مسائل مالی چه به روز رابطه‌تان می‌آورد؟


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور:

 

اجازه ندهید که دلیل شماره یک جنگ و جدل زوجین، عشقتان را به یکدیگر از بین ببرد.

 

اوایل دهه ۸۰ بود که زنی را دیدم عاشقش شدم. کیم را می گویم! بعد از چند باری که یکدیگر را دیدیم، در نهایت ازدواج کردیم. او عشق زندگی من، بهترین دوستم و دلیل موفقیتی است که امروزه به آن دست یافته ام. رابطه ما در طول این سال ها مستحکم تر و بهتر شده است. امروز بسیاری از مردم من و کیم را می بینند و فکر می کنند که به خاطر پول است که احساس خوشبختی می کنیم. واقعیت این است که وقتی من کیم را دیدم، ورشکسته بودم و به خاطر شکست در اولین کسب و کارم، یک میلیون دلار بدهی داشتم. خوشبختانه کیم با من ماند و من می دانم که نه ماندن او در کنار من به خاطر ثروت من است و نه ماندن من در کنار او به خاطر ثروتش!

 

مطمئن شوید که مسائل مالی، روابط شخصی تان را نابود نمی کند 

پول: دلیل شماره یک دعوای زن و شوهرها

براساس گزارش هافینگتون پست از نتایج پرسشنامه ای که به وسیله مجله «پول» ایجاد شده بود، دلیل شماره یک دعوای ۷۰ درصد زوجین «پول» است، نه مسائل مربوط به خانه، با هم بودن، خر و پف یا شام و ناهار! بیایید به شکل مشخص تری در مورد دلیل دعواهایشان صحبت کنیم. افرادی که در این پرسشنامه شرکت کرده بودند، عنوان کردند که خرید بیش از حد، بودجه بندی مسائل مالی خانه و بدهی هایشان بزرگ ترین عواملی است که آنها را به بحث و جدل وا می دارد.

 

در گزارش دیگری که به وسیله اخبار ان بی سی منتشر شده بود، به این موضوع اشاره می شد که ۶۰ درصد زوجین به این خاطر سر مسائل مالی دعوا می کنند که یکی از آنها یا بیش از حد خرج می کند یا کمتر از حد معمول. تعجبی ندارد. پول نقش زیادی در شادی، سلامت و تناسب زندگی دارد. وقتی پول کافی برای پرداخت صورتحساب ها، مراقبت از خانواده و تفریح نداشته باشید، استرس زیادی به شما وارد خواهدشد و وقتی که بدانید این بی پولی ناشی از اشتباهات مالی یا مخارج زیاد همسرتان است، به استرس بیشتری دچار خواهید شد. پول چنان عامل استرس زای بزرگی است که ثابت شده است زوجینی که حداقل یک بار در هفته در مورد آن بحث می کنند، ۳۰ درصد احتمال جدایی بیشتری دارند.

چرا زن و شوهرها در مورد پول دعوا می کنند؟

مایه شرمساری است که پول می تواند بین دو فردی که زمانی عاشق هم بودند، جدایی بیندازد. معمولا وقتی به داستان جدایی این افراد نگاه می کنم، متوجه می شوم که پول به روش های گوناگونی بین زوجین دلخوری ایجاد می کند که از آن میان می توان به برنامه ریزی نامناسب، هوش اقتصادی پایین یا انتظارات برآورده نشده و ابراز نشده اشاره کرد. اما من معتقدم که زن و شوهرها به این دلیل در مورد مسائل مالی با یکدیگر به مشکل می خورند که اصلا در مورد آن با یکدیگر حرف نمی زنند!

همسران باید به طور مرتب با یکدیگر در مورد مسائل مالی گفت و گو کنند. این امر به ویژه در ابتدای زندگی مشترک بسیار اهمیت دارد. چرا؟ چون همان طور که کیم، همسرم، نوشته، «همسویی در مورد مسائل مالی یکی از مهم ترین عوامل یک رابطه موفق و سالم است». زوجینی که هیچ گاه با یکدیگر در مورد پول حرف نمی زنند، هنگام بروز مشکلات بحث و جدل می کنند، چرا که هیچ گاه نگرش هایشان در این زمینه را با یکدیگر به اشتراک نگذاشته اند. به دلیل آنکه یک زندگی مشترک سالم و غنی فقط به میزان پولی که دراختیار دارید، بستگی ندارد، تصمیم گرفتم که چند موضوع را در مورد همسو کردن نگرش هایتان در این زمینه با شما در میان بگذارم.

برنامه ای تهیه کنید.

زمانی که من و کیم ورشکسته بودیم، باز هم دقیقا می دانستیم که داریم چه کار انجام می دهیم هر سال می نشستیم و اهداف مالی مان را می نوشتیم. این اهداف برای من راه اندازی یک کمپانی آموزشی، راه اندازی تعدادی کسب و کار و سرمایه گذاری در زمینه نفت، املاک و مستغلات بود. اهداف کیم نیز شامل پربارتر کردن پرونده های املاک و مستغلاتش می شد.

هر ماه به بررسی گام هایی می پرداختیم که در جهت دستیابی به این اهداف بر می داشتیم. یکدیگر را تشویق می کردیم و در صورت نیاز، اقداماتی را برای رفع و رجوع اشتباهات انجام می دادیم. هر چیزی که در زندگی مان وجود داشت، در راستای رسیدن به آن اهداف بود که همین موضوع ما را در نحوه خرج کردن پول، تصمیم گیری های زندگی و تعهداتمان یاری می کرد. از همه مهم تر این بود که ما اهدافمان را با یکدیگر در میان می گذاشتیم و یکدیگر را از انتظارات خود باخبر می کردیم.

 

مطمئن شوید که مسائل مالی، روابط شخصی تان را نابود نمی کند 

برای استقلال شخصی ارزش قائل شوید.

به دلیل اینکه من و کیم در ابتدای زندگی مشترک هر دو ورشکسته شده بودیم، به یکدیگر تکیه کردیم، نه اینکه فقط یک نفر از ما بخواهد به دیگری اتکا کند. هیچ کدام نقش پدر و مادر را برای یکدیگر بازی نکردیم و در عوض به هم کمک کردیم تا هر دو رشد کنیم. امروز من و کیم حساب های پس انداز و سرمایه گذاری جداگانه ای داریم. کسب و کارهایمان نیز از هم جداست. هر دو ثروتمندیم و از لحاظ مالی به یکدیگر وابسته نیستیم. این موضوع «خواستن یکدیگر» را برایمان ساده تر کرده است، چرا که هر کدام از ما به مسائل مالی خودمان می رسیم و دیگر اسیر استرس و بحث و جدل نمی شویم.

یک تیم باشید.

اگرچه ما از لحاظ اقتصادی مستقل هستیم، اما هنوز هم مانند یک تیم عمل می کنیم و می دانیم که اعضای یک تیم به کمک یکدیگر و در کنار هم مشکلاتشان را حل می کنند و پیروزی هایشان را جشن می گیرند. ما به عنوان دو هم تیمی، به طور مداوم با یکدیگر تعامل کرده و تغییرات لازم را در روند زندگی اعمال می کنیم. در مورد معاملات تجاری ام از کیم نظر می پرسم و او نیز همین کار را می کند. اگر مشکلی پیش آمده باشد، به یکدیگر کمک می کنیم. ما رقیب یکدیگر نیستیم، بلکه هر دو می خواهیم شاهد موفقیت ها و پیروزی های طرف مقابل باشیم.

سواد اقتصادی تان را افزایش دهید.

اولین هدیه ای که برای کیم گرفتم، شانس شرکت در یک کلاس حسابداری بود. می دانستم که هدف او این است که به یک سرمایه گذار در حیطه املاک و مستغلات بدل شود و به همین خاطر می دانستم که به حسابداری نیاز پیدا خواهدکرد. سال ها روی دانش اقتصادی مان کارکردیم، اغلب با یکدیگر کتاب می خواندیم، کلاس می رفتیم و در سمینارها شرکت می کردیم. حالا با هم کتاب می نویسیم و کلاس و سمینار برگزار می کنیم و البته هنوز هم در حال یادگیری هستیم. هرکدام از زوجین باید استقلال خود را حفظ کنند. این یعنی هرکدام از آنها باید دانش مالی بالایی داشته باشند و برای افزایش سطح دانش مالی خود تلاش کنند.

از اشتباهات خود درس بگیرید (و بخندید).

در نهایت این را فراموش نکنید که زندگی مانند یک سفر کوتاه است. بسیاری از زوج ها به این دلیل به مشکلات مالی برخورد می کنند که می پندارند این مسئله ناراحت کننده هیچ گاه برایشان پیش نخواهد آمد. هر زوجی دغدغه مالی خواهدداشت؛ نحوه واکنش شما به این دغدغه است که می تواند رابطه تان را مستحکم تر کند یا آن را کاملا از بین ببرد. من و کیم همواره شکست هایمان را به عنوان یک موقعیت آموزشی در نظر می گرفتیم و به دلیل اینکه در قالب یک تیم با یکدیگر همکاری می کردیم، توانستیم با کمک یکدیگر به این مشکلات فائق آییم و چیزهای زیادی بیاموزیم.

همچنین ما خیلی در کنار یکدیگر خوش می گذرانیم و می خندیم. کیم بهترین دوست من است. زمانی که زندگی سخت می شود، معنای خود را نیز از دست می دهد. اگر نتوانید به بهترین دوستتان بنشینید و به مشکلات زندگی بخندید، لحظات سختی را پیش رو خواهدداشت. یکی از بهترین روش ها برای اینکه از لحاظ مالی باهوش تر شوید این است که اشتباهات خود را به منزله موقعیت هایی برای یادگیری در نظر بگیرید، رویکرد مثبتی داشته باشید و با هم خوش بگذرانید.


«گُل» با میوه توهم؛ خطری در کمین دانشجویان


باشگاه خبرنگاران جوان: ماده مخدر «گل» رتبه دوم مصرف را بین معتادان به خود اختصاص داده که دارای توهم شدید است و توانسته بین بانوان، باشگاه‌های ورزشی و دانشجویان جایگاهی خاص برای خود دست و پا کند. به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،متوسط سن شیوع اعتیاد در ایران حدود ۲۳ تا ۲۴ سال است. جمعیت هدف طرح ارزیابی صورت گرفته سوء‌مصرف ۱۵ تا ۶۵ سال است یعنی بالای ۶۵ سال و زیر ۱۵ سال.

با بررسی‌های صورت گرفته مشخص شده که با گرانی شیشه معتادان به سمت مصرف گل یا همان ماری جوانا رفته‌اند و این گرایش به دلیل توهم شدید این ماده مخدر بسیار خطرناک است. گُل بر خلاف اسم جذابش، به شدت توهم زاست، ضربان قلب را زیاد می‌کند، احساس بی‌قراری می‌دهد و با یک بار مصرف، عملکرد مغز را به گونه‌ای مختل می‌کند که زندگی را بدون خود سخت و جانکاه می‌کند اما با این وجود، گل در ایران طرفداران خود را دارد، دانشجویان و زنان! شاید بتوان این دو قشر را مهم‌ترین مصرف‌کنندگان این ماده مخدر دانست.

گُلی با میوه توهم/خطری که در کمین دانشجویان است!

گرانی شیشه دلیل گرایش به «گل» یا «ماری جوانا»

رصد بازار نشان می‌دهد که با گران شدن ماده مخدر شیشه در یک بازه زمانی و به صرفه نبودن تولید و مصرف آن، معتادان به این ماده مخدر به سمت گل رفتند و بر اساس اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر امروز گل دومین ماده مخدر پر مصرف در کشور است. «گُل» ماده جدیدی نیست؛ همان «ماری جوآنا» است که حالا با رنگ و لعاب جدید و البته نامی وسوسه‌انگیز‌تر، جوانان را به سوی خودش می‌خواند.

البته از سال ۹۴-۹۵ به بعد شاهد افزایش مصرف گل به عنوان یک ماده اعتیادآور که سرشاخه یک گیاه اعتیاد آور است در دانشجویان بودیم. برای بررسی علت افزایش گرایش به گل باید دانست که کنترل خوبی در زمینه پیش سازهای تولید شیشه صورت گرفته و همین اقدام باعث افزایش شدید قیمت شیشه در کشور شد. یعنی زمانی شیشه ۵ میلیون تومان بود که با این کار در بازه‌ای از زمان به ۱۲۰ میلیون هم رسید و حالا به ۵۰ یا ۴۰ میلیون تومان رسیده است.

«گل» ی که مثل سیگار مصرف می‌شود

این ثابت شدن قیمت روی ۴۰ یا ۵۰ میلیون تومان دو تا علت دارد یکی اینکه تعداد زیادی از معتادان از شیشه به سمت‌وسوی سایر مواد رفته‌اند و دیگر اینکه کشورهای همسایه شیشه تولید می‌کنند و به ایران می‌فرستند با کاهش دسترسی به شیشه، معتادان به سمت ماری جوآنا، حشیش و گل رفتند و اما تغییر روند جهانی مصرف به سمت ماری‌جوآنا را نباید نادیده بگیریم. همچنین باید بدانیم که معتادان به ماده مخدر «گل» مثل سیگار می‌توانند آن را استفاده کنند و بکشند و مثل شیشه نیاز به پایپ و ادوات ندارد.

ضمن اینکه فضای کاذب و تبلیغات اغوا‌کننده در فضای مجازی در مورد ماده مخدر «گل» یا «ماری جوانا» و چگونگی کاشت بذر آن دست به دست هم داده تا باعث شد میزان گل در کشور افزایش پیدا کند. این افزایش نه در جمعیت دانشجویی بلکه در جمعیت عمومی هم دیده می‌شود. در سال ۱۳۹۰، ۲۶ درصد از کل معتادان کشور شیشه مصرف می‌کردند و مقام دوم را در کشور داشت اما در سال ۹۴-۹۵ شیشه مقام چهارم مصرف و گل مقام دوم را به‌دست آورد.

گُلی با میوه توهم/خطری که در کمین دانشجویان است!

لزوم اقدام عاجل درباره تبلیغات اغواکننده «گل» در فضای مجازی

نکته تاسف بار افزایش مصرف ماده مخدر «گل» در بین بانوان هستیم چرا که گرایش خانم‌ها مخصوصا در سنین پایین تا حدودی افزایش پیدا کرده است. اما آنها کلا حدود ۷ یا ۸ درصد از مصرف‌کنندگان مواد مخدر یا معتادان کشور را تشکیل می‌دهند یعنی کمتر از ۱۰ درصد. درخصوص نظارت آرایشگاه‌های زنانه و کلوب‌های ورزشی، محتوای آموزش‌های مناسبی تهیه شده است که شیشه چه عوارض جدی دارد و به اشتباه این ماده مخدر بیشتر به عنوان یک داروی لاغرکننده، تسکین‌بخش و ایجاد‌کننده احساس تمرکز معرفی شده بود.

