بعضی وقت ها ما طوری که طرف مقابل عروس و داماد نفهمد از آنها می پرسیم که می خواهند او را غافل گیر کنند یا نه. اگر موافق باشند، می توانیم کاری کنیم که عروس و داماد در شب عروسی شان به بهترین نحو سورپرایز شوند. این کارها شامل دعوت از بازیگر یا خواننده مورد علاقه آنها یا سفارش ساختن آهنگی اختصاصی برای شان از یک آهنگساز معروف می شود. همچنین می توانیم برنامه ای با حضور دوستان یا خانواده شان بسازیم که خشک شان بزند. هر کدام از این کارها هزینه خودش را دارد.»

طوری حرف می زند که انگار فهمیده نفوذی هستم و حرف زدنم به کسانی که مشتری اش هستند، نمی خورد اما به روی خودش نمی آورد، من هم همین طور. از یک مراسم عروسی مثال می زند که عروس عاشق گل رز بوده و آنها کل محل برگزاری مراسم را با سبک های مختلف با گل رز، گل آرایی کرده اند. این کار هشت میلیون تومان هزینه داشته است. یا مراسمی دیگر که در آن با مهمان ها هماهنگ شده بود که آهنگ مورد علاقه عروس را به سبکی خاص همه با هم بخوانند. همین طور می گوید و می گوید و من در ذهنم رقم ها را با هم جمع می زنم و سعی می کنم از تعجب ماتم نزند. توی ذهنم یک جمله عجیب مدام تکرار می شود؛ چرا که نه، بالاخره آدم یک بار عروسی می کند!


فلسفه «سیزده به در» و دروغ سیزده چیست؟


وب سایت ریحون: فرا رسیدن سال نو، در هر کشور و آیین و مذهبی، شرایط خاص خودش را دارد. برای مثال در دین مسیحی که بخش عمده ای از کشور های خارجی پیرو آن هستند، روز تولد حضرت مسیح رو جشن گرفته و در روز دهم دی ماه، سال میلادی جدید آغاز می شود. در سال نو میلادی، رسم های بسیار زیبایی مثل هدیه دادن به افراد فقیر جامعه توسط بابانوئل وجود دارد که امروزه با پیشرفت فناوری همچنان برگزار می شود. در سال نو میلادی افراد به تطعیلات زمستانی رفته و در کنار افراد خانواده سال نو را جشن می گیرند. بر خلاف بیشتر کشورهای خارجی، ایران، آداب و رسوم و حتی سالشمار مخصوص خودش را دارد که به آن هجری شمسی گفته می شود. هر سال در ساعت های پایانی روز ۲۹ ام اسفند ماه، سال به پایان رسیده و شاهد فرارسیدن زمان تحویل سال نو در روز یکم فروردین ماه یا همان عید نوروز هستیم.

عید نوروز، آداب و رسوم بسیار زیادی دارد که هر یک زیبایی خاص خودشان را دارند. تمام مردم ایران و حتی ایرانیان ساکن کشور های خارجی، از آخرین چهارشنبه سال، به پیشواز سال نو (نوروز) می روند. اولین رسم نوروز، چهارشنبه سوری است. در این رسم مردم در شهر، آتش های کوچک به پا کرده و از روی آن می پرند؛ همچنین در خانه ها و در کنار خانواده جمع شده به صحبت، خوردن شیرینی و آجیل می پردازند. از مراسم و دیگر آیین نوروز می توان به سفره هفت سین و دید و بازدید عید اشاره کرد.

سفره هفت سین رسمی است که در آن هفت المان که با حرف «س» شروع می شوند، به همراه ماهی قرمز درون سفره قرار می گیرند که هریک از این موارد، معنا و مفهوم خاص خودشان را دارند. از سوی دیگر بعد از تحویل سال نو، افراد خانواده، به دیدار یکدیگر رفته و در اصل فرآیند دید و بازدید عید را انجام می دهند. دید و بازدیدها عید عموما بین افراد فامیل و به صورت خانوادگی انجام می شود. دو رسم دیگر و البته جذاب عید نوروز، دروغ سیزده یا همان دروغ اول آوریل و سیزده‌به ‌در است که در ادامه مطلب به بررسی آنها خواهیم پرداخت.