این دیدگاه مثبت به شیشه در زنان کمرنگ شد اما این موضوع باعث شد که آنها به سمت و سوی گل بروند. با توجه به توهم شدید ماده مخدر «گل» یا «ماری جوانا» و تبلیغات اغوا کننده و وسوسه انگیز این ماده در فضای مجازی و نحوه کاشت خانگی آن به نظر می‌رسد باید اطلاع رسانی در مورد افزایش و جامعه از آثار مخرب آن و تاثیرات منفی بر روی بانوان به عنوان مادران آینده و همچنین دانشجویان به عنوان آینده سازان این کشور افزایش یابد.


چیز‌هایی که کارداشیان‌ها مد کردند


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: کارداشیان ها در حال حاضر یکی از تاثیرگذارترین مهره ها در صنعت مد و فشن هستند، به طوری که لباس هایی که می پوشند یا مدل مو و آرایش شان الهام بخش بسیاری از طراحان مد می شوند. این ۵ خواهر(کیم، کایلی، کلویی، کندال و کورتنی) در اینستاگرام، به تنهایی بیش از ۳۸۰ میلیون فالوور دارند که خود به تنهایی شهرت آنها را در سطح جهانی ثابت می کند.

حتی اگر آنها روی دفیله های مد راه نروند، باز هم تاثیرات خود را بر مردم و طراحان مد خواهند گذاشت. آنها ارتباط نزدیکی با طراحان مطرح جهان از جمله مارک جاکوبز دارند و علاوه بر آن برندهای پوشاک خود را راه اندازی کرده اند که همه آنها در کنار هم باعث شده که یکی از عوامل تعیین کننده مد در جهان شناخته شوند. اگر دوست دارید بدانید که کدامیک از مدها تحت تاثیر مستقیم این خانواده بوده، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

۱٫ لباس تنگ

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
مد شدن لباس های تنگ را مدیون خانواره کاداشیان ها هستیم. آنها علاقه زیادی به پوشیدن لباس های چسبان، از دامن های کوتاه گرفته تا پیراهن و جامپ سویت ها، دارند. 

در سال ۲۰۰۷، زمانی که عکس کیم کارداشیان برای اولین بار در مجلات مد و فشن منتشر شد، او لباسی ساده، شامل یک دامن جین به همراه لگینگ و یک تی شرت و جلیقه ای روی آن، به تن داشت. اما در عکس های بعدی دیگر خبری از آن دختر خجالتی و ساده نبود. او به تدریج به سمت لباس های جذب و چسبان رفت تا حدی که آن را تبدیل به یکی از مدهای جهانی کرد. به گفته یکی از طراحان: «لباس های چسبان از پر طرافداران مدهای سال اخیر بوده اند.»


۲٫ کت بلند

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
به لطف کارداشیان ها، کت های بلند نیز جزو یکی مدهای سال شده اند. مگان موران، یکی از طراحان مد، می گوید: «اگر به تیپ کارداشیان ها نگاهی بیاندازید، خواهید دید که آنها در اکثر مواقع به روی لباس هایشان کت یا ژاکت به تن می کنند. علاقه کیم به کت های بلند از سال ۲۰۱۴، درست زمانی که سنت را باردار بود، آغاز شد. از همان زمان به بعد شرکت های بسیاری از آن ایده گرفته و این مدل کت را روانه بازار کرده اند که بسیار هم مورد استقبال مردم قرار گرفت.


۳٫ رنگ های خنثی

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
صورتی چرک را در همه جا، از رنگ لباس گرفته تا اکسسوری ها، می بینید. این هم یکی دیگر از مدهایی ست که توسط کارداشیان ها رشد کرده است. کارداشیان ها به رنگ های خنثی علاقه زیادی دارند. رنگ هایی چون کرم، صورتی چرک، سفید و مشکی… در کمد لباس های آنها حرف اول را می زند. قبل از نفوذ کارداشیان های به دنیای مد و فشن، رنگ پنتون سال، رنگ های جیغ و چشمگیر بود اما از زمانی که کارداشیان ها به لباس های رنگ خنثی علاقه نشان دادند، صنعت مد نیز راه خود را تغییر داد و به سمت رنگ های ملایم تر رفت.


۴٫ لباس ورزشی

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
یکی از مدهایی که کارداشیان ها رواج دادند، لباس های ورزشی بود. مطمئنا افراد زیادی قدردان این مد هستند زیرا لباس های ورزشی علاوه بر راحتی، جذابیت بالایی نیز دارند. با این مد، مردم حتی بدون این که به باشگاه بروند، لباس های ورزشی به تن می کنند. بی شک می توان گفت که کانیه وست پیشگام این سبک لباس پوشیدن بود. اگر به عکس های او نگاهی بیاندازید، متوجه می شوید که او عاشق لباس های اسپورت گشاد و راحت است و در اکثر مواقع چنین لباس هایی به تن می کند.

کایلی جنر نیز در سال ۲۰۱۶ با تیپ پومای خود توجه دوربین عکاسان را به سمت خود جلب کرد. از همان زمان به بعد، مردم لباس های اسپورت خود را در همه جا، از قرار ملاقات های شبانه تا گشت و گذارهای روزانه، می پوشیدند. 


۵٫ جین 

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
بریتنی اسپیرز و جاستین تیمبرلیک جزو اولین نفراتی بودند که از سرتا پا لباس جین به تن کردند. بنابراین در سال ۲۰۰۶، پوشیدن لباس های جین مد شد. اما این کیم کارداشیان های بودند که بار دیگر این مد را ترویج دادند.  در سال ۲۰۱۳، کیم کارداشیان با پوشیدن یک بلوز و شلوار جین، بار دیگر توجهات را به سمت خود جلب کرد. پس از آن، خواهر او نیز به سرعت یک سلفی از خودش را با لباسی جین منتشر کرد که همین باعث شد که طراحان مد نیز به سمت این مدل لباس، که زمانی جزو نبایدها محسوب می شد، کشانده شوند.


۶٫ لب های برآمده

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
یکی از مدهایی که در چند سال اخیر به شدت مورد استقبال مردم قرار گرفت، لب های برآمده بود. اگر چه تمام خواهران کارداشیان لب هایی برآمده دارند اما در واقع کوچک ترین خواهر، کایلی جنر، بود که این مد را ترویج داد. و حتی با این کار یک بیزنس راه انداخت. او کار خود را با تولید رژ لب، برق لب و حجم دهنده لب، آغاز کرد و در نهایت به یک برند آرایشی تبدیل شد.

البته از زمانی که این مد به راه افتاد، مردم برای حجیم کردن لب هایشان به روش های خطرناکی روی آورند که مورد انتقاد شدید قرار گرفت. به گفته یکی از آرایشگران، ساده ترین و بی خطرترین راه برای حجیم تر کردن لب هایتان این است که خط لب را بالاتر از لب هایتان بکشید.


۷٫ کرم پودر چند رنگ

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
شاید تا چند وقت گذشته یکی از ساده ترین بخش های آرایش، کرم پودر زدن بود، اما از زمانی که کارداشیان ها مدل کرم پودر زدن شان را در معرض نمایش قرار دادند، همه چیز تغییر کرد. در واقع آنها از چند کرم پودر با تونالیته های مختلف برای نقاط مختلف صورت استفاده می کنند. در واقع آنها با این شیوه به صورت خود بعد می دهند. از آن زمانی به بعد ویدیوهای زیادی در مورد نحوه این مدل آرایش روانه بازار و در نهایت تبدیل به مد سال شد. 


۸٫ آرایش چشم اسموکی

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
قبل از این که لب های برآمده و کرم پودرهای چند رنگ مد شوند، آرایش چشم اسموکی مد شد، آنهم توسط کارداشیان ها.  در واقع ما خواهران کارداشیان را در ابتدا با آرایش تیره چشم هایشان می شناختیم. از همان زمان بود که مردم به سمت سایه های مشکی و خاکستری چشم جذب شدند و این مدل آرایش تبدیل به یک مد جهانی شد.


۹٫ موهای خیس

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
بیرون آمدن با موهای خیس، تنها بدین معنی ست که شما دیرتان شده و وقت کافی برای خشک کردن موهایتان نداشته اید. البته برای کارداشیان ها اینگونه نیست. از زمانی که کیم کارداشیان با موهای خیس خود روی فرض قرمز قدم گذاشت، ثابت کرد که این مدل یک مد است، نه نشانه تنبلی و شلختگی. این مدل خیلی زود تبدیل به مد رایج و محبوب در دنیای هالیوود شد.


۱۰٫ رنگ فانتزی مو

مد‌هایی که توسط کارداشیان‌ها رایج شدند
رنگ موهای فانتزی مانند رزگلد، آبی، سبز یا رنگین کمانی… آیا می دانید که اینها چه ویژگی های مشترکی با هم دارند؟ بله، تمام آنها از کایلی جنر الهام گرفته اند.  اگر به صفحه اینستاگرام او نگاهی بیاندازید خواهید دید که او تقریبا هر روز رنگ موهایش را به یکی از رنگ های فانتزی تغییر می دهد. گویا این مدل مورد توجه بسیاری از دختران قرار گرفت، به طوری که تبدیل به یکی از مدهای پرطرفدار سال شد. البته این را هم بگوییم که او خودش اعتراف کرده که برخی اوقات از کلاه گیس های رنگی استفاده می کند، در غیر این صورت موهایش از بین می رود.


چگونه انرژی منفی را از خانه دور کنیم؟


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: خانه جایی است که باید در آن بیشتر از هر جای دیگری احساس امنیت و آرامش کنیم، اما وقتی خانه پُر از انرژی منفی می‌شود تاثیر محسوسی بر احساسات و هیجانات و البته سلامتی ما می‌گذارد. شما نمی‌توانید انرژی را با چشمهای‌تان ببینید اما مطمئنا می‌توانید آن را احساس کنید و انرژی داخل خانه‌‌ی شما معمولا انعکاسی از وضعیت هیجانی درونی شماست. این انرژی اگر منفی باشد می‌تواند اعتماد بنفس شما را نابود کند، رویاهای‌تان را محو کند، ارزش شما را سبُک کند و توانایی‌های‌تان را سرکوب کند.

انرژی منفی موجب آشفتگی‌های زیادی در روابط خانوادگی نیز می‌شود و حتی می‌تواند منجر به اختلاف میان اعضای خانواده شود. زندگی کردن در چنین موقعیتی اضطراب آور و استرس برانگیز است. هر چند انرژی مثبت و انرژی منفی همیشه وجود دارند اما مهم این است که مقدار انرژی منفی کنترل و محدود شود تا شما بتوانید زندگی شادتر و رضایتبخش‌تری داشته باشید.

راههای زیادی برای زدودن انرژی منفی از پیرامون‌تان وجود دارد که می‌تواند در ایجاد تعادل و هارمونی در زندگی شما و البته زندگی سایر اعضای خانواده تاثیر چشمگیری بگذارد.

در این مطلب بهترین راههای دور کردن انرژی منفی از محیط خانه را برای‌تان می‌گوییم.

۱٫ تمیز و پاکیزه کردن خانه

وقتی وارد اتاقی تمیز و مرتب می‌شوید احساس خوبی به شما دست می‌دهد و برعکس؛ وقتی وارد اتاقی بهم ریخته و نامرتب می‌شوید احساس ناخوشایندی خواهید داشت. علتش هم این است که بهم ریختگی و کثیفی انرژی منفی را جذب می‌کند. هر زمانی که جایی را مرتب و تمیز می‌کنید به طور ناخودآگاه انرژی منفی را حذف می‌کنید. به همین علت تمیز و مرتب کردن خانه یا محل کار باید الویت شما برای کمک به پُر کردن اطراف‌تان از انرژی مثبت باشد.

همه‌ جای خانه را به طور مرتب جاروبرقی بکشید و تمیز کنید، همه‌ی اتاق‌ها و حمام و آشپزخانه. درها، دستگیره‌ها و پنجره‌ها را تمیز کنید چون باید بدون هرگونه گرد و غبار و آلودگی باشند. هر شب آشپزخانه را مرتب کنید و هیچ ظرف نشسته‌ای باقی نگذارید. چیزهایی را که دیگر نیازی به آنها ندارید دور بیندازید، با نگه داشتن این وسایل فقط دور و برتان را شلوغ‌تر می‌کنید. مواد سمی را از خانه دور کنید. لباس‌های چرک را هر جای خانه نگذارید و آنها را فقط در سبد مخصوص لباس‌های کثیف قرار دهید.

چگونه انرژی منفی را از خانه دور کنیم؟

۲٫ استفاده از دود معطر

سوزاندن گیاه معطر یکی از قدیمی‌ترین و موثرترین راههای دور کردن انرژی منفی از خانه است. این سنت کهن در نیاکان ما نیز بسیار رایج بوده است. معروف‌ترین گیاه برای دود کردن مریم گلی است. مریم گلی وقتی سوزانده می‌شود مقدار زیادی یون منفی وارد هوا می‌کند که خنثی کننده‌ی یون مثبت در هواست (بالا بودن ميزان يون مثبت در هوا باعث احساس افسردگی، سر درد و رخوت در افراد می‌شود). یون‌های منفی کمک می‌کنند تا احساس تندرستی کرده و ذهن‌تان شفاف شود ضمنا رایحه‌ی مریم گلی، آرامشبخش است.

شاخه‌های مریم گلی در بازار موجودند اما شما خودتان هم می‌توانید یک دسته از این شاخه‌ها را در خانه درست کنید. چند شاخه مریم گلی را در آفتاب خشک کنید و سپس این شاخه‌های خشک شده را با نخ محکم به هم ببندید، دسته‌ی مریم گلی شما آماده است. قبل از اینکه کار را شروع کنید باید خانه را تمیز کنید و تمام درها و پنجره‌ها و قفسه‌ها و گنجه‌ها و … را باز بگذارید. دسته‌ی شاخه‌های مریم گلی را در یک ظرف نسوز بگذارید تا خاکستر و آتشپاره‌ها در آن قرار بگیرند و شاخه‌ها را روشن کنید و کمی فوت کنید تا دود کند. از خودتان شروع کنید؛ دود را به سمت خودتان فوت کنید، از پا شروع کرده و به سمت دست‌‌ها و سرتان بیایید.

به آرامی در خانه راه بروید و با حرکات دورانی مریم گلی در حال دود کردن را در خانه بچرخانید، روی دیوارها، گوشه‌ها، زمین و سقف و در تمام این مدت خودتان در سمت چپ اتاق‌ها باشید. طی انجام این مراحل جملات مثبت به کار ببرید و بگویید تا اثر گذاری آن تقویت شود. در پایان مریم گلی در حال سوختن را به بیرون از خانه ببرید و در یک فضای باز قرار دهید تا خاموش شود. علاوه بر مریم گلی می‌توانید از چوب سدر، اسطوخودوس، چوب کاج و سایر گیاهان خوشبو نیز برای دود کردن استفاده کنید.

۳. تغییر دکوراسیون

انرژی منفی برای اینکه باقی بماند نیاز به اشیاء و وسایل دارد برای همین باید دکور خانه را هر از چند گاهی تغییر دهید. حتی فقط تغییر چیدمان مبلمان کافیست تا انرژی منفی را دور کند. دست کم ماهی یک بار مبلمان را کمی حرکت دهید. البته تغییر چیدمان وسایل خانه بیشتر اوقات جای‌تان را بازتر می‌کند و احساس راحتی بیشتری نیز خواهید داشت. تغییر دکوراسیون را تجربه کنید تا فضای خانه‌تان پُر از حس زندگی شود. هر چیزی که حس خوب به شما نمی‌دهد تغییر دهید و از نظرات اعضای خانواده و دوستان کمک بگیرید. وسایل شکسته و خراب شده‌ را که دیگر کاربردی ندارند در خانه نگه ندارید و دور بیندازید.

۴٫ نور خورشید و هوای تازه

هوای تازه و نور آفتاب قابلیت شگفت انگیزی در پاکسازی دارند. انرژی قدرتمند طبیعت همیشه احساس خوبی به شما می‌دهد. پس اجازه دهید کمی نور خورشید و هوای تازه وارد فضای خانه شود؛ این هم یک راه ساده‌ی دیگر برای تقویت انرژی مثبت در خانه است. صبح زود، درها و پنجره‌ها را باز کنید تا هوای تازه و نور آفتاب وارد خانه شده و انرژی‌های منفی خارج شود. حتی می‌توانید کنار پنجره‌ی باز بایستید و بدن‌تان را در معرض نور صبحگاهی آفتاب قرار دهید. این کار به بدن‌تان کمک می‌کند تا ویتامین D بسازد. نور درخشان خورشید می‌تواند اضطراب و افسردگی را تسکین بدهد. به غیر از بدن و فضای اتاق، لباس‌های شسته شده نیز باید در معرض نور خورشید خشک شوند. گُل و گیاهان خانگی‌تان را نیز هرازگاهی در آفتاب قرار دهید.

چگونه انرژی منفی را از خانه دور کنیم؟
۵٫ نمک دریا

نک دریا نیز راهی دیگر برای دفع انرژی منفی هم از خانه و هم از درون شماست. این باور وجود دارد که نمک دریا کمک می‌کند تا یون‌های منفی در هوا تولید شده و ارتعاشات مثبت ارسال شود. چند قاشق غذاخوری نمک دریا را به یک فنجان آب گرم اضافه کرده و کاملا حل کنید. این محلول را در یک بطری اسپری بریزید و در گوشه‌های خانه اسپری کنید. مقداری نمک دریا در تمام فضای اتاق بپاشید، مخصوصا در گوشه‌هایی که به سمت شمال و جنوب غربی هستند. در صورت امکان اجازه دهید یک شب باقی بماند و سپس نمک‌ را با جاروبرقی جمع کنید و دور بیندازید.

برای پاکسازی بدن می‌توانید یک فنجان نمک دریا را در وانی که از آب گرم پُر شده بریزید و بدن‌تان را در به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در آن بغلطانید تا ریلکس شوید.

۶٫ بلند دست زدن

صدا و ارتعاشاتی که از بلند دست زدن ناشی می‌شود کمک می‌کند تا انرژی‌های منفی دور شده و پراکنده شوند. در واقع صداهای بلند و واضح، از متدهای قدرتمند پاکسازی خانه هستند. مادر طبیعت با صدای رعد و برق نیز همین کار را می‌کند. حتی صدای آتش بازی و ناقوس کلیسا، آرامشبخش و پاکسازی کننده است. در خانه راه بروید و با صدای بلند دست بزنید، مخصوصا در گوشه‌ها، روی قفسه‌ها و زیر پله‌ها تا از سکونت انرژی منفی در فضای خانه جلوگیری کنید. صدای دست زدن باید جانانه و سبُک باشد. سنگین و بیحال دست نزنید چون تداعی منفی دارد. همزمان با دست زدن می‌توانید از زنگوله، ناقوس و یا طبل استفاده کنید تا انرژی‌های منفی را در خانه از بین ببرید.

۷٫ عصاره‌های گیاهی

یک روش خوب دیگر برای پاکسازی خانه، محل کار و یا هر چیزی از انرژی منفی استفاده از عصاره‌های گیاهی است. رایحه‌ی قوی عصاره‌های گیاهی، انرژی منفی را پراکنده می‌کنند و ضمنا به طور طبیعی هوای خانه را با طراوت کرده و انرژی مثبت را به خانه و زندگی شما دعوت می‌کنند.

یک مزیت دیگر عصاره‌های گیاهی این است که بیشتر آنها دارای خواص طبی نیز هستند. ویژگی‌های آنتی باکتریال و ضد ویروسی آنها فضای خانه را سالم‌تر می‌کند. می‌توانید از انواع عصاره‌های گیاهی مانند لیمو، پرتقال، اسطوخودوس، مریم گلی، نعنا و گل رز استفاده کنید.

یک بطری اسپری را از آب پُر کنید و ۱۵ تا ۳۰ قطره از هر نوع عصاره‌ای که انتخاب کرده‌اید در آن بریزید و آن را در فضای خانه یا محل کارتان اسپری کنید، مخصوصا در گوشه‌ها، سمت پنجره‌ها و درها. این کار را هفته‌ای یک بار یا هر وقت که احساس کسل بودن کردید انجام دهید.

۸٫ گُل و گیاه

برای دور کردن انرژی منفی از خانه، مادر طبیعت راههای زیادی پیش پای‌تان گذاشته است. گیاهان زیبای زیادی وجود دارند که در دفع انرژی منفی و ایجاد تعادل در ارتباط درون شما با دنیای بیرون بسیار موثرند. گیاهان علاوه بر اینکه به خانه‌تان سبزی و زیبایی می‌دهند، اکسیژن هم تولید می‌کنند. شما می‌توانید گیاهانی مانند بامبو، درخت پول، مریم گلی، ریحان مقدس، ارکیده، آلوئه ورا، رزماری و یاسمن را در جاهای مختلف خانه قرار دهید. قبل از اینکه گیاهان را به خانه بیاورید مطمئن شوید که زمان کافی برای رسیدگی به آنها را دارید. همیشه باید شاخ و برگ‌های پژمرده و خشک شده را از گیاه جدا کنید و اگر گیاه‌تان مُرد، حتما فورا آن را از خانه دور کنید.

چگونه انرژی منفی را از خانه دور کنیم؟
۹٫ کریستال‌ها

کریستال‌ها و سنگ‌های گوناگونی وجود دارند که می‌توانید از آنها برای دفع انرژی منفی استفاده کنید. کریستال‌ها، ارتعاشات قوی برای نابود کردن انرژی منفی ارسال می‌کنند و حتی می‌توانند با هیجانات و احساسات و افکار منفی که در مواجهه با افراد دوروبرمان پیدا می‌کنیم مبارزه کنند. تورمالین سیاه یکی از بهترین کریستال‌هایی است که باید یکی از آن را در خانه داشته باشید. تورمالین سیاه را نزدیک ورودی خانه قرار دهید تا جلوی ورود هر نوع انرژی بالقوه‌ی منفی را به خانه بگیرد.

یک راه دیگر هم این است که تورمالیت سیاه را در وسط خانه بگذارید تا انرژی منفی را پس بزند. سایر کریستال‌هایی که به خوبی می‌توانند با انرژی منفی مبارزه کنند رُزکوارتز، کوارتز دودی، هماتیت، کهربای سیاه، عقیق سیاه، یاقوت ارغوانی، اُبسدین سیاه و اشک آپاچ است. برای اینکه به عملکرد این کریستال‌ها کمک کنید باید هفته‌ای یک بار آنها را تمیز کنید. کریستال را در کاسه‌ای از آب تصفیه شده قرار داده و سپس به مدت دست کم ۴ ساعت زیر نور خورشید خشک کنید.

۱۰٫ زعفران

ادویه‌ی زعفران را هم می‌تواند برای پاکسازی فضا بکار ببرید. طبق سنت تیبتان (فرقه‌ای بودایی)، انرژی‌های شیطانی از بوی تند زعفران متنفرند و برای همین به دفع انرژی منفی کمک می‌کنند. بوی خوشایند زعفران را در خانه پراکنده کنید تا از انرژی منفی تخلیه شود. مقداری زعفران را همزمان با غروب خورشید در ورودی خانه بپاشید تا با این کار انرژی مثبت را به خانه دعوت کنید. غروب خورشید زمانی است که روز و شب با هم متحد می‌شوند. رنگ درخشان زعفران می‌توانند تزکیه‌ی روح و نفس را در خانه افزایش بدهد. حتی می‌توانید کمی زعفران را با آب ترکیب کرده و در اتاق‌ها پراکنده کنید.
همزمان با پراکنده کردن زعفران در فضای خانه، جملات مثبت و شُکرآمیز بگویید تا فضای خانه‌تان پُر از انرژی مثبت شود.

رایحه‌های طبیعی گلها نیز می‌توانند انرژی منفی را دور کنند. گلهای تازه را در گلدان گذاشته و در اتاق‌تان بگذارید. شمع‌های معطر نیز می‌توانند ابزار خوبی برای پاکسازی باشند. حتی می‌توانید پوست پرتقال یا لیمو را بسوزانید. بوی مطبوع و سرحال کننده‌ی آنها نیز می‌توانید هر نوع انرژی منفی موجود در فضا را دفع کند. مدیتیشن نیز ارتعاشاتی تولید می‌کند که انرژی منفی را از درون شما و از خانه دور می‌کند. خوب است هر روز مدیتیشن کنید.


«شیشه» برمی‌گردد




مختصات اعتیاد به مواد مخدر و محرک، در سال ۱۳۹۷ نگران کننده تر می شود. این هشداری است که فرید براتی سده معاون پیشگیری و درمان اعتیاد و دبیر کمیته پیشگیری و کنترل ایدز سازمان بهزیستی در گفتگو با ما مطرح می کند:


برندهای لباسِ کودکان هالیوودی


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: همانطور که ستاره های هالیوود به ظاهر خود اهمیت می دهند، دوست دارند که فرزندان شان نیز همیشه خوش تیپ و زیبا باشند. آنها بهترین لباس ها را تن فرزندانشان می کنند تا مثل همیشه در جمع بدرخشند و الهام بخش بسیاری از کودکان دیگر باشند. اما ستاره ها از کدام برندها برای فرزندان شان خرید می کنند؟ اگر دوست دارید که با برندهای لباس بچه گانه محبوب ستاره ها آشنا شوید، در ادامه مطلب همراه ما باشید

۱٫ Western Chief 

برندهای لباس محبوب کودکان هالیوودی

دلیل محبوبیت: برند وسترن چیف به دلیل تولید لباس و اکسسوری های پاییزه از جمله بارانی، چتر، بوت و … شهرت و محبوبیت خود را به دست آورده است. این برند در طراحی های خود هم از طرح های جدید و هم از شخصیت های مشهور کمک می گیرد. به عنوان مثال شما می توانید تصاویر شخصیت های مشهوری چون هلو کیتی یا بتمن را روی محصولات این برند ببینید.

ستاره های طرفدار این برند: سوری کروز، زوما راسدیل، مکس برتمن، ماریون و تابیتا برادریک و آرتور بلیک از طرفداران پر و پا قرص این برند هستند.


۲٫ Stella McCartney 

برندهای لباس محبوب کودکان هالیوودی
دلیل محبوبیت: برند استلا مک کارتنی به طور استادانه ای می تواند نه تنها برای بزرگسالان، بلکه برای کودکان نیز کلکسیونی از زیباترین و باکیفیت ترین لباس ها را طراحی کند. این برند لوکس در ابتدا کلکسیون لباس های بچه گانه خود را با همکاری برند گپ روانه بازار کرد اما پس از مدتی تصمیم گرفت که کار خود را به طور فردی گسترش دهد، به همین دلیل لاینی از لباس های کودکانه را به صورت زنجیره ای در نقاط مختلف جهان تولید کرد.

ستاره های طرفدار این برند: بهتر است که بپرسیم، کدامیک از ستاره ها طرفدار این برند را نیستند؟! برند استلا مک کارتنی تقریبا برند محبوب اکثر ستاره هاست. از ثابت ترین مشتریان آن می توان به هارپر بکهام، فرزندان آنجلینا جولی و برد پیت، مرسی دختر مدونا و زوما راسدیل اشاره کرد.


۳٫ Burberry

برندهای لباس محبوب کودکان هالیوودی
دلیل محبوبیت: خانه مد بریتانیایی، با ۱۵۷ سال سابقه در صنعت مد و فشن، حتی در تولید محصولات بچه گانه نیز رقیب ندارد. این برند لوکس که لاین لباس های بچه گانه خود را در سال ۱۹۲۰ تاسیس کرد، در زمینه طراحی، تولید و توزیع پوشاک کودکان شامل کت، سویشرت، شال گردن و دامن فعالیت می کند. با توجه به کیفیت بالای محصولات بربری، ستاره ها از گرم بودن بدن کودک شان در روزهای سرد زمستان، اطمینان کامل دارند.

  ستاره های طرفدار این برند: بربری هم از جمله برندهایی ست که بر تن بسیاری از کودکان ستاره ها دیده می شود. ستاره هایی چون میسن دیسیک، هارپر بکهام، سوری کروز و بروکلین بکهام از طرفداران این برند هستند.