فلسفه روز طبیعت سیزده به در | دروغ سیزده چیست ؟

سیزده‌به‌ در در اصل سیزدهمین روز فروردین ماه و یکی از جشن ها و رسم های نوروزی ایران است. در تقویم رسمی ایران، سیزدهم فروردین، روز طبیعت نام گذاری شده و تعطیل رسمی است. بر اساس باورهایی که از قدیم تا به امروز، سینه به سینه بین نسل ها منتقل شده، این روز برای راندن نحسی است و همه مردم باید از خانه ها بیرون رفته و به دل طبیعت بروند. این رسم از گذشته به شکل جدی برگزار می شده و امروزه هم بسیاری از مردم ایران همچنان آن را برگزار می کنند؛ پس از جشن طبیعت و مراسم سیزده‌به ‌در، تعطیلات و جشن های نوروزی به پایان می رسد.

به طور کلی رسم سیزده‌به ‌در، بر خلاف دیگر رسم های نوروز، اساس و مبنای مشخصی نداشته و کمی مبهم است؛ چرا که در کتاب های تاریخی، اشاره ای به این جشن نشده است؛ اما در منابع کهن گفته شده که این رسم از گذشته های خیلی دور برگزار می شد. بر اساس گفته های کهن، مردم در دوازده روز نوروز، به جشن و شادی می پرداختند و سپس در روز سیزدهم فروردین ماه، به دل طبعیت رفته و در طبیعت جشن پایانی را برگزار می کردند؛ در اصل می توان گفت که سیزده‌به ‌در، پایان جشن های نوروزی است. گفتنی است مردم که در این روز، سبزه هایی که روز تحویل سال نو در سفره هفت سین بوده را گره زده و پس از یک آرزو برای آینده خود، آن را به رودخانه ها می اندازند.

آیا سیزده نحس است؟

نه تنها تا به امروز هیچ تاریخ نگار و پژوهشگری، دلیل منطقی برای نحس بودن روز سیزدهم و به طور کلی عدد سیزده کشف نکرده است؛ بله بسیاری بر این باورند که روز سیزدهم، یک روز خوب و نیک است که مردم باید به شادی بپردازند. حتی در آثار ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها وجود دارد که از سیزدهم فروردین ماه، به عنوان روزی نیک و خوب یاد شده است. گفتنی است که در دین مسیحی، به دلیل برخی مسائل تاریخی، نحس بودن سیزدهم شرایط بسیار جدی تری دارد و مردم بیشتری به این موضوع باور دارند.روز دروغ آوریل، در بسیاری از کشورهای سراسر جهان، به عنوان یک روز ویژه شناخته می شود که در آن مردم به شوخی دروغ هایی به یکدیگر می گویند و این روز را گرامی می دارند. در کشور هایی مثل انگلیس، اتریش و نیوزیلند، دروغ گویی از صبح تا شب ادامه دارد و کسی که قبل از شب حقیقت را فاش کند، احمق آوریل (April Fool) لقب می گیرد.

در ایران هم، بعد از تحویل شدن سال نو و پایان جشن دوازده روز، در روز سیزده‌به‌ در، مردم به شوخی به یکدیگر دروغ می گویند و سپس در پایان روز آن را فاش می کنند. این رسم مثل دیگر رسم های نوروز، همواره برگزار می شود و باعث شادی مردم می شود. از دروغ های اول آوریل معروف در سراسر می توان به خبر واژگونی برج پیزا در سال ۱۹۵۰ در تلویزیون هلند و اعلام ترور بیل گیتس در سال ۲۰۰۳ توسط وب سایت های خارجی و شبکه های خبری به دلیل افت ۱٫۵ درصدی سهام مایکروسافت اشاره کرد. این دروغ ها در زمان خود بسیار بزرگ بوده و سروصدای زیادی در سراسر جهان به پا کرد.

رضا در رشته‌ی مترجمی زبان انگلیسی تحصیل کرده و بیش از ۴ سال سابقه نویسندگی حرفه‌ای در زمینه های مختلف مثل خودرو، بازی و غذا را دارد. از کودکی هم عاشق بازی‌های ویدیوی و مسابقات اتومبیل‌رانی بوده‌. زمان آزادش را صرف بازی و تیون کردن خودرو‌های مسابقه‌ای می‌کند. رضا سال‌ها World of Warcraft بازی کرده و طرفدار پروپاقرص بلیزارد و بازی‌های‌اش است.


1 2 3 5