۴٫ Luna Leggings

برندهای لباس محبوب کودکان هالیوودی
دلیل محبوبیت: مطمئنا شما هم دوست ندارید که لگینگ های مشکی ساده تن فرزندان تان کنید. برند لونا لگینگ با تولید لگینگ های طرح دار و رنگی این نگرانی مادران را حل کرده است. طرح های خلاقانه راه راه، گلدار و رنگی… دل هر کودکی را به دست می آورد.

ستاره های طرفدار این برند: ساتیانا دنیسوف، دوقلوهای برودریک و آنجا مازور از ستاره هایی هستند که اکثر اوقات با لگینگ های لونا در زمین های بازی دیده می شوند.


۵٫ Petit Bateau

برندهای لباس محبوب کودکان هالیوودی
دلیل محبوبیت: این برند به دلیل پارچه های نرم و لطیف و علاوه بر آن، طراحی لباس هایی که هیچگاه از مد نمی افتد، شهرت دارد. این برند در فرانسه تاسیس شده است اما با وجود پیشرفتی که در سالهای فعالیت خود داشته، اکنون در خارج از این کشور هم طرفداران زیادی دارد.

ستاره های طرفدار این برند: دختران بن افلک، فرزندان جولی-پیت، ماتیلدا لجر و بسیاری از فرزندان ستاره های دیگر با این برند به خوبی آشنا هستند و از محصولات آن خرید می کنند.


۶٫ Appaman

برندهای لباس محبوب کودکان هالیوودی
دلیل محبوبیت: یکی از دلایل محبوبیت این برند، طراحی های منحصر بفرد آن می باشد که تحت تاثیر طرح های ژاپنی قرار گرفته است. طرح های گرافیکی درختان، شخصیت های کارتونی، رنگ های شاد و سرزنده و هنر گرافیتی که روی لباس های این برند نقش بسته، از مهمترین عواملی ست که طرفداران زیادی را به خود جذب کرده است.

ستاره های طرفدار این برند: جولی-پیت، موزس مارتین، فرزندان برودریک و پسران رزدیل از جمله ستاره هایی هستند که به این برند وفادارند.


۷٫ Paul Frank

برندهای لباس محبوب کودکان هالیوودی
دلیل محبوبیت: این برند سال ۱۹۶۷ در پنسیلوانیا تاسیس شد. یکی از جذابیت های این برند، تصویر میمونی ست با نام، ژولیت، که تقریبا روی تمام لباس هایش نقش بسته است. مطمئنا این شخصیت آنقدر برای کودکان جذابیت داشته که موجب شهرت و محبوبیت آن شده است.

ستاره های طرفدار این برند: فرزندان هیدی کلوم، انجا مازور و زاندر جونز  از طرفداران پر و پا قرص این برند هستند.


غوغای زنانه در استادیوم ۲۰۹ نفره


روستایی که با تماشاگران خانم و مسابقه فوتبالشان مشهور شد

روزنامه صبح نو: در روزهایی که بحث بسیاری از شبکه‌های مجازی و مسوولان کشوری، حضور بانوان در استادیوم‌های ورزشی است و همین مسأله، بازخوردها، مخالفان و موافقان زیادی دارد، انتشار عکس‌هایی از مسابقه فوتبال در روستایی دورافتاده با حضور تماشاچیان زن و البته شعار زیر پیراهن ورزشی یکی از بازیکنان؛ بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی داشت. سراغ اهالی این روستای کوچک رفتیم و از حال و روزشان پرسیدیم. چند فریم عکس ساده کافی بود تا نام «شاهیجان» بر سر زبان‌ها بیفتد. روستایی که در آن مسابقه فوتبال برگزار شد. خانم‌های روستا به تماشای مسابقه نشستند.

غوغای زنانه استادیوم 209 نفره

یکی از بازیکنان پیراهنش را بالا زد و شعار «حضور در ورزشگاه‌ها حق زنان است» را به دوربین‌ها نشان داد و در پایان هم از چند بانوی روستایی تجلیل شد، اما کمتر کسی می‌داند این روستا کجاست و مردمش چه می‌کنند؟ روستای شاهیجان یکی از کوچک‌ترین روستاهای استان بوشهر است. حدود ۲۰۹ نفر جمعیت دارد و عمده شغل اهالی ده، کشاورزی است. همه اهالی ده از یک طایفه و همه عمرانی هستند. این‌ها را آقای «ابوذر عمرانی‌نسب» می‌گوید. او دبیر برگزاری مسابقات پیشکسوتان فوتبال روستای شاهیجان بود و به «صبح نو» می‌گوید: «نمایش شعار بازیکن تیم ما خیلی خودجوش انجام شد و بدون هیچ‌گونه هماهنگی با ما شکل گرفت. کار و ایده خودش بود و ما هم اصلاً از این ماجرا خبر نداشتیم.»

از بانوان تقدیر کردیم

عمرانی‌نسب درباره حضور بانوان به‌عنوان تماشاچی نیز توضیح می‌دهد: «از همان ابتدای برگزاری مسابقات بانوان فوتبال‌دوست روستا از برگزاری مسابقات حمایت کردند. فلسفه شروع مسابقات از درگذشت یکی از اسطوره‌های فوتبالی شاهیجان، آقای حاج مرتضی عمرانی شکل گرفت. یادواره ایشان در سال ۸۶ برگزار شد. در آن سال، ایشان تازه به رحمت خدا رفته بودند و به نوعی با برگزاری مراسم فوتبال، مراسم یادبود ایشان برگزار شد. خانواده ایشان و اهالی ده در این یادواره شرکت کردند. از همان زمان بود که این رسم به‌وجود آمد تا بانوان و خانواده‌های شاهیجان با هم با مسابقات همراه شوند. همین حضور، شادی و نشاط زیادی را در بین روستاییان ایجاد می‌کند.

غوغای زنانه استادیوم 209 نفره

تعطیلات نوروز تفریح و نشاط خوبی برای روستا ایجاد شد.» او توضیح می‌دهد: «حضور بانوان جو صمیمی خوبی به مسابقات داد و به نظم و انضباط مسابقات هم کمک کرد. با حضور خانم‌ها رعایت بسیاری از مسائل اخلاقی انجام شد و این موضوع برای ما به‌عنوان برگزارکننده خیلی خوشایند بود. در روز مسابقه فینال هم یک استقبال صد درصدی از طرف بانوان داشتیم. یعنی همه زنان روستا آمدند تا مسابقه را ببینند. حتی مادران و بانوانی که در طول سال هیچ مسابقه فوتبالی را از تلویزیون تماشا نکرده بودند هم به تماشای بازی نشستند و جو خوب و بی‌نظیری را خلق کردند.» اما موضوع تقدیر از بانوان تماشاچی چه بوده است؟ عمرانی‌نسب توضیح می‌دهد:

«ما که این شور و شوق بانوان و استقبال آنها را از مراسم دیدیم، تصمیم گرفتیم از تماشاچیان‌مان هم تقدیر کنیم. سعی کردیم به‌جای یک مراسم صرفاً مردانه، یک مراسم انسانی داشته باشیم. احساس کردیم این درخواست همه مردم ایران است که این ممنوعیت برداشته شود و مکرراً این حمایت‌ها از سوی بانوان روستا انجام شد. اوج حمایت بانوان اما در تقدیر یکی از مادربزرگ‌های روستا به نمایندگی از تمام بانوان روستا بود.»

دبیر برگزاری مسابقات پیشکسوتان فوتبال روستای شاهیجان ادامه می‌دهد: «این مادربزرگ عزیز در تمام مسابقات شرکت کرده بود و به‌عنوان تماشاچی حضور داشت. ایشان عصازنان لوح تقدیر مسابقات را دریافت کردند. همه تماشاچیان ایستاده ایشان را به مدت چندین دقیقه تشویق کردند و به نظرم این اوج برگزاری مراسم بود. آنهایی که امروز مخالف حضور بانوان در ورزشگاه‌ها هستند شاید اگر در مراسم حضور داشتند نظرشان تغییر می‌کرد و تجدیدنظر می‌کردند.»

غوغای زنانه استادیوم 209 نفره

بازخوردها مثبت بود

آقای «علی عمرانی» دهیار پیشین روستا و بازیکن تیم پیشکسوتان روستاست. او درباره مسابقه فوتبالی که در نوروز امسال برگزار شد، به «صبح نو» می‌گوید: «‌این پنجمین دوره‌ای است که مسابقات برگزار می‌شود. در همه دوران هم حضور خانم‌ها آزاد بوده است، اما این‌بار بیشتر موردتوجه قرار گرفته است. در دوره‌های قبل این اتفاق می‌افتاد ولی این‌بار بیشتر به چشم آمد.» او تأکید می‌کند: «از دو خانم‌ روستا -که حضور مستمر در مسابقات داشتند- یکی خانم کهنسالی بود که در همه مسابقات به‌عنوان تماشاچی حضور داشتند و خانم جوان‌تری هم بودند که از او تقدیر شد. هدف از این کار بها دادن به خانم‌ها به‌عنوان یک اصل در روستا بوده است.

همیشه این اصل در بین روستاییان وجود داشته است که زنان هم‌پای مردان کار داشتند و در اقتصاد، شغل و کشاورزی و دامداری فعالیت می‌کردند. از روز نخست برگزاری مسابقه، حضور خانم‌ها در کنار زمین ورزشی روستا برنامه‌ریزی‌شده بود تا آنها هم بتوانند شرکت کنند. حتی وقتی برای تماشاچی صندلی وجود نداشت، برای بانوان صندلی در نظر گرفته می‌شد تا بتوانند بنشینند تا به امروز که گسترده‌تر هم شده است.»

غوغای زنانه استادیوم 209 نفره

بازیکن تیم پیشکسوتان درباره واکنش‌ها به این حرکت روستا هم عنوان می‌کند: «بازتاب این موضوع در رسانه‌ها زیاد بوده است. مقامات هم در مسابقه دعوت بوده‌اند. نماینده مجلس شهرستان، مدیرکل ورزش و جوانان استان، رییس هیات فوتبال استان در مراسم بودند و آنها از این موضوع استقبال کردند. ما واکنش منفی نشنیدیم و ندیدیم. هرچند که در مسابقات قبلی ما واکنش‌های منفی دریافت کرده‌ایم. در فضای مجازی واکنش‌ها و همه بازخورد‌ها مثبت بودند.»


با این اکسسوری‌های رنگی مردانه، جذاب‌تر شوید


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: استفاده از اکسسوری های متنوع برای یک لباس می تواند امری مشکل باشد. در واقع پیدا کردن اکسسوری مناسبی که به ظاهر شما زیبایی بیافزاید اما زیبایی های لباس شما را نپوشاند، سخت است. شاید فکر کنید که به دلیل محدود بودن اکسسوری های مردانه، دست تان بسیار بسته است، اما اشتباه می کنید. در ادامه ما به شما نشان خواهیم داد که با استفاده از اکسسوری های رنگی چگونه می توانید به ظاهرتان تنوع دهید و با شادترین و هیجان انگیزترین فصل سال، هماهنگ باشید.

جوراب های رنگی به پا کنید

بد نیست برای فصل بهار، قانون ست کردن رنگ جوراب با رنگ کفش و لباس تان را فراموش کنید. البته اگر به دنبال تیپی رسمی برای مصاحبه کاری هستید، بهتر است که به همان قانون های قدیمی پایبند باشید، به عنوان مثال اگر کتی سرمه ای به تن دارید، جوراب تان هم سرمه ای باشد یا اگر کت تان مشکی است، جوراب مشکی بهترین انتخاب برایتان خواهد بود.

اما اگر تیپی نیمه رسمی و به روز می خواهید، جوراب های رنگی می توانند به ظاهر شما جذابیت خاصی دهند. از آنجا که فصل بهار، فصل رنگ های هیجان انگیز است، شما نیز می توانید به کمک جوراب های رنگی، این هیجان را به ظاهرتان بدهید. بهتر است که رنگ جوراب تان را با رنگ کروات، دستمال جیبی یا پیراهن تان ست کنید. البته جوراب های رنگی به تنهایی نیز زیبایی خاصی دارند.

با این اکسسوری‌های رنگی مردانه، جذاب‌تر شوید


از بند کفش رنگی استفاده کنید

حتما دیده اید که دخترها از بند کفش های رنگی استفاده می کنند! خب وقتی این اکسسوری می تواند انقدر هیجان انگیز باشد، چرا آقایان از آن استفاده نکنند؟! وقت آن است که بندهای کهنه کفش های خود را دور بیاندازید و به جای آن از بندهای رنگی استفاده کنید تا به ظاهرتان شخصیتی منحصر بفرد و متفاوت از دیگران دهد.

یکی از خوبی های استفاده از این اکسسوری، سادگی در ست کردن آن با لباس هایتان است. به عنوان مثال رنگ دستمال جیبی تان را انتخاب کنید و بند کفشی به همان رنگ را روی کفش هایتان ببندید. اگر هم دوست دارید که تنها کفش هایتان توی چشم باشد، احتیاجی به ست کردن رنگ آن با دیگر لباس هایتان نیست.

با این اکسسوری‌های رنگی مردانه، جذاب‌تر شوید


گیره کراوات تان را رنگی انتخاب کنید

اکثر آقایان، گیره کراوات هایی به رنگ های طلایی یا نقره ای را می پسندند، اما مدل های رنگی آن نیز می تواند جذابیت زیادی داشته باشد که نمی توان به سادگی از آن گذشت. گیره کراوات های قرمز، آبی یا هر رنگ دیگری، کل ظاهر شما را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین اگر می خواهید ظاهری متفاوت و چشمگیر داشته باشید، به جای استفاده از گیره هایی به رنگ های خنثی، مدل های رنگی آن را امتحان کنید.

با این اکسسوری‌های رنگی مردانه، جذاب‌تر شوید


گل های زینتی به کت تان بچسبانید

بله درست شنیدید، گل! شاید فکر کنید که بستن گل های زینتی به لباس، کاری زنانه است اما اشتباه می کنید. اگر در میان مردان تاریخ به شاعران، دولتمردان و حتی سربازان نگاهی بیاندازید، خواهید دید که این اکسسوری در میان آنها نیز مرسوم بوده است. بنابراین بدون نگرانی این اکسسوری را روی کت تان بچسبانید. گل های زینتی که برای کت ها استفاده می شوند، در اندازه های کوچک و رنگ های متنوعی بوده، بنابراین می توانید با توجه به سلیقه شخصی تان آنها را انتخاب کنید و متفاوت تر از همیشه بدرخشید.

با این اکسسوری‌های رنگی مردانه، جذاب‌تر شوید


از جا دکمه های رنگی غافل نشوید

شاید به فکرتان نرسیده باشد اما گاهی حتی یک دکمه سر آستین یا جا دکمه رنگی هم می تواند به کل ظاهر شما تنوع دهد. از آنجا که اکثر کت ها فاقد دکمه یا جا دکمه های رنگی هستند، شما می توانید با چنین خلاقیتی بسیار بدرخشید. بنابراین زمانی که از کت های تک رنگ و کسل کننده خود خسته شده اید، به سراغ کت هایی به این شکل رفته و از جذابیت خود نهایت لذت را ببرید. مطمئنا دیگران از شما در مورد فروشگاهی که از آن کت تان را تهیه کرده اید، سوال خواهند کرد.

با این اکسسوری‌های رنگی مردانه، جذاب‌تر شوید


موسساتی داریم که پول برای تحقیقات ندارند


گفتگو با سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور

سالنامه اعتماد: «سورنا ستاری» با ویژگی های مختلفی شناخته می شود اما یکی از مهم ترین ویژگی های او بیان حرف های خلاف آمد عادت دولتمردان است چه آنجا که گفت: «ارزش جوانانی که می توانند باعث تحول اقتصادی شوند بیش از آن است که وقت خود را پشت در مدیران برای استخدام دولتی هدر دهند» و چه اینجا که می گوید: «رشد تعداد دانشجو در داخل کشور حدود ۲۶ برابر شده است. اما سوال اصلی این است که «چرا تاثیری در جی.دی.پی (تولید ناخالص داخلی) نداشته است؟» و در پاسخ این پرسش نیز می گوید: تعاریف مان از صنعت کشور هم اشتباه است. تعریف مان از رشد علمی نوشتن مقاله است در حالی که بودجه همین نگارش مقاله های علمی را هم دولت باید بپردازد.

گفتگو با معاون ۴۵ ساله رئیس جمهور که از لیسانس تا دکترا در دانشگاه شریف مهندسی مکانیک خوانده حول دو پرسش اساسی پیشرفت نخست این که آیا سرعت رشد علمی در ایران متوقف شده یا کاهش پیدا کرده است؟ و دیگر این که آیا ایران کشوری است که دانشجویانش مهاجرت می کنند و در فرار مغزها رتبه های اول جدول را دارد؟ سورنا ستاری که بابت طراحی هواپیمای جنگنده آذرخش توانست نشان درجه یک هنر را از رهبر معظم انقلاب دریافت کند تاکید می کند: باید «شاخص نوآوری جهانی» ملاک ارزیابی رشد علمی کشور قرار گیرد که این کار نیازمند ایجاد اکوسیستم یا زیست بوم کسب و کار است.

موسساتی داریم که پول برای تحقیقات ندارند

همان چیزی که در آن «دی جی کالا» یا «اسنپ» و «تبسی» شکل گرفته است و می گوید: «من نمی توانم دست آقای محمدی مدیرعامل دی جی کالا را بگیرم و بگویم جوان ها پای صحبت های ایشان بنشینید که «استیو جابزتان» این است.» شاید در آغاز دهه ۹۰ هیچ کس به آینده اقتصاد ایران به ویژه نقش آفرینی استارت آپ ها در آن امیدی نداشت و استارت آپ ها را فانتزی بر می شمرد ولی اینک معاون علمی و فناوری «حسن روحانی» از آن به عنوان بستری برای مهاجرت معکوس نخبگان ایرانی یاد می کند که مشروح دلایل او برای این مهم را در ادامه می خوانید.

در دولت های نهم و دهم آمارهایی مبنی بر رشد علمی کشور اعلام شد اما در دولت یازدهم نگرانی مطرح شد که رشد علمی کشور متوقف شده است. شما از ابتدای دولت یازدهم به عنوان معاون علمی و فناوری رئیس جمهور فعالیت کرده اید. آیا واقعا رشد علمی کشور نسبت به دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد کاهش یافته است؟ اساسا رشد علمی را چگونه محاسبه کرده اند که اینک آن را با قبل مقایسه می کنند؟

– ابتدای پیروزی انقلاب ۲۷۰ هزار دانشجو داشتیم که ۱۰۰ هزار نفر آن در خارج از ایران و ۱۷۰ هزار دانشجو در داخل کشور مشغول تحصیل بودند. در حال حاضر ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار دانشجو در داخل کشور و ۴۸ هزار دانشجو در خارج از کشور داریم. یعنی رشد تعداد دانشجو در داخل کشور حدود ۲۶ برابر شده است اما سوال اصلی این است که چرا تاثیری در جی.دی.پی (تولید ناخالص داخلی) نداشته است؟ هر جای دنیا که بروید اگر تعداد دانشجو ۲۰ یا ۳۰ درصد افزایش پیدا کند جی.دی.پی هم افزایش پیدا می کند اما چرا این اتفاق در ایران نیفتاد؟ باید پرسید چرا افزایش تعداد دانشجو در ایران در اقتصاد و زندگی روزمره مردم تاثیری نداشته است؟

در پاسخ این پرسش باید گفت علت آن که افزایش تعداد دانشجو در جی.دی.پی تاثیر نداشته به این معناست که ما مدل های اشتباهی را در گسترش آموزش عالی مان پیگیری کردیم. شاید یکی از دلایلش این باشد که از ابتدا کانسپت (مفهوم) دانشگاه یک کانسپت خارجی بود که وارد زندگی مردم شد. فرض کنید که این مدل از فرانسه یا جای دیگری به کشور آمد؛ نه با جامعه تعامل داشت و نه با صنعت. یک سیستمی را با سیلابس ها و اساتیدی که در خارج از کشور تحصیل کرده بودند، وارد کشور کردیم. جایگاه دانشگاه به عنوان یک متغیر که باید جامعه را تحت تاثیر قرار بدهد، عوض کند و باعث تحولات شود اصلا دیده نشده است.

آنچه گفتید چه ربطی به رتبه علمی ایران قبل از دولت یازدهم و بعد از آن دارد؟

– برای این که تعاریف مان از رشد علمی کشور اشتباه است. تعاریف مان از رشد صنعت کشور هم اشتباه است. ما یک سیستم دیگر و یک کشوری با ۵ هزار سال تاریخ هستیم و باید سیستم دانشگاهی مان را خودمان بومی سازی می کردیم. ما باید اقتصاد بومی و صنعت بومی خودمان را داشته باشیم و نمی توان خط تولید را از خارج وارد کشور کنیم و فکر کنیم که این صنعت قرار است با دانشگاه هم کار کند. دانشجوی دکترا را با پول دولت تربیت می کنیم و معنای آن این است که اصلا نه صنعت را می بینیم و نه مردم را. سال گذشته ما بیشترین رشد علمی را داشتیم، در حالی که تعریف مان از رشد علمی نوشتن مقاله است!

روزی که من در این جایگاه قرار گرفتم رتبه جی.ای.ای مان (Global Innovation Index) یا «شاخص نوآوری جهانی» ۱۲۱ بوده که الان شده ۷۵ و امیدواریم سال ۹۷، چندین رتبه بهبود داشته باشیم. برای چنین شاخصی ما یک اکوسیستم داریم؛ در این اکوسیستم، محیط کسب و کار، اقتصاد، نظام های مختلفی که در اقتصاد داریم هم ارزیابی می شود و در کنار آن نیروی انسانی، نیروی انسانی خلاق وضعیت خلاق و سایر موارد لحاظ شده است. هدف ما در معاونت علمی این نبود که رشد علمی کشور را بالا ببریم بلکه این بود که یک مدل درستی داشته باشیم. این که چگونه آموزش را می توان به اقتصاد تبدیل کرد.

حال این شیوه را مقایسه کنید با شیوه ارائه مقالات به عنوان رتبه علمی. ما در زمینه ارائه مقالات در دنیا جزو ۱۵ کشور اول هستیم. در حوزه های مهندسی در میان ۱۰ کشور اول هستیم؛ در حوزه علوم انسانی در رتبه ۴۶، در حوزه هنر بالای ۴۰ هستیم و در حوزه های پزشکی هم اوضاع مان بد نیست و در فنی – مهندسی زیر ۱۰ هستیم، در نانو نیز از نظر تعداد مقالات در رتبه ۴ قرار داریم. با پول دولت می توانیم بیش از این کار کنیم؟ ما مقاله می نویسیم اما این مقاله ها و تحقیقات در کشور هیچ کاربردی ندارد و تنها وقت جوانان را می گیریم و بازاری برای آن در داخل نیست.

موسساتی داریم که پول برای تحقیقات ندارند

فکر می کنید شیوه ای که شما در آن برای تشخیص رتبه علمی به اکوسیستم می اندیشید و آن را در نظر می گیرید چه مزیت هایی دارد که شیوه ارائه مقاله ندارد؟

– زمانی که این اکوسیستم شکل می گرد در خودش پول تزریق می کند. زمانی که شرکت هایی دارید که پایه آن دانش است، همین شرکت ها در دانشگاه ها سرمایه گذاری می کنند. همین اتفاقی که در حال حاضر در دانشگاه های ما می افتد. کنار دانشگاه صنعتی شریف چه اکوسیستمی توسط بخش خصوصی اتفاق می افتد. شرکت هایی اطراف دانشگاه صنعتی شریف شکل گرفتند و قیمت زمین در اطراف این دانشگاه ۳۰ درصد بیشتر از منطقه است. آخرین آماری که ما داریم این است که ۲۵۳ شرکت و ۴ هزار و ۸۰۰ نفر در این اکوسیستم کار می کنند. به همین اندازه ساختمان هم در اطراف دانشگاه توسط بخش خصوصی در حال ساخت است و بخش خصوصی است که آمده و روی این دانشجویان سرمایه گذاری می کند.

پایه بحث استارت آپ ها همین بحث است که چطور ما می توانیم شرکت هایی داشته باشیم که استای فیزیکی نداشته باشد بلکه استای دانشی داشته باشد. این موضوع همان اتفاقی است که باید بیفتد و ما به دنبال این هستیم که این اکوسیستم یا زیست بوم را در کشور ایجاد کنیم. ما در پژوهش نیازمند زیست بوم هستیم و پول نمی خواهیم بلکه تنها زیست بوم می خواهیم و باید بدانیم که پول دولت آن اثربخشی را در پژوهش ندارد. تا زمانی که ما عادت نکنیم از طریق بخش خصوصی پول پژوهش را به دست آوریم، نمی توانیم آن اکوسیستم را شکل دهیم.

شما در قامت معاون علمی و فناوری رئیس جمهور در این مدت چه اقدامی برای تحقق چنین اکوسیستمی کردید؟

– در روزهای اول که این مسئولیت را قبول کردم، تهیه یک گزارش را به بهترین بچه های ایرانی که که در «سیلیکون ولی» داریم، سفارش دادم. سوال اصلی این بود که چرا آموزش عالی نتوانست در اقتصاد تاثیر بگذارد؟ چرا دانشگاه های ما نتوانستند تحول ایجاد کنند؟ یا چرا «سیلیکون ولی» تنها در کالیفرنیا است و چرا برای مثال در دبی نیست؟ چگونه نظام آموزشی ما می تواند از نظام قالبی و انعطاف ناپذیر به نظام پویا و خلاقیت پرور تبدیل شود؟

این پرسش ها را مطرح کردیم تا این نکته برجسته شود که چگونه نوآوری و حل مسئله در مقیاس جهانی آرمان همه جوان ها باشد؟ چه زیرساخت های اقتصادی، حقوقی و مالی برای ایجاد فضای کسب و کار جهت فعالیت های نوآورانه و دانش بنیان مورد نیاز است؟ چگونه فضاهایی به عنوان مرکز رشد در نقاط مختلف کشور درست کنیم تا در چنگال دیوان سالاری یا رانت بازی اسیر نباشند؟ تمام این سوال ها جوابش یک کلمه بود که در این گزارش آمد: «اکوسیستم». ما آن «زیست بوم» را نداریم.

آنچه توصیف کردید و گفتید آیا دولت نیز همین فکر شما را دارد؟

– خیر؛ در روزهای اول دید دولت و بدنه دانشگاه نسبت به این دیدگاه منفی بود. همه می گویند بودجه پژوهشی ما چه شد؟ متاسفانه باید بدانیم ما سازمان هایی را ایجاد کرده ایم که از دولت حقوق و دستمزد دریافت می کنند. در این مقطع اگر بودجه پژوهشی را زیاد کنید به حقوق و دستمزد تبدیل می شود. در حال حاضر پژوهشکده هایی در سیستم دولتی داریم که می گویند ما پولی برای انجام تحقیقات نداریم اما ۲ هزار نفر کارمند و ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر عضو هیات علمی دارند. در تمام این سازمان ها از وزارت جهاد کشاورزی گرفته تا وزارت نفت و نیرو و همین طور سایر وزارتخانه ها همه پژوهشکده دارند.

همه حقوق و دستمزد دریافت می کنند. این اقدامات کار اشتباهی است که پیش از این انجام داده ایم. به همین دلیل است که هیچ خروجی ندارند. پژوهشکده هایی که ایجاد شده است، بدین منظور بود که مشکل آن سازمان را حل کند، نه این که «تحقیقات مرز دانشی» انجام دهد. زمانی که دانشگاه ها و شرکت ها بودند قرار نبود خودشان کار پژوهشی کنند. مدل فکر من در پژوهش ساده است و این پژوهش با مرز دانش است و تا ۵ یا ۱۰ سال آینده مشتری برای آن پیدا نمی شود که هزینه آن را باید دولت پرداخت کند یا مرز دانشی در آن پژوهش وجود ندارد

و قرار است که از آن یک موضوع تجاری بیرون بیاید، در این حالت دولت اصلا نباید دخالت کند و اینجا اکوسیستم است که باید آن را ایجاد کند. این اکوسیستم در کشورهای پیشرفته به قدری توسعه پیدا کرده که در حال حاضر بخش خصوصی در حوزه فضایی و دفاعی هم وارد شده است. بنابراین تا زمانی که ما آن «زیست بوم» را درست نکنیم همان طور که تاکنون پول پژوهش داده ایم تنها شاهد ایجاد ساختمان های شیک، برج های بزرگ و آزمایشگاه هایی که در سال یک بار هم در آن باز نمی شود، خواهیم بود.

موسساتی داریم که پول برای تحقیقات ندارند

به نظر می رسد هنوز وضع رشته های فنی مهندسی و پزشکی بهتر است و به نظر می رسد دولت با بحران علوم انسانی مواجه است…

– زمانی که زیست بوم وجود وجود ندارد همه جای سیستم بدین شکل عمل می کند. در پزشکی یکی از بزرگ ترین مشکلات این است که بسیار تحت تاثیر بحث بالینی قرار گرفته و تحقیقات در آن زیاد است و ما در این سال ها تلاش کردیم این رفتار تغییر کند. البته این موضوع بر می گردد به تغییر بخشی از سیاست ها که باید اتفاق بیفتد اما در علوم انسانی به صورت خاص اتفاقا یکی از بهترین بچه هایی که ما در بحث استارت آپ ها داریم، کسانی هستند که مهندسی خوانده اند و برای مثال فوق لیسانس شان رشته های علوم انسانی است و هر دو طرف را خوب می شناسند. علوم انسانی در حال حاضر جایگاه بزرگی در دنیا در بحث استارت آپ ها دارد.

اتفاقا بخشی که پول در می آورد، بخش علوم انسانی است و ببینید که استارت آپ های محتوایی در ایران به چه شکل کار می کنند. ما باید رفتار را هم عوض کنیم. در دنیا نابغه ها حقوق و اقتصاد می خوانند اما در ایران نابغه ها برق و کامپیوتر می خوانند و این رفتار جهان سومی است. چرا برق شریف بهترین دانشجویان برق دنیا را دارد؟ چون اصلا در دنیا نابغه ها برق نمی خوانند. ساختار نظام آموزشی ما ایراد دارد. نظام آموزشی اصلاحات زیادی لازم دارد و کار ساده ای نیست و البته کار یک نهاد هم نیست. از روز اول یک دو در دو در نظام اقتصاد کشور جدا کردیم و اسم آن را گذاشتیم دانش بنیان. الان بیش از ۳ هزار شرکت داریم. هدف ما این بود که یک محیط کسب و کار مناسب را به کشور نشان دهیم و هدف مان از شرکت های دانش بنیان این است.

ما در شرکت های دانش بنیان بیش از ۱۱۰ خدمات ارایه می دهیم. یک بخشی از آن معافیت های مالیاتی است که ما در قالب این سیستم می دهیم. بزرگ ترین مشکل ما در حوزه کارآفرینی، پول نیست بلکه محیط کسب و کار و اکوسیستم است. برخی سازمان های دولتی هزار جور مجوز از این شرکت ها می خواهند و کره کره این کسب و کارها را با افتخار پایین می کشند. انگار این کار به ما قدرت می دهد. کارآفرینی در جامعه ما ارزش نیست در حالی که در یک جامعه پیشرفته همه چیز در اختیار یک کارآفرین است. ما سعی کردیم این موارد را در اقتصاد دانش بنیان توسعه دهیم. این اقتصاد به ۴۰ هزار میلیارد فروش رسیده است و استارت آپ های زیادی می خواهند به این حوزه و در این اکوسیستم جدید وارد شوند.

به هر حال علوم انسانی پایه بسیار مهمی است و شرکت هایی که در حال حاضر و در دنیا پول ساز هستند، پایه های شان علوم انسانی است. یکی از اقداماتی که ما شروع کردیم با دانشگاه الزهرا است و احساس می کنم که آن دانشگاه می تواند در این حوزه ها به خوبی جلو برود چرا که عمدتا یک دانشگاه علوم انسانی است و دخترها در آنجا تحصیل می کنند و این موضوع باعث می شود ایده های جدیدی را به بازار دهد چون دیدگاه دخترها با پسرها متفاوت است و اگر اینها را با بچه های مهندسی در یک شرکت و در کنار هم قرار دهیم گل می کنند و نمونه های موفق آن را در حال حاضر داریم.

اواخر دولت قبل موضوعی برجسته شد؛ این که کار کشور ایران این است که دانشجو تولید کند و به عنوان مهندس یا کارگر و نظایر آن صادر کند، موضوع صادر کردن هم نبود بلکه به عنوان مهاجرت نخبگان از آن یاد می شد. پس از دولت احمدی نژاد هم به همان اعداد و ارقام استناد شد و گفتند که از ایران سالی ۱۵۰ دانشجو مهاجرت می کنند. حتی وزیر دولت یازدهم نیز به مهاجرت دانشجویان اشاره کرد. آیا واقعا ما دانشجو تربیت می کنیم که مهاجرت کنند؟

– باید بار دیگر بر مفهوم اکوسیستم تاکید کنم. اگر آن اکوسیستم را نداشته باشیم، همین طور دانشجو تولید می کنیم و رشته آن هم مهم نیست. اصلا هیچ نظارتی بر این حوزه ها وجود ندارد. این دولت نیست که دولت باید نظارت کند؛ بازار باید نشان دهد که این رشته ها مورد نیاز نیست. این که ما با پول دولت رشته ها را توسعه دهیم و دکترا بخوانیم کاری درست نمی شود.راجع به آمار و ارقام مهاجرت خیلی خوب است که نسبت به آن حساس باشیم چون پایه اقتصاد دانش بنیان آدم است و در اقتصاد جدید همین بچه های ما مبنای محاسبه اند. عددهایی که گفته شد متاسفانه بدون منبع است، بعضی موارد هم منابع دروغ ذکر شد.

برای مثال شایعه ای که بسیار گفته می شود این است که در سال ۲۰۰۹ صندوق بین المللی پول اعلام کرده که ایران در بین ۹۲ کشور، اولین کشور از نظر خروج مغزها است. این گزارش کذب محض است چون اصلا چنین گزارشی از سوی صندوق بین المللی پول تا به حال داده نشده است. تنها یک بار آن هم در سال ۱۹۹۹ صندوق بین المللی پول چنین گزارشی را داده است که تنها برای محاسبه فرار مغزها بوده است. حتی پایان نامه های دکترایی در علوم انسانی دیده ام که با این فرض دکترا گرفته است. گزارش های مربوط به مهاجرت سالانه توسط سازمان های بین المللی همچون سازمان های وابسته به سازمان ملل منتشر می شود. البته صندوق بین المللی پول گزارش فرار مغزها منتشر نمی کند

و در این سال ها تنها یک بار برای کشورهای اروپای شرقی منتشر کرده است. عدد فرار مغزها عددهایی که گفته می شود نیست. ابتدای انقلاب با حدود ۵۷ هزار دانشجو در آمریکا ما بزرگ ترین کلونی دانشجویی دنیا بودیم. در حال حاضر این تعداد به ۱۲ هزار دانشجو رسیده است و رتبه های ما نیز از ۱۱ تا ۱۶ تغییر می کند و در حال حاضر چین با حدود ۳۳۰ هزار دانشجو اولین کشور است. عربستان ۵ برابر و کره ای ها ۷ برابر ما دانشجو دارند و این حرف های ژورنالیستی که در خصوص مهاجرت زن ها و نظایر آن گفته می شود اگرچه وجود دارد و باید حساس باشیم اما باید اعداد صحیحی را عنوان کنیم. اعداد درست هم اعداد دولت نیست بلکه اعداد بین المللی است.

شما می گویید حساس باشیم، حساس باشیم یعنی چه کاری انجام دهیم؟

– فرهنگ عمومی جامعه این است و من به رئیس بنیادهای استانی گفته ام باید یک بانک اطلاعاتی جامعه از نخبگان داشته باشند و این حساسیت را ایجاد کنند که چند درصد بچه های نخبه شان خارج از استان است. اخیرا رئیس بنیاد استانی ما در همدان مصاحبه ای کرده و عنوان کرده که ۸۲ درصد بچه های نخبه همدان خارج از این استان هستند و ۶۰ درصد آن در تهران فعال هستند و تعدادی دیگر در استان های دیگر؛ حدود ۱۰ درصد هم در خارج از کشور هستند.

این خیلی خوب است که یک استاندار همانطور که از کشف یک معدن گچ در استان خوشحال می شود و فکر می کند که این امر موجب ایجاد شغل در استان می شود، از بازگشت یک نخبه به استان هم خوشحال شود و زمینه را ایجاد کند که این بچه ها به استان برگردند چرا که اقتصاد آینده در استارت آپ هایی که هفته ای ۱۰ درصد رشد می کنند، سیر می کند. به زودی این افراد بزرگ ترین شرکت های کشور را تاسیس می کنند. برخی از این شرکت ها در حال حاضر ماهی ۳۰ تا ۹۰ درصد رشد می کنند و خودشان می توانند به عنوان یک منبع سرمایه بر روی سایر استارت آپ ها سرمایه گذاری کنند و آنها را بخرند و آن اکوسیستم را شکل دهند.

به نظر شما معنای مهاجرت تفاوت پیدا نکرده است؟ شاید نخبه ها در خارج کشور هم بتوانند خدمت کنند؟

– در بحث خارج از کشور ما برنامه های زیادی در بنیاد ملی نخبگان داریم. یکی از بحث ها هم چرخش بچه است که بتوانند راحت رفت و آمد داشته باشند چون یکی از مشکلات بچه های ما این است که دیگر آن ارتباطات را ندارند و بعد از چند سال که خارج از کشور باشند آن ارتباطات از دست می رود و در آن طرح بنیاد این ارتباط را برای آنها ایجاد می کند. یا اگر می خواهند در ایران شرکتی داشته باشند حتی اگر در خارج از کشور هم باشند می توانند شرکت شان را راه بیندازند و با توسعه آی تی عدم حضورشان خیلی معنا ندارد و بیشترین پلت فرم جذب استارت آپ ها هستند نه دانشگاه ها.

جذب در این شرکت ها بر پایه مغز است. در نتیجه جذب نخبگان در استارت آپ ها اتفاق می افتد. در بحث دانشجویی هم بدانید که «موبایل استیودنت» ظرف یک دهه گذشته نزدیک ۱۳ برابر در دنیا توسعه پیدا کرده است و دانشجویان در حال گردش در دانشگاه ها هستند اما ما عقب هستیم. اتفاقا بحث ما این است که چرا بچه های ما خارج از کشور نمی روند.

موسساتی داریم که پول برای تحقیقات ندارند

چینی ها خودشان تشویق می کنند که دانشجویان شان به خارج از کشور بروند…

– من با وزیر علوم چین و رئیس آکادمی علوم چین صحبت کردم و پرسیدم شما که ۳۳۰ هزار دانشجو در آمریکا دارید آنها را بورس می کنید؟ گفت بورس در آمریکا ممنوع است. وقتی آمریکایی ها پول اینها را می دهند چرا ما پول شان را بدهیم. ما سیستمی گذاشتیم که به کشور برگردند. ۳۳۰ هزار چینی با پول آمریکایی ها در آمریکا تحصیل می کنند و این ایرادی ندارد و باید ساختاری داشته باشیم که از این بچه ها استفاده کنیم چه در قالب برگشتن شان به کشور و چه در قالب این که ورک شاپ و کنفرانسی داشته باشند یا شرکت های خودشان را در داخل کشور داشته باشند.

این موضوع باعث تحول در اقتصاد می شود. این که کشور و افکار عمومی بر خروج نخبگان حساس است، موهبت بسیار بزرگی است اما نباید به ناامیدی برسیم. با توجه به آمارهای بین المللی ما نه کشور مهاجرپذیری هستیم و نه مهاجرفرست. یعنی نه حاضر هستیم به مهاجرت نخبه از سایر کشورها ویزا بدهیم که این موضوع عیب بزرگی است و نه کشور مهاجرفرستی هستیم و اعداد ما بالا نیست. در کانادا در سال ۲۰۱۳ حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ نفر مهاجر داشتیم که در سال ۲۰۱۵ این عدد حدود ۱۱ هزار نفر شده و در سال ۲۰۱۶، این رقم ۶ هزار و ۴۰۰ نفر شده است. یک زمان هایی تا ۲۹ هزار نفر به آمریکا مهاجر داشتیم. البته این رقم در آمریکا بالا نیست چون مهاجرپذیر هستند و لزوما این افراد نخبه نیستند بلکه خانواده هستند.

اگر چین و عربستان چندین برابر ایران در آمریکا دانشجو دارند پس صحبت از مهاجرت نخبگان و دانشجویان بیشتر رنگ و بوی سیاسی کاری می دهد؟

– به نظر می رسد از این موضوع مهاجرت، گروه های سیاسی می خواهند استفاده کنند. در بنیاد نخبگان همیشه سعی کردیم که منطقی با موضوع برخورد کنیم. عدد و رقم درست را همیشه منتشر کردیم و در اختیار شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز قرار دادیم. ما یک بانک اطلاعاتی مفصل از نخبگان داریم، چه بچه هایی که در کنکور هستند و چه بچه هایی که در المپیادهای دانشجویی هستند و حتی آمار رفتن آنها را داریم و خیلی از اینها را خودمان بورس می کنیم. اما این آمارها، آمار ما نیست که بگویند خودتان درست می کنید بلکه آمارهای بین المللی است و سالانه منتشر می شود.

بنابراین این اشتباه است که بگوییم سال ۲۰۰۹ این آمار از خروج نخبگان از کشور بیرون آمده است. ۴۸ هزار دانشجویی که ما در خارج از ایران داریم را بررسی کنیم، خواهیم دید که بزرگ ترین کلونی ما در آمریکاست که ۱۲ هزار دانشجویی در آنجا داریم. ریز به ریز هم آمار وجود دارد که در کدام کشورها دانشجوی ایرانی حضور دارد. بیشترین دانشجو در اروپا مربوط به ایتالیاست. در کانادا حدود ۲ هزار و ۳۰۰ دانشجو داریم و این عدد اصلا قابل توجه نیست. سالانه ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر به کانادا می روند. ما در دنیا به بچه های علوم پایه و مهندسی معروف هستیم و بچه های فوق العاده ای در این حوزه ها داریم

و در برخی رشته های خاص مهاجران مان زیاد است مانند مهندسی برق، مهندسی کامپیوتر و مهندسی مکانیک که با توسعه استارت آپ ها مهندس کامپیوتر بسیار کم شده چون بچه ها شدید در استارت آپ ها فعالیت می کنند. ما در برخی از رشته های دانشگاه های خاص مسئله داریم اما این عدد، عدد نگران کننده ای نیست و ما جزو بالاترین ارسال کنندگان مهاجر به دنیا نیستیم.

نگرانی دیگری نیز وجود دارد. از روزی که آقای روحانی رئیس جمهور شدند، بحث مهاجرت معکوس مطرح شد. شما هم پیگیری های زیادی کردید که بتوانیم با ایرانی هایی که از کشور رفته اند ارتباط برقرار کنیم. چقدر این موضوع تبلیغاتی و سیاسی است و چقدر واقعی است؟ آیا شما توانسته اید زمینه ای برای مهاجرت معکوس ایجاد کنید؟

– ما ایده های مان را از چینی ها و آمریکایی ها گرفته ایم. زمانی که شما یک فرد را انتخاب می کنید، می گویید که شما یک سال یا ۶ ماه به اینجا بیا و من هزینه هایت را می دهم. اگر اینجا را نپسندیدی تنها وقتت تلف می شود و من هم پولم را هدر داده ام؛ یک مکانیزم دو سر برد و دو سر باخت است. ما با یک دهم هزینه ای که می توانیم یک نفر را بورس کنیم می توانیم یک فرد را به کشور برگردانیم. بچه ای که می دانیم در این مدت در خارج از کشور چه کرده است اما یک فردی را که بورس می کنیم نمی دانیم که ۴ سال بعد چه کار می کند یا اصلا نمی ماند یا بر می گردد اما آن بچه را داریم و با یک دهم این هزینه می توانیم آن را برگردانیم.

اگر همین الان یک فرد را بخواهیم بورس کنیم بین ۷۵۰ میلیون تا ۱ میلیارد تومان خرجش است اما با یک دهم این هزینه می توانیم دانشجوی فارغ التحصیلی که در شرکت های بزرگ کار کرده و مقالاتش را می توانیم مطالعه کنیم را برگردانیم و این موضوع شاه کلید قضیه مهاجرت معکوس است و زمانی که این بچه ها بر می گردند به ۶ ماه نرسیده در یک جایی در سیستم جذب شده اند یا در دانشگاه یا در استارت آپ جذب می شوند یا یک شرکت تاسیس می کنند.

موسساتی داریم که پول برای تحقیقات ندارند

در این خصوص عددی دارید؟

– در یک مقطعی مشکل مالی پیدا کردیم و پروژه را از ۴۰۰ دانشگاه برتر دنیا شروع کردیم. استقبال به حدی بود که رسید به ۲۰۰ دانشگاه و الان به ۱۰۰ دانشگاه برتر دنیا رسیده ایم. تعداد دانشجویان ایرانی که در خارج از کشور هستند، محدود است اما در حال حاضر روزی سه نفر اپلای می کنند که به کشور برگردند و این روزها اتفاقا خیلی سختگیر شده ایم که چه کسی را انتخاب کنیم.

مشکلات سیاسی و امنیتی نیز در این خصوص وجود دارد؟

– مشکلات سیاسی و امنیتی شان را حل می کنیم.

می توانید حل کنید؟

– بله، ما تمام استعلام ها را از نهادهای مربوطه می گیریم، ضمن این که قبل از این که این فرد به ایران برگردد معلوم است که کجا می خواهد برای یک سال کار کند. در این مدت یک سال باید خودش را اصطلاحا جا بیندازد و در این مدت یک سال ما از او حمایت مالی می کنیم.

می گویند برخی از این افراد که به کشور بر می گردند، سرخورده و افسرده می شوند…

– باز باید به سراغ آن اکوسیستم برویم. ما یک اکوسیستمی را توانسته ایم درست کنیم. در استارت آپ ها کسانی که برگشتند که در خارج از کشور سالانه ۴۰۰ هزار دلار یا حتی ۶۰۰ هزار دلار حقوق می گرفتند و در داخل استارت آپ زده اند و ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر کارمند دارند، ما بازار مناسبی برای استارت آپ ها خصوصا استارت آپ های خدماتی هستیم. البته در استارت آپ های تکنولوژی هم بسیار نیازمند این بچه ها هستیم اما بازار استارت آپ های تکنولوژی محدودتر است و رشدشان گم است اما رقیب زیادی ندارند.

۴ سال پیش زمانی که بحث کارآفرینی و شرکت های دانش بنیان مطرح شد همه فکر کردند که یک دکان تشریفاتی است اما امروزه به عینه قابل رویت است، اما به لحاظ رسانه ای قوی نیستید…

– بچه هایی که اخیرا از چین آمدند «سوجو» را دیدند و باید دید که چطور یک بندر ماهیگری مرکز جذب مغز است. اتفاقی که در چین می افتد بی نظیر است. چندی قبل گزارش اوپک راجع به پیش بینی قیمت نفت را می خواندم. در سال ۲۰۴۰ کل آمریکای شمالی و کل اروپا ۲۸ درصد جی.دی.پی دنیا را دارند. چین و هند اما ۳۹ درصد جی.دی.پی دنیا را به خود اختصاص داده اند. چرا؟ چون نیروی انسانی اهمیت دار می شود.

مدیرعامل علی بابا در شهری می خواست صحبت کند و تمام آن شهر قفل شده بود و میلیونی در چین پای صحبتش می نشینند. رتبه سایت علی بابا در الکسا ۱۷۵ است و رتبه دی.جی.کالا در الکسا ۳۰۰ است اما من نمی توانم دست آقای مدیرعامل دی.جی کالا را بگیرم و بگویم جوان ها پای صحبت های ایشان بنشینند که «استیو جابزتان» این است. بگویم بنشینید و بشنوید مدیرعامل دی.جی کالا چطور از زیرزمین به روزی ۱۲ میلیارد تومان فروش رسید و رتبه جهانی الکسایش ۳۰۰ شد. در جامعه ما کارآفرینی ارزش نیست و رسانه های ما برای یک فرد کارآفرین ارزش قائل نیستند. در این شرایط الگوسازی مناسبی نمی توان کرد.

ما به کارآفرین یک کینه ناخواسته هم داریم…

– بله، اما استارت آپ ها قیمت شان پایین است و دسترسی بالا و اطمینان بالایی ایجاد کرده اند. در واقع سیل جدیدی از کارآفرینان در جامعه در حال کار هستند و نسل قدیمی می روند. هر کس که قدیمی باشد از بین می رود.

به نظر می رسد سختی کار بیش از این که به شما مربوط باشد، به وزارت علوم و دانشگاه ها و نهادهای دیگر مربوط است…

– قضیه همان اکوسیستم است.

یک فعالیت عمده بنیاد نخبگان در داخل کشور است و بچه های داخلی را با همین سیکل حمایت می کنیم که در دانشگاه هیات علمی شوند و بتوانند استفاده کنند. اما شاید محیط دانشگاه آن اکوسیستم را نداشته باشد و چند دانشگاه هستند که این موضوع را متوجه می شوند که بتوانند نخبگان را درک کنند. در وزارتخانه خیلی مسئله خاصی نداریم و بحث اصلی ما عمدتا با گروه ها و دانشگاه است. ما بهت یک مدلی رسیدیم که چگونه آموزش می تواند به اقتصاد ربط داشته باشد و این موضوع شاه کلید قضیه است و فکر می کنم این مدل را خیلی خوب توانسته ایم توسعه دهیم

به طوری که استارت آپ ها به سرعت رشد می کنند. در این شرایط که خیلی از منابع ممکن است زیان ده باشند، این حوزه، حوزه ای است که به سرعت رشد می کند. جوان ها در حال حاضر شرکت های خودشان را می زنند و اولین توصیه من به اینها این است که سمت دولت نروند چون این بخشی از پژوهش است که دولت اصلا نباید دخالت کند و در این حوزه تنها باید دولت هر طور که می تواند کمک کند

تا محیط کسب و کار درست شود و بعد این کسب و کار بزرگ می شود. همانطور که آمازون بیشترین سرمایه را در تکنولوژی می کند و در حوزه پهپاد هیچ کس به اندازه آمازون سرمایه گذاری نمی کند. این شرکت ها زمانی که بزرگ می شوند، روی تکنولوژی سرمایه گذاری می کنند. این مدل جدید کسب و کار بحثش نیروی انسانی است و فرق بین یک بچه خلاق و نوآور با یک بچه ای که بچه پولدار بوده در اینجا مشخص می شود. در حال حاضر یک فرد ۲۵ ساله مدیرعامل یک شرکت است و ۴۰ میلیون مشترک دارد و در سیستم کار می کند و رشد هفته ای ۱۰ درصد را تجربه می کند.


کودکان زیر ۱۸ سال، زیر بلندای چوبه‌دار


روزنامه قانون: «مراد» ۱۶ ساله در انتظار حکمی است که در قد و قواره‌اش نیست. وی در آستانه اعدام قرار دارد؛ حکمی که هر کسی آن را می‌شنود ناخواسته قالب تهی می‌کند. او به اتهام تجاوز به پسری ۱۰ ساله در برزخ کانون اصلاح و تربیت به سر می‌برد. این نوجوان ریزجثه در گفت‌وگو با وکیلش اتهامش را نپذیرفته است و خانواده‌ای که از او شکایت کرده‌‌اند، می‌خواهند او را بالای دار بفرستند تا عبرتی برای دیگران شود !

قامت‌های کوتاه، زیر بلندای چوبه دار

مراد ریز جثه است و از اتباع افغانستان. به نظر ۱۱ – ۱۲ ساله است ولی پزشکی قانونی سنش را ۱۵ سال تعیین کرده‌اند. رفتارهای مراد نشان می‌دهد وی درک کاملی از موضوعی که به او نسبت داده‌اند، ندارد. ولی پیش از اینکه به اتهام عمل لواط دستگیر شود، چند ماه شاگرد یک مغازه لبنیاتی بوده و به گفته صاحبکارش عاشق کارکردن. او در محیط کار با کسی در ارتباط نبود. نه اهل تفریح بوده نه ورزش؛ فقط عاشق کارکردن.

اوایل سال گذشته پرونده‌اش در دادسرای اطفال مطرح می‌شود و خانواده یکی از مشتریان با ادعای تجاوز و انجام عمل لواط با پسر ۱۰ساله‌شان از او شکایت می‌کنند. شاکیان پرونده ادعا می‌کنند که مراد در مغازه‌ای که در آن مشغول به کار بوده به پسرشان تجاوز کرده‌ است.

از برآیند نظریه پزشکی قانونی نیز چنین بر می‌آید که تجاوز کامل صورت نگرفته است. پدر و مادر قربانی به شدت پیگیر احقاق حقوق فرزندشان و اشد مجازات برای مراد هستند و ادعا می‌کنند برای عبرت گرفتن سایران از این اتفاق، تا پای چوبه دار نيز خواهند رفت.

بررسی زندگی این نوجوان نشان می‌دهد وی جزو خانواده های مهاجر در ایران است برای گذران زندگی خود به این کار و شغل نیاز داشته و با سختی فراوان توانسته است اعتماد صاحب مغازه را جلب و در آنجا کار کند.

«سارا باقری» وکیل دادگستری و عضو انجمن حمایت از کودکان که وکالت مراد را برعهده دارد، در این باره به ما می‌گوید: «با او که حرف می‌زنم تحت هیچ عنوان اتهامش را نمی‌پذیرد و با گریه می‌گوید که آن پسر ۱۰ ساله را نمی شناخته که بخواهد چنین کاری با او کند. مراد به خاطر عجز و ناتوانی از تودیع وثیقه همچنان در کانون اصلاح و تربیت بازداشت است».

به گفته این حقوق‌دان از منظر حقوقی، قانونگذار در ماده ۲۳۴ قانون مجازات اسلامی مصوب یک اردیبهشت ۹۲ بيان می کند:«حد لواط برای فاعل درصورت عنف، اکراه یا دارا بودن شرایط احصان، اعدام و در غیر این صورت صد ضربه شلاق است».

وی در ادامه می‌افزاید:« مراد در زمره کودکان زیر ۱۸ سال محسوب می­‌شود که در معرض اعدام قرار گرفته است. با توجه به ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی، هرگاه افراد بالغ کمتر از ۱۸ سال در جرايم حدی ماهیت جرم انجام شده یا حرمت آن را درک نکنند یا در رشد و کمال عقلی آن‌ها شبهه وجود داشته باشد، مجازات­‌های جایگزین اعدام برای آن‌ها در نظر گرفته می­‌شود. آیا می‌توان از پسربچه­‌ای ۱۶ساله انتظار داشت که به بلوغ کامل عقلی رسیده و ماهیت این جرم و مجازات سنگین آن را درک کرده باشد؟ اگر مراد می­‌دانست با انجام این عمل در معرض اعدام قرار می­‌گیرد، هرگز فکر دست زدن به چنین کاری را در سر می‌­پروراند؟ می­توان امید داشت که قضات با توجه به اوضاع و احوال هر پرونده از ظرفیت­‌های موجود در قوانین استفاده کنند و آن‌ها را در احکام خود به کار برند. به طور مثال، در چنین مواردی می­‌توان از ماده ۱۱۴ قانون مجازات اسلامی بهره برد و در صورت توبه متهم پیش از اثبات جرم چنین مجازاتی را از او ساقط کرد.

عدم ارتباط بین شدت مجازات و کاهش جرم

سارا باقری معتقد است:«هرچند توجیه بسیاری از افراد از جمله خانواده بزه‌­دیده این است که اگر مجازات های سنگینی مانند سلب حیات اجرا شود، از تکرار چنین جرايمی در آینده جلوگیری خواهد شد اما یافته‌های علم جرم­شناسی نشان داده که ارتباط معنا­داری میان شدت مجازات و کاهش ارتکاب جرم وجود ندارد. به عبارت دیگر، بحث عبرت انگیز بودن چنین مجازات­هایی به لحاظ علمی محل تردید است. آیا وقتی قاچاقیان مواد مخدر اعدام می‌­شدند، آمار ارتکاب این جرم کاهش می­‌یافت؟ باید گفت هر جرمی در بستر اجتماعی اتفاق می­‌افتد و علاوه بر سوء نیت مجرم، عوامل اجتماعی عدیده‌ای در آن دخالت دارد که بسیاری از آن‌ها تحت کنترل افراد نیست. شاید مهاجر بودن مراد و عدم آشنایی وی با فرهنگ و قوانین ما در کنار سایر عوامل ارتکاب جرم قابل تامل باشد.

سرنوشت مراد در دست قاضی پرونده است. نمی­‌توان به درستی پیش‌­بینی کرد که قاضی چه حکمی صادر می­‌کند. این امر بستگی به باور قاضی و نیز تفسیر وی از قوانین مربوط به بزهکاران زیر ۱۸ سال دارد. جدا کردن بزهکاران زیر ۱۸ سال از سایر افراد نشان‌دهنده وجهه حمایتی قوانین نسبت به این افراد است. نوجوانانی که در سن بلوغ قرار دارند، دارای ویژگی­ها و روحیاتی متمایز با بزرگسالان هستند و به همین علت قوانین کیفری متفاوتی برای آن‌ها در نظر گرفته شده است.

انتظار می­‌رود نظام قضایی با لحاظ کردن تمامي مسائل اجتماعی موثر در وقوع جرم و نیز ظرفیت‌های قانونی موجود، مجازات سلب حیات را به عنوان تنها گزینه ممکن مد نظر قرار نداده و با توجه به اوضاع و احوال خاص هر پرونده به صدور احکامی متناسب با آن مبادرت ورزند».

مجازات هایی جایگزین اعدام کودکان

اما در این مورد و اعدام افراد زیر ۱۸ سال، ضحی امیری، حقوقدان و عضو کمیته انجمن حمایت ازحقوق کودکان در خصوص بحث میانجیگری در جرایم کودکان و نوجوانان و روش‌های جایگزین اعدام از منظر جرم شناسی و جامعه شناسی در مصاحبه با ما چنین می‌گوید: «سن، مهم‌­ترین عاملی است که جرايم اطفال و نوجوانان را از بزرگسالان متمایز می‌­کند و تعیین حدود سن مسئولیت کیفری، بیانگر توجه حقوق کیفری به قدرت تشخیص فرد در تعیین مسئولیت کیفری و اعمال مجازات است. در کشورهای مختلف سعی بر آن است تا با تعیین یک محدوده ­ سنی خاص، میزان مسئولیت اطفال و نوجوانان را در قبال اعمال معارض با قانون آن‌ها مشخص کنند تا به واسطه آن، تحت رژیم خاصی از نظام عدالت قرار گرفته و دفاع از جامعه و روند اصلاح و تربیت این گروه به نحو مطلوب تامین شود.

این امر در حقوق کیفری اطفال، مورد توجه مراجع بین­‌المللی به ویژه سازمان ملل در چارچوب اسناد الزام آور و ارشادی نیز قرارگرفته­ است. در کنار بند الف ماده ۳۷ پیمان­‌نامه حقوق کودک که دولت­‌های عضو را از به کارگیری کیفر مرگ نسبت به کودکان باز می‌­دارد، معاهداتی مانند میثاق بین­‌المللی حقوق مدنی- سیاسی، مقررات ویژه‌­ای در قالب مواد مربوط به آزادی و امنیت شخصی و دادرسی عادلانه پیش­‌بینی کرده ­است؛ ماده (۵) ۶ میثاق بین­‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مقرر می­‌دارد:«حکم اعدام نباید در مورد جرايمی اعمال شود که افراد زیر ۱۸ سال مرتکب می‌­شوند». به همین ترتیب ماده (۴) ۱۴ میثاق نیز چنین است:«در مورد اشخاص صغیر، رسیدگی باید به نحوی باشد که سن و بازپروری آنان مورد توجه قرار گیرد».

هدف از این مقررات، تاثیرگذاری بر قوانین داخلی کشورها در راستای ارتقاي عدالت کیفری اطفال است؛ به طوری که حقوق اطفال در همه مراحل رسیدگی رعایت شود. اتخاذ رویکرد افتراقی به حقوق کودکان در راستای اعمال سیاست­‌های حمایتی برای آنان، مطابق با معیارهای حقوق بشری و بین­‌المللی، در راستای تامین منافع عالیه کودکان ضروری است؛ چرا که آینده بشریت به میزان و کیفیت اصلاح و تربیت آنان بستگی خواهد داشت».

کودکان بزهکار، قربانیان محروم شده از حقوق اولیه اجتماعی هستند

شاید بتوان گفت کودکان و نوجوانانی که وارد دنیای بزهکاری می‌­شوند، در حقیقت قربانی محرومیت­‌ها و بی‌­مراقبتی‌­های مادی، عاطفی، معنوی و اجتماعی هستند. قربانی شرایط نامطلوب جامعه، خانواده و محیط آموزشی که به واسطه خوب انجام ندادن وظایف خود در زمینه­‌های تربیتی و آموزشی، کودک را به ورطه بزهکاری رانده‌اند».

ضحی امیری در این باره می‌گوید:« در یک الگوی عدالت کیفری، تحت تاثیر آموزه‌­های سنتی فلسفه­ حقوق کیفری، بر ضرورت واکنش جزایی نسبت به مجرمان و حتی اطفال تاکید شده ‌است. در چنین الگویی با توجه به آزادی اراده­ بزهکاران که در آن مفروض و مسلم تلقی شده ­است و نیز حسابگری جزایی آن‌ها، اطفال پس از رسیدن به مقطع سنی خاص که درواقع هیچ معیار مشخص روان­شناختی یا جامعه‌شناختی نیز ندارد، توسل به پاسخ­‌های جزایی و به خصوص مجازات، نه تنها عادلانه بلکه بازدارنده نیز تلقی می‌­شود، در واقع هدف غایی سیستم عدالت کیفری اطفال در این الگو، بيشتر تنبیه کودکان و نوجوانان بزهکاری است که بیشترشان از توجهات خاص و ویژه‌­ای که موقعیت کودکی می‌طلبد، محروم بوده‌­اند.

در صورتی که انتظار می­‌رود این خلأها تا اندازه‌­ای به مناسبت رسیدگی و پاسخ‌دهی توسط یک سیستم جامع و عادلانه پر شود و کودکان مجرم و مستوجب ضمانت ­اجراهای کیفری و قهر‌آمیز نباشند؛ در واقع لزوم واکنش اجتماعی مناسب در قبال اطفال و نوجوانان بزهکار اقتضا می­‌کند که احکام محاکم در خصوص این افراد بر پایه­ تلاش برای درک عواملی که موجب ارتکاب بزه از ناحیه نوجوان یا طفل معارض قانون شده باشد؛ چرا که اطفال جدای از بزرگسالان در ارتکاب اعمال مجرمانه خویش، دارای مسئولیت کیفری نقصان یافته هستند و به عبارتی ارتکاب جرم از ناحیه آنان تنها به صورت یک خطا و اشتباه قابل اغماض باید مورد توجه قرار گیرد».

دوری از نظام قضایی در حقوق کیفری اطفال

عضو کمیته انجمن حمایت ازحقوق کودکان در ادامه می‌افزاید:« با توجه به آثار نامطلوبی که مواجهه اطفال با دستگاه قضایی وجود دارد، در ماده ۴۰ پیمان­‌نامه جهانی حقوق کودک، سعی در ترویج دوری از دادرسی‌­های قضایی شده است. بند ب از ماده ۴۰ این پیمان نامه عنوان می‌‌کند که کشورهای عضو، تلاش خواهند کرد در صورت مقتضی و مطلوب بودن، اعمال تدابیری برای برخورد با این­‌گونه کودکان بدون توسل به دادرسی‌­های قضایی معمول دارند، منوط به اینکه حقوق بشر و ضمانت­‌های حقوقی کاملا رعایت شود».

باید گفت دوری از نظام قضایی باید به عنوان محور اصلی هر نظام حقوق کیفری مربوط به اطفال و نوجوانان مورد توجه قرار گیرد و محاکمه و دادرسی در مراجع رسمی به عنوان آخرین راه حل ممکن مورد کمک قرار گیرد. سازمان ملل متحد نیز که یکی از نهادهای موثر و الهام‌بخش سیاست جنایی در عرصه­ بین­‌المللی است، در سال ۲۰۰۲ قطعنامه­«اصول بنیادین استفاده از برنامه‌­های ترمیمی در امور کیفری» را به تصویب رساند که در این سند بر ضرورت استفاده از برنامه­‌های ترمیمی در امور کیفری به ویژه نسبت به اطفال بزهکار تاکید شده است. الگوی عدالت ترمیمی می­‌تواند موجب تغییرات اساسی در نقش و کارکرد فرآیند رسمی رسیدگی شود. رویه­‌ها و برنامه­‌های ترمیمی، تمامی افراد متاثر از ارتکاب جرم را به مشارکت وامی‌­دارد، آثار جرم را برای بزه‌­دیده یا نمایندگان وی تشریح می­‌کند و باعث می‌­شود طفل بزهکار ضمن روبه‌­رو شدن با نتایج عمل ارتکابی­‌اش، دلایل و عوامل تاثیرگذار بر ارتکاب بزه را شرح دهد.

یکی از جایگزین­‌هایی را که می­‌توان از آن برای پرهیز از نظام قضایی مورد استفاده قرار داد، میانجیگری است. تحقیقات نشان می­‌دهد كه راهبردهایی چون میانجیگری میان بزه­‌دیده و بزهکار هرگاه داوطلبانه و توأم با رضایت آن‌ها باشد، نتیجه بخش­‌تر است. در یک فرآیند ترمیمی، طرفین ذی­‌حق و ذی­‌سهم در جرم، به منظور یافتن راه‌­حل جمعی برای آثار جرم و استلزامات آینده آن گرد هم جمع می‌­شوند و با مشارکت فعال بزه‌دیده­­ جرم، با توجه به نیازها و ضرورت‌های بزه­‌دیده و بزهکار، تصمیمات مقتضی گرفته می­‌شود.

در یک فرآیند ترمیمی، طفل بزهکار با آگاهی از آثار بد عمل ارتکابی­‌اش، در حضور بزه‌­دیده و سایر افراد آسیب­‌دیده از جرم دچار شرم­ساری بازپذیرنده کننده‌­ای می‌­شود که به مراتب آثار پیشگیرانه­ قوی‌­تری نسبت به شرمساری تحقیرکننده و اتهام‌­زننده ناشی از تحمل مجازات رسمی دارد.

اعدام کودک، گزینه ای بیهوده و ناکارآمد در جبران و پیشگیری

به عقیده ضحی امیری، در الگوی عدالت کیفری بدون توجه به ابعاد مختلف دوران کودکی و نوجوانی، واکنش­‌های کیفری سخت­گیرانه‌­­­ای همچون کیفر مرگ نسبت به اطفال اعمال می‌شود. علاوه بر اینکه اعدام یک مجازات بازگشت ناپذیر، گزینه­‌ای بیهوده برای جبران درد و رنج­‌های بزه‌­دیده، ابزاری ناکارآمد در پیشگیری از وقوع جرم و تکرار آن است و سال­‌ها نیز از پیوستن دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک می­‌گذرد، همچنان تعدادی از نوجوانانی که قبل از ۱۸ سال مرتکب جرم­‌های مستوجب اعدام شده‌­اند، به کیفر مرگ محکوم می­‌شوند.

اصلاح و تربیت اطفال و نوجوانان بزهکار از اهمیت ویژه­‌ای برخوردار است؛ چرا که این دسته از افراد در حال طی کردن فرآیند جامعه­‌پذیری هستند و موجوداتی انعطاف‌پذیرند و می‌­توانند در سایه­ اعمال تدابیر اصلاحی و تربیتی که از آن محروم بوده‌اند، هر چه سریع‌تر به جامعه و خانواده خویش بازگشته و بدون برچسب مجرم به زندگی خود ادامه دهند؛ همان‌طور که در ماده ۴۰ پیمان­‌نامه جهانی حقوق کودک تصریح شده ­است که با کودکان مجرم، متهم یا مظنون به نقض قوانین جزایی، باید به گونه‌ای برخورد شود که حس ارزش و حیثیت شخصی آنان با توجه به سن و میزان بلوغ شان ارتقایابد و موجب اعتلای مفاهیم ارزشمند در ذهن کودک ناقض قانون شود؛ به گونه‌­ای که امکان ادغام مجدد طفل بزهکار در جامعه و ایفای نقشی سازنده توسط او در جامعه وجود داشته باشد.

نیمه پنهان صدور حکم قصاص برای کودکان

هادی شریعتی، فعال حقوق کودک و نايب‌ريیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در این خصوص معتقد است: «افزایش صدور و اجرای حکم قصاص نوجوانان در یک سال گذشته، باعث ایجاد نگرانی‌های جدی در جامعه مدنی ایران شده است. فعالان حقوق کودک، همواره به نادیده گرفتن کنوانسیون حقوق کودک، بی‌توجهی به ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی و صدور حکم، بدون بررسی دقیق علمی، روانشناختی و روان‌پزشکی رشد عقلی هنگام ارتکاب جرم، اعتراض داشته‌اند.

دراین میان به دو مساله توجه کمتری شده است؛ مساله اول شرایط روانی و اجتماعی نوجوانانی است که در معرض صدور و اجرای حکم قصاص قرار می‌گیرند. فشارهای روانی ناشی از امکان اجرای هرلحظه‌ای حکم قصاص، حتی در صورت عفو ولی‌دم در هنگام اجرای حکم، اثرات ناگواری بر ساختار روانی فرد خواهد گذاشت و زندگی اجتماعی او را در آینده به‌شدت مختل خواهد کرد.گرچه نوجوانان بسیاري بوده‌اند که بعد از بخشیده‌شدن یا تحمل کردن دوران محکومیت، دچار افسردگی شده و حتی دست به انتحار زده‌اند.

بارها اتفاق افتاده که نوجوان محکوم به قصاص چندین بار تا پای چوبه دار رفته و در معرض اجرای قطعی حکم قرار گرفته‌اند اما به دلایلی حکم اجرا نشده است. این مواجهه دردناک با مرگ، یک مجازات مضاعف و سهمگین است که بر کودک تحمیل می‌شود و نسبتی با عدالت قضایی ندارد.

مساله دوم که پیشتر در بحث افزایش صدور و اجرای حکم اعدام کودکان، به آن بی‌توجهی شده، یک هشدار جدی است. هشدار در ارتباط با خشونت نهادینه شده و سیستماتیکی که کودکان، قربانیان اصلی آن هستند».

کودکی که در خانواده و مدرسه با سیستم تنبیه بدنی و تحقیر مواجه می‌شود و در محیط اجتماعی نیز در معرض انواع خشونت‌های دیداری و شنیداری قرار می‌گیرد، در برابر بحران، واکنشی غیر از خشم و خشونت نخواهد داشت. کودک ناآگاه که همواره احساس ترس و ناامنی می‌کند،کودک حاشیه‌نشینی که گرفتار جغرافیای خشن حاصل از فقر است و کودک تربیت‌شده در چرخه خانواده، مدرسه، محیط اجتماعی و رسانه‌هایی که پی‌درپی این خشونت گسترش‌یافته را ترویج می‌کنند، به‌جای کتاب و قلم ترجیح می‌دهند سلاح حمل کنند.

در همه افراد زیر ۱۸ سالی که به‌زودی ممکن است حکم قصاص‌شان صادر شود، کودکی پنهان شده است؛ کودکی آزار دیده، تحقیر شده و خشونت‌زده که در هیچ دادگاهی به آن توجه نمی‌شود.


1 2 3 48